تبليغاتX
از همه چیز یه ذره
 
از همه چیز یه ذره
 
 
از همه چیز یه ذره
 
اولین مسجد ساخت چین ...

ساخت نخستين مسجد با سبک معماري چيني در استان کلانتان مالزي به تازگي به پايان رسيد.

به گزارش مجله ایرانیان مالزی، ساخت اين مسجد در مساحت حدود چهار هکتار در سال دو هزار و پنج آغاز شد و هشت ميليون و هشتصد هزار رينگيت معادل حدود دو و نيم ميليون دلار هزينه داشته است. اين مسجد گنجايش يک هزار نفر را دارد.


مسجد سلطان اسماعيل پترا سيلور جوبيلي Sultan Ismail Petra Silver Jubilee که ساکنان محلي به آن «مسجد پکن» نيز مي‌گويند، در دو طبقه با معماري به سبک بناي مذهبي بودايي در خاور دور ساخته شده است که مشابه بناي نيو جي Niu Jie در محله مسلمان نشين پکن است. سبک‌هاي معماري هند و ازبک نيز در اين مسجد استفاده شده است. خبرگزاري «شينهوا» اعلام کرد، اين مسجد با اين سبک معماري منحصر به فرد همچنين مي‌تواند به يکي از جاذبه‌هاي گردشگري استان کلانتان تبديل شود.
 |+| نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 12:6  توسط محمد حسین  | 
دست هاي كوچك دعا ...

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

خدایا! یک داداشي و يک خونه بزرگ به ما بده !! (زينب م / 3 ونيم ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدایا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما.. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)


در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 10:39  توسط محمد حسین  | 
تصاویر روزنامه های کاغذی متحرک می‌شوند!
یک هفته نامه آمریکایی از شماره آینده خود با کمک فناوری جدید جوهر - الکترونیک تصاویری را در صفحات چاپی خود منتشر خواهد کرد که حرکت می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، هفته نامه Entertainment Weekly با کمک تازه ترین مرز فناوری موسوم "جوهر الکترونیک" از شماره آینده خود تصاویر متحرک را به جای تصاویر ثابت روزنامه های عادی منتشر می کند.

جوهر الکترونیک فناوری است که به کمک آن امکان ساخت نمایشگرهای بسیار باریک برای ایجاد روزنامه های الکترونیک فراهم می شود.

با بازکردن صفحات شماره آینده این هفته نامه کاغذی، ویدئویی روشن خواهد شد که یک آگهی را از شبکه تلویزیونی "سی بی اس" و یک آگهی از یک شرکت نوشابه سازی در صفحات چاپی پخش خواهد کرد.

عملکرد این سیستم شبیه به کارت تبریک الکترونیک است که وقتی باز می شوند موسیقی پخش می کنند با این تفاوت که علاوه بر موسیقی اکنون امکان پخش تصاویر متحرک نیز ایجاد شده است.

در مجموع می توان یک ویدئوی به مدت زمان 40 دقیقه را در صفحات داخلی روزنامه ها و مجلات چاپ کرد و به دفعات آنها را دید.

در این مجله از نمایشگرهای باریک تولید شرکت LA-firm Americhip استفاده می شود. ضخامت این نمایشگرها تنها 7/2 میلیمتر و وضوح تصویر آنها 320 در 240 پیکسل است. این نمایشگرها مجهز به باتریهای قابل شارژی هستند که از طریق یک مینی پورت "یو اس بی" به شارژر متصل می شوند.

به گزارش مهر، جوهر الکترونیک نوعی کاغذ الکترونیک و فناوری است که اجازه ساخت نمایشگرهای به قطر حدود 3/0 میلیمتر و به بزرگی یک برگه A4 را می دهد.

براساس گزارش فاینشال تایمز، درحال حاضر این فناوری برای تولید پخش کننده های کتابهای الکترونیک نسل جدید استفاده می شود. اکنون در تازه ترین تکامل این فناوری امکان ساخت نمایشگرهای رنگی به بزرگی یک برگه A4 و وضوح تصویر بالا فراهم شده است.

علاوه بر هفته نامه Entertainment Weekly این فناوری قرار است از سال آینده برای متحرک کردن جلد مجله Esquire نیز استفاده شود.
 |+| نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 13:8  توسط محمد حسین  | 

مسجدسلیمان , لس انجلس ایران ...

شاید باورتان نشود كه مسجدسلیمان روزی به لس آنجلس ایران معروف بود ولی اكنون به سختی میتوان آنرا شهر خواند.

http://masjed-solyman.com/wp-content/uploads/2008/08/resize-of-img_0151.jpg

1-   اولین چاه نفت در كشور وخاور میانه

۲-   اولین چاه گاز در كشور و خاور میانه

۳-   عمیق ترین چاه در كشور و خاورمیانه

۴-   اولین چاه گاز ترش در كشور وخاورمیانه با ۳۵%گاز هیدروژن سولفوره

۵-   اولین كارخانه گوگرد سازی در كشور وخاور میانه

۶-   اولین تصفیه خانه آب در كشور

۷-   اولین لوله كشی آب در كشور

۸-   اولین كارخانه برق در كشور

۹-   اولین كابل كشی برق در كشور

۱۰- اولین لوله كشی فاضلاب در كشور

۱۱- اولین تصفیه خانه فاضلاب در كشور

۱۲- اولین راه آهن در كشور

۱۳- اولین فرودگاه در كشور

۱۴- اولین پرواز هواپیما در كشور

۱۵- اولین باشگاه تفریحی در كشور

۱۶- اولین سینما در كشور

۱۷- اولین باشگاه گلف در كشور

۱۸- اولین استخر در كشور

۱۹- اولین باشگاه سواركاری در كشور

۲۰- اولین ومجهزترین بیمارستان در كشور

۲۱- اولین ومجهزترین آزمایشگاه طبی در كشور

۲۲- اولین باشگاه كریكت در كشور

۲۳- اولین باشگاه تنیس در كشور

۲۴- اولین باشگاه پینگ پنگ در كشور

۲۵- اولین باشگاه فوتبال در كشور

۲۶- اولین باشگاه شنا در كشور

۲۷- اولین باشگاه والیبال در كشور

۲۸- اولین باشگاه اسكواش در كشور

۲۹- اولین باشگاه بسكتبال در كشور

۳۰- اولین لوله كشی گاز شهری در كشور

۳۱- اولین تصفیه خانه نفت در كشور

۳۲- اولین اتومبیل در كشور

۳۳- اولین جاده آسفالته در كشور

۳۴- اولین تاسیسات ودستگاههای هواشناسی در كشور

۳۵- اولین نقشه های زمین شناسی در كشور وخاور میانه

۳۶- اولین واحد بهره برداری نفت در كشور

۳۷- اولین شبكه تلفن در كشور

۳۸- اولین شبكه تلگراف در كشور

۳۹- اولین ایستگاه تقویت فشار نفت در كشور

۴۰- اولین زمین گلف در كشور

۴۱- اولین زمین فوتبال رسمی در كشور وخاور میانه

۴۲- اولین باشگاه وزنه برداری در كشور

۴۳- اولین كارخانه شیر پاستوریزه در كشور

۴۴- اولین واحد نوشابه سازی در كشور

۴۵- اولین واحد آتش نشانی در كشور

۴۶- اولین واحد كارگاهی با ماشین تراش در كشور

۴۷- اولین پیست وتیم دوچرخه سواری در كشور

۴۸- اولین كارخانه گچ در كشور

۴۹- اولین پروازهای هلیكوپتر در كشور

۵۰- اولین راه داری در كشور

۵۱- اولین كارخانه ماسه در كشور وخاورمیانه

۵۲- اولین آموزشگاه رانندگی در كشور

۵۳- اولین پل فلزی در كشور وخاورمیانه

۵۴- اولین وبلندترین پل فلزی در كشور وخاورمیانه

۵۵- اولین تله كابین در كشور وخاورمیانه

۵۶- اولین آموزشگاه پرستاری در كشور وخاورمیانه

۵۷- اولین هنرستان صنعتی در كشور وخاورمیانه

۵۸- اولین كارخانه نان ماشینی دركشور وخاورمیانه

۵۹- اولین كارخانه سنگ شكن در كشور وخاورمیانه

۶۰- اولین نقاله حمل بار ومسافر در كشور وخاورمیانه

۶۱- اولین كارخانه آسفالت در كشور وخاورمیانه

۶۲- اولین باشگاه وسالن بولینگ در كشور

۶۳- اولین تیم دو و میدانی دركشور

۶۴- اولین تیم شنا در كشور

۶۵- اولین تیم بیلیارد در كشور

۶۶- اولین شهر صنعتی ایران وخاور میانه

۶۷- اولین موزه زمین شناسی دركشور وخاورمیانه

۶۸- اولین كامپیو تر در كشور وخاور میانه

۶۹- بالاترین در صد باسواد در كشور تا سال ۱۳۶۷

۷۰- بالاترین درصد متخصص تا سال ۱۳۵۲

۷۱- بالاترین درصد اشتغال دركشور تاسال ۱۳۵۲

۷۲- اولین باشگاه گلف بانوان در كشور وخاورمیانه

۷۳- اولین انجمن باغبانی بانوان در كشور وخاورمیانه

۷۴- اولین سالنهای نمایشی وتئاتر در كشور وخاورمیانه

۷۵- مركز اجرای برنامه های اكتشاف نفت وگاز وحفاری اولین چاهها در عربستان - كویت وعراق

۷۶- اولین فرستنده خصوصی در ایران و خاورمیانه به نام رادیو نفتون

http://i12.tinypic.com/4013cev.jpg

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 11:36  توسط محمد حسین  | 

داستانی ...

چندی قبل سازمان سیا شروع به گزينش فرد مناسبي براي انجام كارهاي تروريستي كرد. اين كار بسيار محرمانه و در عين حال مشكل بود؛ به طوريكه تستهاي بيشماري از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتي قبل از آنكه تصميم به شركت كردن در دوره ها بگيرند، چك شد.


پس از برسي موقعيت خانوادگي و آموزش ها و تستهاي لازم، دو مرد و يك زن ازميان تمام شركت كنندگان مناسب اين كار تشخيص داده شدند.
در روز تست نهايي تنها يك نفر از ميان آنها براي اين پست انتخاب مي گرديد. در روز مقرر، مامور سیا يكي از شركت كنندگان را به دري بزرگ نزديك كرد و در حاليكه اسلحه اي را به او مي داد گفت :

- ما بايد بدانيم كه تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرايطي اطاعت مي كني، وارد اين اتاق شو و همسرت را كه بر روي صندلي نشسته است بكش!

مرد نگاهي وحشت زده به او كرد و گفت:

- حتما شوخي مي كنيد، من هرگز نمي توانم به همسرم شليك كنم.

مامور نگاهي كرد و گفت :

مسلما شما فرد مناسبي براي اين كار نيستيد.

بنا براين آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حاليكه اسحه اي را به او مي دادند گفتند:

- ما بايد بدانيم كه تو همه دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي كني. همسرت درون اتاق نشسته است اين اسلحه را بگير و او بكش.

مرد دوم كمي بهت زده به آنها نگاه كرد اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد. براي مدتي همه جا سكوت برقرار شد و پس از 5 دقيقه او با چشماني اشك آلود از اتاق خارج شد و گفت:

- من سعي كردم به او شليك كنم، اما نتوانستم ماشه را بكشم و به همسرم شليك كنم. حدس مي زنم كه من فرد مناسبي براي اين كار نباشم!

مامور سیا پاسخ داد:

- نه! همسرت را بردار و به خانه برو..

حالا تنها خانم شركت كننده باقي مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند:

- ما بايد مطمئن باشيم كه تو تمام دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي كني. اين تست نهايي است. داخل اتاق همسرت بر روي صندلي نشسته است . اين اسلحه را بگير و او را بكش.

او اسلحه را گرفت و بلافاصله وارد اتاق شد. حتي قبل از آنگه در اتاق بسته شود آنها صداي شليك 12 گلوله را يكي پس از ديگري شنيدند. بعد از آن سر و صداي وحشتناكي در اتاق راه افتاد، آنها صداي جيغ، كوبيده شدن به در و ديوار و ... را شنيدند. اين سرو صداها براي چند دقيقه اي ادامه داشت. سپس همه جا ساكت شد و در اتاق خيلي آهسته باز شد و خانم مورد نظر را كه كنار در ايستاده بود ديدند. او در حاليكه عرق را از پشاني اش پاك مي كرد گفت:

- شما بايد مي گفتيد كه گلوله ها مشقی است. من مجبور شدم مرتيكه را آنقدر با صندلي بزنم تا بميرد

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 15:25  توسط محمد حسین  | 
سریعترین هواپیمای مسافر بری دنیا ...
.

خبر ساخت فرزند کنکورد انقلابی در صنایع هواپیمایی جهان ایجاد کرد. پرنده بزرگ و بدون پنجره ای که بیشتر در ظاهر و حالت حرکت، به موشک شبیه است تا هواپیما. پرنده ای که در بالاترین سرعت به 5 ماخ (2.5 برابر کنکورد) پرواز می کند. A2 فاصله لندن تا استرالیا را که در حالت عادی 20 ساعت طول می کشد, فقط در 5 ساعت می پیماید. سوخت این هواپیما هیدروژن مایع است بنابراین خروجی آن فقط  بخار آب و اکسید نیتروژن است و باعث می شود که به این هواپیما لقب هواپیمای سبز داده بشود.

یک تیم از مهندسین انگلیسی که از سوی آژانس هوایی اروپا پشتیبانی می شود توانسته چنین هواپیمای پاکی را بسازد که 5 برابر سرعت صوت حرکت می کند. این هواپیما قابلیت جا به جایی 300 مسافر را با بدنه 143 متری خود دارد و می تواند به این مسافران احساس حرکت با سرعت 6400 کیلومتر بر ساعت یعنی بیش از 5 برابر سرعت صوت را بدهد!


.
این هواپیما تنها یک بدی دارد... اینکه برای یک بلیط باید حدود 7000$ بپردازی!
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 13:11  توسط محمد حسین  | 

پسر ۹ ساله ای که سرش از تن جدا شده بود از مرگ نجات یافت ...!

«جردن تیلور» پسر بچه ۹ ساله ای که چند ماه پیش در طی یک سانحه رانندگی سرش از تنش جدا شده بود توسط تیم جراحان در بیمارستان کودکانی در تکزاس از مرگ حتمی نجات یافت.

طبق گزارش فاکس نیوز، جردن با مادرش در حال گذشتن از یک چهار راه بود که یک کامیون مخصوص جمع آوری آشغال از چراغ قرمز گذشت و به شدت به ماشین آنها برخورد کرد. شدت تصادف به حدی بود که سر جردن کاملا از ناحیه ستون فقرات از بدنش جداشده بود، اگرچه خوشبختانه نخاع وی هنوز متصل مانده بود.
پس از انتقال پسرخردسال به بیمارستان، از آنجا که در اثر تصادف تمام ماهیچه هائی که سر را به بقیه بد
ن وصل میکنند پاره شده بودند،جراحان با استفاده از میله هائی از جنس تیتانیوم سر وی را به شانه هایش متصل کردند و سپس با استفاده از یک حلقه halo یا فیبر کربنی که به استخوان جمجمه پسر کوچک پیچ شده بود سر را در ناحیه گردن به یک «جلیقه» مرتبط و استوار ساختند. به گزارش فاکس نیوز خود تیم پزشکان نیز از بهبود موفقیت آمیز این پسر بچه ابراز تحیر کرده اند، بخصوص که پسر کوچک در طی مدت کوتاه سه ماهه ای که از جراحی او میگذرد اکنون قادر به حرف زدن و حتی راه رفتن با استفاده از عصاهای کمکی میباشد.
 |+| نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 22:47  توسط محمد حسین  | 

ماشین پرنده ...

این ماشین پرنده را مخترعی به نام Rafi Yoeli طراحی کرده است و امید میرود که سال 2010 فعالیت خود را آغاز نماید. طرح خودروی X-Hawk اساسا از هلیکوپتر بر گرفته شده است اما این وسیله فاقد پره های بدون حفاظ است. هدایت این وسیله نیز به علت طراحی ویژه و منحصر به فرد آن به آسانی امکانپذیر است. شما میتوانید با آن در هوا شتاور بمانید و به هر مکانی که مایل باشید بروید!

تصوير

این مخترع دارای کمپانی هوانوردی به نام Urban Aeronautics میباشد که هم اکنون در حال توسعه و ساخت X-Hawk است و در حال اماده کردن این ماشین برای تحویل به تیم های آتش نشانی و امداد و نجات شامل تیم های نظامی و...است تا بتوانند به کمک آن در اسرع وقت سانحه دیدگان را از مناطق خطرناک به مناطق امن انتقال دهند.
این خودرو خواهد توانست به سرعت هایی بالاتر از 155 مایل بر ساعت دست یابد،همچنین در ارتفاعاتی بیش از 12000 پا به مدت دو ساعت به پرواز خود ادامه دهد!

روتور ها نیروی خود را از چهار موتور احتراق داخلی تامین می کنند که این موتورها بسیار کوچکتر از موتورهای هلیکوپتر هستند. قیمت این وسیله اعجاب انگیز بین یک و نیم تا سه و نیم میلیون دلار تخمین زده شده است!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 21:35  توسط محمد حسین  | 

اقدام بی سابقه هواپیمایی ماهان؛ هواپیما 20 دقیقه زودتر پرید!

خبرنگار خبرگاری «انتخاب» گزارش داد: هواپیمایی ماهان در یک اقدام عجیب و بی سابقه، 20 دقیقه زودتر از زمان اعلام شده پرواز کرد!

بنابراین گزارش، یکشنبه شب پرواز هواپیمایی ماهان از تهران به مقصد کرمانشاه، 20 دقیقه زودتر از زمان موعد پرواز کرده و ده ها مسافر خود را جا گذاشت!

مسافران جامانده از این پرواز پس از مراجعه به دفتر هواپیمایی ماهان و اعتراض به این موضوع با پاسخ قانع کننده ای مواجه نشده و با مسئولان این دفتر هوپیمایی در فرودگاه مهرآباد درگیر شدند.

نکته جالب آنکه مسئولین دفتر هواپیمایی ماهان در پاسخ به اعتراض به حق مردم با لحنی طلبکارانه، پاسخ مردم را می دادند.

از سوی دیگر، پرواز تهران به مشهد هواپیمایی ماهان که قرار بود راس ساعت ۱۱ حرکت کند، در ساعت ۱۰:۳۰ به سوی مشهد پرواز کرد!

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، موضوع تاخیر در ساعت پرواز هوپیماهای شرکت های هواپیمایی به معضلی پیچیده تبدیل شده و در میان درگیری مسئولین شرکت های هواپیمایی بر سر افزایش قیمت بلیط و با وجود کاهش سطح کیفی و کمی هواپیماها، انچه همواره از سوی مسئولین به فراموشی سپرده شده، انتظار طولانی مدت مردمی است که سالهاست به انتظار کشیدن در صفوف مختلف عادت کرده اند و در نهایت مظلومیت اعتراضی نمی کنند و هرگاه، در واکنش به اقداماتی چنین ضعیف اعتراض می کنند، با واکنش طلبکارانه و "اینچنینی" مسئولین مدعی خدمت گذاری، مواجه می شوند.

گفتنی است، ظرف چند هفته ی اخیر، قیمت بلیط های مسافرتی10 درصد افزایش یافته است.

 |+| نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1387ساعت 14:35  توسط محمد حسین  | 

تكنولوژي در اختيار بشر...

ماوس دلسوز : اين ماوس مي‌تواند هنگام كار وضعيت و ضربان قلب شما را كنترل كند و وضعيت آن را نمايش دهد و در صورت مشاهده وضعيت بحراني از طريق اينترنت پزشكتان را در جريان بگذارد. اين محصول براي بيماران قلبي توصيه مي‌شود. ‌

 

شارژ بي‌سيم ‌: شركت انگليسي ‌Spllashpower‌ يك شارژ بي‌سيم طراحي كرده است كه با استفاده از يك فناوري خاص مي‌تواند به‌طور همزمان چند دستگاه را كه روي آن قرار مي‌گيرند، شارژ كند. ‌

 

نمايش 360 درجه : اين دستگاه كه ‌ iBall‌ نام دارد، مي‌تواند از طريق ‌GPRS‌‌ پيام‌هاي ‌ SMS‌ را دريافت كرده و آن را به صورت كروي و 360 درجه نمايش دهد.

دوربين قرصي : اين دوربين كه شبيه يك قرص ساخته شده است ‌2 Pillcam ESO‌ نام دارد و با بلعيده شدن آن توسط بيماران مي‌تواند با سرعت 18 فريم در ثانيه از اعضاي دروني عكس گرفته و به حسگرهاي متصل به بدن بيمار ارسال كند تا پزشكان بتوانند در تشخيص بيماري راحت‌تر عمل كنند. ‌

ناجي دسته كليد : كيسه هواي داخل خودروها را به خاطر بياوريد كه در زمان تصادفات و ترمزهاي شديد عمل مي‌كنند. اين جا كليدي هم به درد افرادي مثل قايقران‌ها مي‌خورد كه احتمال افتادن دسته كليد آنها در آب زياد است. فناوري به كار گرفته شده در اين جاكليدي با استفاده از آب، كيسه هواي موجود در داخل جاكليدي را پر كرده و پس از انتظاري حدود 40 دقيقه مي‌توانيد دسته كليد خود را از روي آب برداريد!

ماهيگيري با تلفن همراه : اگر علاقه‌مند به گرفتن ماهي‌هاي بزرگ هستيد اين دستگاه مي‌‌تواند با اتصال به تلفن همراه شما، اندازه ماهي‌هاي اطراف قلاب را به شما اعلام كند و شما نيز مي‌‌توانيد با راهنمايي آن بهتر عمل كنيد. ‌

ساعت ديسكي : طراحان باذوق دوستدار رايانه با استفاده از ديسك سخت‌ از كار افتاده ساعتي طراحي كرده‌اند كه مي‌تواند زينت دهنده اتاق يا محل كار علاقه‌مندان باشد. اين ساعت 30 دلار قيمت دارد.

تشخيص قندخون : اين هم محصول ديگري در زمينه پزشكي است كه بدون گرفتن خون و تنها با در دست گرفتن آن مي‌توان ميزان گلوكز يا قندخون را تشخيص داد. اين دستگاه كه ‌Lima‌ نام دارد با ارسال اشعه مادون قرمز از طريق پوست و تجزيه تحليل فركانس و طول موج بازتابي ميزان دقيق قندخون را اعلام مي‌كند.

كمك براي ايستادن : اين صندلي چرخ‌دار كه ويژه معلولان ساخته شده، ‌ Pegasas‌ نام دارد و توسط شركت ‌ Porche‌ عرضه شده است. مزيت و وجه تمايز اين محصول با محصولات مشابه آن است كه به شخص كمك مي‌كند تا بتواند بايستد. ‌

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 10:58  توسط محمد حسین  | 

موجودی عجیب در ستون های تخت جمشید...

شاید این موجود را شما در سرستون های تخت جمشید دیده باشید!؟

به تازگی موجودی شبیه به این در سواحل آمریكا پیدا كردند كه دانشمند ها را بسیار متعجب كرده و آن ها هنوز پی تحقیقاتی در روی این جانور عجیب و قریب اند. اگر كمی به این جانور دقت كنید می بینید كه این جانور شباهت زیادی به سر ستون تخت جمشید دارد. پس می توان نتیجه گرفت در آن زمان در خلیج همیشه فارس این موجود زندگی میكرده كه پس از مرور زمان نسل وی منقرض شده است. از دندان های این موجود عجیب و قریب معلوم است كه او هم میتواند یكی از سلطان های بزرگ دریا باشد ولی اندازه ی او بسیار كوچك تر از نهنگ و یا كوسه است.
این موجود به احتمال 99% در آب های خلیج فارس هم زندگی میكرده و حتما هم حیوانی درنده و قوی بوده. زیرا هخامنشیان در سنگ تراشی های خود همیشه نماد قدرت را كشیده اند مثل:شیر،حیوان خیالی ای كه از هر موجود قوی ای برداشت كرده اند ،حال هم این موجود…


 |+| نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 21:30  توسط محمد حسین  | 

اصل و نسب چند واژه ...

زِپرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است..

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به زنان بدکاره کم‌بها مي‌گفتند.

نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:12  توسط محمد حسین  | 
روش جالب چینی ها برای ساخت پل معلق...!

showimage.aspx?id=17486&t=y&w=300&h=200&type=1

قضیه از این قرار است که چینی‌ها از ۴ سال پیش، پروژه ساخت پل معلق بزرگی به نام siduhe را در استان hubei شروع کرده‌اند. ساخت این پل در حال اتمام است و قسمت کف پل هم به تازگی نصب شده است. 

 

هنگامی که ساخت این پل به اتمام برسد، بلندترین پل معلق دنیا محسوب خواهد شد. ارتفاع قسمت کف این پل تا سطح زمین، ۶۵۰ متر است، یعنی بیشتر از ارتفاع آسمان‌خراش معروف ایمپایر استیت یا برج میلاد ۴۳۵ متری!
پیش از این پل RoyalGorge با ارتفاع ۳۲۱ متر، بلند‌ترین پل معلق دنیا محسوب می‌شد.
اما سؤالی که شاید به ذهن شما برسد، این است که کابل‌های این پل چگونه از پایه‌ای به پایه دیگر کشیده می‌شوند.

در برج‌های معلق از روش‌های مختلفی برای کابل‌کشی استفاده می‌شود، مثلا در ساخت پل معلق آبشار نیاگارا از کایت استفاده شد یا در ساخت پل «آکاشی کایکو» از هلیکوپتر استفاده شد.

اما چینی‌ها از روش منحصر به فردی برای کابل‌کشی استفاده کردند که پیش از این هیچگاه استفاده نشده بود! موشک!

آنها کابل‌هایی به طول ۹۷۵ متر را را به موشک می‌بستند و با شلیک دقیق موشک ، کابل را به برج بعدی می‌رساندند!
  
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 15:26  توسط محمد حسین  | 
حمله به H-3 بزرگترین عملیات هوایی تاریخ ...

عملیات اچ 3 یکی از  عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید.
 
هواپیمای فانتوم متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال سوختگیری هوایی
 
در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حمله ی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانهی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطه ی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله ی جنگنده های ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می بایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامه ی عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیر ممکن میساختند. عبور جنگندههای ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئلهای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حملهی غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته میشد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژهی همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند.
تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلی ها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگ های بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (که البته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می شد. در طراحی عملیات به گونهای عمل شد که در وهله ی اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می­کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سر هواپیماهای عراقی میبایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمیگشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام میشد و فانتومها تا لحظهای که بر فراز اچ 3 ظاهر می شدند نباید هیچ نشانهای از یک حملهی هوایی را آشکار میکردند. در راه بازگشت مسلما عراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها می فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ میکردند. در تمام طول مسیر هواپیماها می بایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقهای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن میماند که تنها از عهده ی خلبانانی بر میاید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. (تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهده ی مانعی در مقابل خود به سختی می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می شود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قلهای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما می کند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد).
 
 
هواپیمای فانتوم ایرانی پس از فرود و آزاد کردن چتر ترمز
 
عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازهی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئله ی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه میشد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار میگرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطهای که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار میگرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر میکرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعهی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بی دفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانهای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامه ریزی های دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقه ی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده می­شد تا بدون مسافر به تهران باز گردد.


نقشه عملیات حمله به پایگاه H-3

قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که می شنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر می رسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامه ی فیلم های هالیوودی شباهت داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان می یافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشت سازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامه ریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ می باید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات میکرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطه ی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشت زنی در طول مرزهایشان هستند.


هواپیمای فانتوم ایرانی پارک شده در پایگاه شکاری

این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را می­کشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمی­کردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا به تصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیه ی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمی­توانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانه­های هواپیما و توپ های ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله می کشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورم هایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپ های فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبنده ای شلیک میکردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابه ها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنهی عملیات را ترک کردند.


هواپیمای فانتوم تازه تحویل شده به نیروی هوایی IIAF

پشت سر آنها تلی از خاکستر بجا مانده بود که تا چند دقیقه ی پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد. بر روی باند فرودگاه و در آشیانه هایی که آتش از آنها زبانه می­کشید تکه پارههایی از آهن و فولاد بچشم میخورد که زمانی بر صحنهی آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در میآمدند و بمب هایشان را فرو می­ریختند. تمامی آن پرنده های پر غرور که دیرزمانی باعث افتخار ارتش عراق بودند اکنون درمانده و متلاشی شده در میان شعله های آتش به دور شدن فانتومهایی نظاره میکردند که بسوی پایگاههایشان باز میگشتند. در بازگشت، فانتوم ها باز به همان شیوه ی پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطه ی موعود پس از سوختگیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. قبل از عبور فانتومها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونهای که دیگر نمی توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس بعنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جاده ای اتوموبیل رو در آذربایجان غربی به زمین نشست. بقیه ی هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند. در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقیها از فانتومهایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند. هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاریهای دشمن را بدنبال خود می­کشیدند و سپس به سمت ایران می گریختند. در ابتدا عراقیها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلی ها صورت گرفته است. با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و اینکه در سال 1967 نیز اسرائیلی ها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال اینکه حمله از جانب اسرائیلی ها صورت گرفته باشد بسیار محتملتر بنظر می رسید تا اینکه هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و علیرغم وجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند.

پس از مدتی عراقی ها دریافتند که هدف یکی از جسورانه ترین عملیاتهای هوایی تاریخ جهان قرار گرفتهاند. حمله به اچ 3 در نوع خود بی نظیر بود. پیش از این همانگونه که اشاره شد اسرائیلی ها در جنگهای 1967 و 1973 توانسته بودند عملیاتهای شگفت انگیزی انجام دهند اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیات ها بسیار کوتاهتر از عملیات اچ 3 بود بگونهای که اسرائیلیها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند. در مورد حمایتهای اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگهای 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکاییها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را بسوی اسرائیل سرازیر کردند بطوری که در همین هنگام زمانی که شش فانتوم اسرائیلی توسط موشکهای سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکاییها بی درنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود. اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکاییها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمیدادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطع­ترین نبردهای هوایی جهان بدانیم.

منبع: http://air.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 21:51  توسط محمد حسین  | 

مقبره اولین زن دنیا...

با وجود آن كه وهابيان آثار اسلامي را در عربستان تخريب كرده‌اند، عكسهايي از مقبره حضرت حوا، مادر همه انسانها در برخي موزه‌ها نگهداري مي شود.
به گزارش «آينده»، از جمله عکسها يي در وزارت فرهنگ فرانسه نگهداری می شود که مربوط به سال 1918 میلادی می باشد و یکی از مستشاران نظامی غربی به نام winchelsen در مناطق عربی گرفته است.

1425_415.jpg

در حال حاضر هیج اثری از مقبره وجود ندارد و محل را با بتون آرمه مسطح کرده اند. در توضیح تاریخ تخریب این مقبره، گفته مي شود سعودی ها بعد از گرفتن قدرت در سرزمین حجاز به بهانه مبارزه با شرک به تخريب آنها پرداخته اند.در طریقه وهابیت احترام به قبور شرک محسوب می شود.

1426_457.jpg

مجله لوپوئن فرانسوی هم در مورد وجود چنین مقبره ای در ایام حج نوشت: قبرستانی در نزدیکی جده وجود دارد که حاجیان ایرانی برای زیارت به آن مراجعه می کنند، ولی از مقبره حضرت حوا اثری به جز یک دیوار باقی نماده است و ایرانیان با خواندن دعاهايی در آن جمع می شوند.

تاريخ طبري به نقل از"عبدالله بن عباس" آورده: که حضرت آدم در هند فرود کرده است و حضرت حوا در جده ولي بسياري از مورخان درخصوص محل دقيق قبر حوا ترديد دارند . ظاهراً نخستین «مقبره حوّا» را ایرانیان ساخته اند.

1427_889.jpg

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 23:22  توسط محمد حسین  | 

کوتاه و خواندنی...

* داوينچي همزمان با يك دست مي نوشت و با يك دست نقاشي مي كرد !

* هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت !   

* مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند !

* هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

* اغلب مارها 6 رديف دندان دارند !

* وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد !  

* قلب ميگو در سر آن واقع است !

* ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند !

* حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است !

* دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند !  

* حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !

* آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ! 

* با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد !

* فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است !

* زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود !

* در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد !

* گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است !

* براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم !

* كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند !

* فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد !

* قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي زند !

* ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت !

* در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور 4 ميليون نفر بود !

* قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است !

* جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !

* مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !

* 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !

* چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !

* آب دريا بهترين ماسك صورت است !

* سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت !

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 22:31  توسط محمد حسین  | 

مجادله طبی و خواندنی امام صادق با طبیب هندی...

«شگفتیهای خلقت انسان»

ربيع حاجب مى گويد: روزى طبيبي هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق عليه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم عليه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بياموزم؟ حضرت فرمود: نه، زيرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبيب پرسيد: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پيامبر را به كار مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهيز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته بايد عادت داد».

طبيب گفت:
طب جز اين چيزى نيست. امام گفت: مى پندارى كه من اين دستورها را از كتاب هاى بهداشتى ياد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من اين ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت
داناترم يا تو؟ طبيب گفت:البته من. امام عليه السّلام فرمود: اگر اين چنين است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.

امام صادق(ع) سئوالات زير را از طبيب هندي پرسيدند:

"چرا جمجمه ي سر چند قطعه است؟

 چرا موى سر بالاى آن است؟

 چرا پيشانى مو ندارد؟

 چرا در پيشانى خطوط و چين وجود دارد؟

 چرا ابرو بالاى چشم است؟

 چرا دو چشم مانند بادام است؟

 چرا بينى ميان چشم هاست؟

 چرا سوراخ بينى در زير آن است؟

 چرا لب و سبيل بالاى دهان است؟

 چرا مردان ريش دارند؟

 چرا
دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان
بادام شكن بلند است؟

 چرا كف دست ها مو ندارد؟

 چرا ناخن و مو جان ندارند؟

 چرا
قلب
مانند صنوبر است؟

 چرا شُش دو تکه است و در جاى خود حركت مي كند؟

 چرا کبد(جگر) خميده است؟

 چرا كليه مثل دانه لوبياست؟

 چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟

 چرا گام هاى پا ميان تهى است؟ "

طبيب هندي در پاسخ به تمامي سئوالات بالا گفت : نمي دانم.

امام فرمود: من علّت اينها را مى دانم. طبيب گفت: بيان كن.

امام فرمود:
*جمجمه به دليل اينکه ميان تهى است، از چند قطعه آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مى شد، لذا چون چند قطعه است، ديرتر مى شكند.
*موى در قسمت بالاي سر است، چون از ريشه ي آن روغن به مغز مى رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بيرون مى رود و سرما و گرمايى كه به مغز وارد مى شود، دفع مي شود.
*پيشانى مو ندارد، براى آنكه روشنايى به چشم برسد.
*خط و چين پيشاني نيز عرقي را از سر مي ريزد، نگه مي دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب هاي روى زمين را نگهدارى مى كنند.
ابروها بالاى دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ي کافي به آنها برسد. اى طبيب، نمى بينى وقتي شدت نور زياد است، دست خود را بالاى چشم ها مي گيري تا روشنى به مقدار کافي به چشم هايت برسد و از زيادى آن پيشگيرى كند؟!
*بينى بين دو چشم قرار دارد تا روشنايى را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند.
*چشم ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمى شد و دوا به همه جاي آن نمى رسيد و بيماري چشم درمان نمى شد.
*خداوند سوارخ بينى را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مى آمد و نه بوي چيزي را در مى يافت.
*سبيل و لب را بالاى دهان آفريد، تا فضولاتى را كه از مغز پايين مي آيد نگه دارد و خوراك و آشاميدنى به آن آلوده نگردد و آدمى بتواند آنها را از پاک کند.
*براى مردان محاسن(ريش) را آفريد تا نيازي به كشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از يكديگر مشخص شوند.
*دندان هاى پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد، و
دندان هاى آسياب را براى خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان
هاى آسياب را مانند ستونى كه در بنا به كار مى رود، استوار كند.
*دو كف دست را بى مو آفريد تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي کشيد به خوبي آن را حس نمي کرد.
*مو و ناخن را بى جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود.
*قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه ها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود.
*كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود.
*كليه را مانند دانه لوبيا ساخت، زيرا منى قطره قطره در آن مى ريزد و از آن بيرون مى رود. اگر کليه چهار گوش يا گِرد بود، اولين قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بريزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زماني که منى از محل خود كه در فقرات پشت است، به كليه مي ريزد، كليه چون كرم بسته و باز مى شود و کم کم مني را به مثانه مى رساند.
*خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود، و به همين علت حركات وى ميانه است، و اگر چنين نبود در راه رفتن مى افتاد.
*پا را از سمت زير و دو سوى آن، ميان باريك ساخت، براى آنكه اگر همه پا بر روي زمين قرار مي گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مى شد. سنگ آسياب چون بر سر گردى خود باشد، كودكى آن را بر مى گرداند و هر گاه بر روى زمين بيفتد، مردي قوي به سختى مى تواند آن را بلند كند.
آن طبيب هندى گفت: اين ها را از كجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى.
راستى چه شگفت انگيز است كه حضرت صادق عليه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزى كه وسيله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه اي از شهر مدينه براى يك طبيب هندى شگفتي هاى خلقت انسان را با دلايل محکم بيان مى فرمايد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 0:0  توسط محمد حسین  | 

مراقب باش ...

مراقب افكارت باش، چون افكارت، گفتارت را میسازد

مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را میسازد

مراقب اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هایت را میسازد

مراقب عادت هایت باش، چون عادت هایت، شخصیتت را میسازد

مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت، سرنوشتت را میسازد

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 1:14  توسط محمد حسین  | 

تاریخچه پرچم ایران...

بهتر است بدانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

بر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگر یکهو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاند و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند. از این به بعد شد درفش کاویانی! اکثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است. حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد و به عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!
تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!
سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!

در زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

آقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.
امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

رنگ پرچم ...

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی
     
  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
     
  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 22:19  توسط محمد حسین  | 

فرشتگان درگاه حق تعالی...

خداوند موجوداتی‌ خلق کرده که‌ از نقطة‌ نظر قدرت‌ و شدّتِ حیات‌ و علم‌ و قدرت‌ از همة‌ موجودات‌ برترند، که‌ در لسان‌ شرع‌ به‌ آنان‌ اسماء و صفات‌ کلّیّة‌ الهیّه‌ و روح‌ و ملائکة‌ مقرّب‌ گویند، و فلاسفه‌ به‌ آنها عقول‌ مجرّده‌ و عقول‌ مُفارقه‌ و به‌ تعبیرات‌ مختلف‌ دیگر نیز گفته‌اند.

آنها مقامشان‌ بسیار عالی‌ و احاطه‌شان‌ بسیار گسترده‌ است‌؛ مانند جبرائیل‌ و إسرافیل‌ و میکائیل‌ و عزرائیل‌ که‌ واسطة‌ فیض‌ از ذات‌ اقدس‌ الهی به‌ تمام‌ عوالم‌ هستند، اینها وجودشان‌ بسیار بزرگ‌ و علم و قدرتشان‌ نیز عظیم‌ است‌.

بیان وظایف چهار ملک قرب پروردگار ...

میکائیل‌ در تمام‌ لحظاتِ عالم‌ دهر و زمان‌، تمام‌ عوالم‌ را از جانب‌ پروردگار روزی‌ می دهد.

رزق‌، خواه‌ روحانی‌ و معنوی‌ و خواه‌ صوری‌ و ذهنی‌ و خواه‌ مادّی‌ و طبیعی‌ به اذن خدا‌ به دست‌ اوست‌؛

*******

جبرائیل‌ از جانب پروردگار به‌ عالمِ امکان‌، فهم‌ و علم‌ و شعور می دهد، و به‌ کائنات‌ علم‌ و شعور افاضه‌ می کند.

*******

إسرافیل‌ وظیفه‌اش‌ بسط‌ عالم‌ حیات‌ و زندگی‌ است‌. (زندگانی‌ و حیات‌ کرات‌ آسمانی‌، زندگی‌ عالم‌ مادّه‌، زندگی‌ عالم‌ برزخ‌ و قیامت‌، زندگی‌ طبع‌ و مثال‌ و نفس‌ و عقل‌، زندگی‌ ماهی‌های‌ دریا و پرندگان‌ هوا و وحوش‌ بیابان‌، و بالاخره‌ زندگی‌ و حیات‌ سراسر موجودات‌.)

و چون‌ دم‌ کورة‌ آهنگر که‌ پیوسته‌ به‌ آتش‌ دم‌ می دهد تا خاموش‌ نگردد، إسرافیل نیز به اذن خدا‌ پیوسته‌ و مرتّباً زنده‌ می کند و به‌ موجودات‌ زنده‌ نیز دم‌ زندگی‌ و حیات‌ می‌بخشد.

*******

عزرائیل‌ مأمور مرگ‌ و قبض‌ ارواح‌ است‌ نسبت‌ به‌ تمام‌ موجودات‌، آن‌ هم‌ نه‌ تنها یک‌ مرگ‌ معمولی‌ و عادی‌، بلکه‌ در هر لحظه‌ به اذن پروردگارحیاتی‌ را می گیرد و مرگ‌ پدید می‌آورد.

ما در هر لحظه‌ موت‌ و حیاتی‌ داریم‌. این‌ خَلع‌ و لُبس‌ها، این‌ زندگی‌ها و مرگ‌های‌ مداوم‌ برای‌ یک‌ فرد در هر لحظه‌، برای‌ تکامل‌ و وصول‌ او به‌ معاد و حشر و لقاءالله‌ است‌.

الَّذِی‌ خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَو'ةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیـُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً. (سوره ملک)

«اوست‌ آن‌ خداوندی‌ که‌ در هر لحظه‌ موت‌ و حیاتی‌ می‌آفریند، تا شما را بیازماید که‌ کدامیک‌ کردارش‌ شایسته‌تر است‌.»

این‌ لبس‌های‌ پی‌درپی‌ به‌ دست‌ إسرافیل‌، و این‌ خلع‌های‌ پیاپی‌ به‌ دست‌ عزرائیل‌ است‌. این‌ می‌کَنَد، آن‌ می‌پوشاند، این‌ موت‌ می دهد، آن‌ زندگی‌.

 |+| نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 20:31  توسط محمد حسین  | 

پروژه جالب یک دانشجو ...

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 21:8  توسط محمد حسین  | 

چرا ابن‌سینا ادعای پیامبری نكرد!؟

مى گویند روزی بهمنیار، شاگرد بوعلی سینا به استاد خود گفت: شما ازافرادى هستید كه اگر ادعاى پیغمبرى بكنید، مردم مى‌پذیرند و واقعا از خلوص نیت ایمان مى‌آورند.

بوعلى گفت: این حرفها چیست؟ تو نمى‌فهمى !

بهمنیار گفت: نه مطلب حتما از همین قرار است.

بوعلى خواست عملا به او نشان بدهد كه مطلب چنین نیست...

گذشت تا آنكه در یك شب زمستانی سرد كه آن دو با یكدیگر در مسافرت بودند و برف زیادى هم آمده بود،

نزدیك صبح كه مؤذن اذان مى‌گفت، بوعلى بهمنیار را صدا كرد و گفت: برخیز.

بهمنیار گفت : چه كار دارید؟!

بوعلى گفت : خیلى تشنه ام. یك ظرف آب به من بده تا رفع تشنگى كنم .

بهمنیار شروع كرد استدلال كردن كه استاد، خودتان طبیب هستید. بهتر مى دانید معده وقتى در حال التهاب باشد، اگر انسان آب سرد بخورد معده سرد مى‌شود و ایجاد مریضى مى‌كند.

بوعلى گفت: من طبیبم و شما شاگرد هستید. من تشنه‌ام شما براى من آب بیاورید، چكار دارید.

باز شروع كرد به استدلال كردن و بهانه آوردن كه درست است كه شما استاد هستید و لكن من خیر شما

را مى‌خواهم من اگر خیر شما را رعایت كنم ، بهتر از این است كه امر شما را اطاعت كنم .

پس از آنكه بوعلى سینا براى شاگردش اثبات كرد كه برخاستن براى او سخت است نه اینکه طلب خیر برای استاد دارد گفت: من تشنه نیستم . خواستم شما را امتحان كنم . آیا یادت هست به من مى گفتى: چرا ادعاى پیغمبرى نمى كنى؟! اگر ادعاى پیغمبرى بكنى مردم مى پذیرند...

شما كه شاگرد من هستى و چندین سال است پیش من درس ‍خوانده‌اى، مى‌گویم ، آب بیاور، نمى‌آورى و دلیل براى من مى‌آورى ، در حالى كه این شخص مؤذن پس از گذشت چند صد سال از وفات پیغمبراكرم بستر گرم خودش را رها كرده و بالاى مناره‌ی به آن بلندى رفته است تا آن كه نداى

"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله "

را به عالم برساند. او پیغمبر است ، نه من كه بوعلى سینا هستم.

منبع: makarani.tk

 |+| نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 14:28  توسط محمد حسین  | 
"مايكل جكسون" در يك قدمي مرگ...

روزنامه انگليسي ساندي تايمز طي گزارشي اعلام كرد "مايكل جكسون" خواننده سرشناس آمريكايي از بيماري بدخيمي در ريه رنج مي‌برد و در آستانه مرگ قرار گرفته است.

اين روزنامه در ادامه افزود: از همين رو وي فورا بايد بستري و زير تيغ جراحي برود تا فعلا به طور موقت تا مدتي ديگر جان سالم به در ببرد.

ساندي تايمز همچنين نوشت: برخي منابع آگاه پزشكي نيز اعلام كرده‌اند به دليل حال بسيار بد وي، پزشكان حتي قادر نيستند كه او را عمل كنند.

اين روزنامه در ادامه افزود: "جكسون" 50 ساله به قدري بيمار است كه حتي نمي‌تواند صحبت كند و چشم چپ وي 95% از بينايي خود را از دست داده است.

در همين راستا راديو BBC چندي پيش طي خبري اعلام كرده بود كه اين خواننده آمريكايي قصد دارد تمام متملكات خود را بفروشد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 22:58  توسط محمد حسین  | 
معنای نام کشورهای جهان...

آذربایجان: آتورپاتکان(نگهدار آتش)

آرژانتین: سرزمین نقره

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"

ازبکستان: سرزمین خودسالارها

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

اسرائیل: جنگیده با خدا

افغانستان: سرزمین قوم افغان

السالوادور: رهایی بخش مقدس

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی

انگلیس: سرزمین قوم آنگل

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)

ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)

ایسلند: سرزمین یخ

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان

...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 21:42  توسط محمد حسین  | 

دانشگاههای معتبر و معروف جهان...

دانشگاه شانگهای چین به رسم هر سال فهرست رده بندی سالیانه بهترین دانشگاه های جهان را منتشر کرد. مانند هر سال دانشگاه هاروارد در ایالت ماساچوست آمریکا با فاصله زیادی از سایر دانشگاه ها در صدر این رده بندی است.

۱. دانشگاه هاروارد در ایالت ماساچوست در سال 1636 میلادی تاسیس شد و قدیمی ترین دانشگاه ایالات متحده محسوب می شود. در طول تاریخ آن 9 رئیس جمهور آمریکا فارغ التحصیل هاروارد بوده و 40 برنده جوایز مختلف نوبل به این دانشگاه تعلق داشته اند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۲. دانشگاه استنفورد در سیلیکن ولی ایالت کالیفرنیا مانند سال گذشته در مکان دوم بهترین دانشگاه های جهان قرار دارد. دانشگاه استنفورد در اواخر قرن نوزدهم میلادی تاسیس شد. این دانشگاه از زمان تاسیس یک قطب اصلی تحقیقات محسوب می شود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۳. دانشگاه برکلی کالیفرنیا سومین دانشگاه برتر جهان است. این دانشگاه در سال 1868 میلادی تاسیس شد. دانشگاه برکلی دارای 35 هزار دانشجو است. 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۴. دانشگاه کمبریج بریتانیا چهارمین دانشگاه برتر جهان محسوب می شود. این دانشگاه در قرن سیزدهم میلادی تاسیس شد و یکی از قدیمی ترین دانشگاه های اروپا است.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۵. ماساچوستز انستیتوت آف تکنولوژی یا MIT در نزدیکی شهر بوستن واقع شده و در سال 1861 تاسیس شد. این دانشگاه پنجمین دانشگاه برتر جهان است.

 گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۶. کالیفرنیا اینستیتوت آف تکنولوژی یا کال تک ششمین دانشگاه برتر جهان در نزدیکی شهر لس آنجلس قرار دارد. این دانشگاه در اواخر قرن نوزدهم میلادی تاسیس شده است.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۷. دانشگاه کلمبیا هفتمین دانشگاه برتر جهان در شهر نیویورک واقع شده است. این دانشگاه که در سال 1754 میلادی تاسیس شد ابتدا کینگز کالج نام داشت و پنجمین دانشگاه قدیمی ایالات متحده محسوب می شود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۸. تصویر ترکیبی از ساختمان های قدیمی و جدید دانشگاه پرینستون هشتمین دانشگاه برتر جهان. این دانشگاه در سال 1746 در شهر پرینستون در ایالت نیو جرسی تاسیس شد. جان اف کندی ، رئیس جمهور فقید آمریکا از مشهورترین دانشجویان آن و آلبرت انشتین ، مشهورترین استاد این دانشگاه محسوب می شوند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۹. دانشگاه شیکاگو در منطقه هاید پارک شهر شیکاگو در سال 1890 توسط جان دی راکفلر تاسیس شد. این دانشگاه نهمین دانشگاه برتر جهان است.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

۱۰. دانشگاه آکسفورد بریتانیا دهمین دانشگاه برتر جهان است. این دانشگاه در اواخر قرن یازدهم میلادی تاسیس شد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 |+| نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 23:4  توسط محمد حسین  | 

ظهور دوباره اشياي نوراني در آسمان جنوب...

پس از آن‌كه مدت‌هاي مديدي از ظهور پي‌درپي آنچه كه اشياي نوراني ناميده مي‌شود، در شهرهاي مرزي ايران مي‌گذرد، اين پديده دوباره در حال رخ دادن است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»،‌ با ظهور دوباره اين پديده و ابهاماتي كه درباره ماهيت حقيقي اين اشيا وجود دارد، خبرهاي رسيده حكايت از آن دارد كه در روزهاي پاياني آبان ماه، اين اشيا در مناطق نهر عنبر، يبيس، رودخانه ميمه و ديگر مناطق مرزي اهواز مشاهده شده است.
بنا بر اين گزارش، به تازگي نيز يكي از اين اشياي ناشناخته نوراني كه با چراغ‌هاي نوراني و چشمك‌زن همراه بود، در فراز يكي از روستاهاي اطراف اهواز مشاهده شده است.
گفتني است، تاكنون هيچ اظهار نظر رسمي درباره ماهيت اين اشيا و نيز درستي و نادرستي اخبار منتشره درباره وجود اين اشياي شبيه به بشقاب پرنده بيان نشده و همين امر بر بالا رفتن شايعات و برخي نگراني هاي اثر به سزايي گذارده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 15:42  توسط محمد حسین  | 

کوروش کبیر و اولین منشور آزادی و حقوق بشر ...

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، هورمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

ساخت منشور

کوروش دوم، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاج‌گذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار گرفت.

جایگاه

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

لوح بابل اولین متن حقوق بشر ( کورش کبیر ) 

ترجمه لوح...

منشور آزادی نوع بشر - کوروش کبیر

« اینک که به یاری مزدا ،تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین و آئین ملت هایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار دهند یا به آنها توهین نمایند من از امروز که تاج سلطنت را به من میدهند هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشوره های جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شود من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد. من امروز اعلام میکنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود میباشد و هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران. من تا روزی که به یاری مزدا حکومت میکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک چهارگانه بر عهده گرفته‌ام موفق گرداند. »

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

 |+| نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 18:34  توسط محمد حسین  | 
خودروی افراد مشهور...

1- محمدرضا گلزار --- BMW

2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد

3- تهمينه ميلاني --– پرادو

4- مسعود ده نمكي --– پژو 206

5- پرويز پرستويي –-- پرشيا

6- بهرام رادان --– لندكروزر

7- پوريا پورسرخ --– پاترول

8- علي لهراسبي --– پرادو

9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو

10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405

11- سيد جواد هاشمي --– آزرا

12- فيروز كريمي –-- آزرا

13- امين حيايي –-- رنج رور

14- نفيسه روشن –-- رنو PK

15- حسين رضازاده –-- ماكسيما

16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري

17- محمدرضا فروتن --– پژو 206

18- نيكي كريمي –-- پاترول

19- شهاب حسيني --– ريو

20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز

... {بقیشون تو ادامه ی مطلب}


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 0:23  توسط محمد حسین  | 

ماه های تولد افراد مشهور دنیا ...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

افراد مشهور متولد در فروردين ماه: فریدون جنیدی ( شاهنامه‌پژوه و نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس جمهور پیشین ایران) ، زلمی خلیلزاد (نماینده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر ایرانی) ، هایده (خواننده ایرانی) ، مجید مجیدی (کارگردان ایرانی) ، محمدعلی کشاورز (بازیگر ایرانی) ، خسرو شکیبایی (بازیگر ایرانی) ، ژاله علو (بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه ایرانی) ، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ، علیرضا افتخاری (خواننده ایرانی) ، رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان ایرانی) ، مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)، یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم آلمان)، ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)، ونسان ونگوک (نقاش هلندی)، نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه) و تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی) ، مریلا زارعی ( هنرپیشه ایرانی ) محمد رضا گلزار (هنرپیشه ایرانی) ، خشایار اعتمادی (خواننده ایرانی)

افراد مشهور متولد در اردیبهشت ماه: عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ، سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امین‌پور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)، نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .

افراد مشهور متولد در خرداد ماه: عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهور متولد در ترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ، محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)، مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).

افراد مشهور متولد در تیر ماه: علی حسینی خامنه ‏ای (رهبر فعلی ایران) ، علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ، روح‌انگیز سامی‌نژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزی (بازیگر ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بي نظير بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).

افراد مشهور متولد در مرداد ماه: محمود دولت‌آبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارف‌کیا (خواننده ایرانی) ، امید (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانی‌پور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).

افراد مشهور متولد در شهریور ماه: روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر انقلاب ایران) ، اکبر هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).

افراد مشهور متولد در مهر ماه: منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون فرخزاد (مجری و خواننده ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)، فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).

افراد مشهور متولد در آبان ماه: محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ، مهستی (خواننده ایرانی) ، احسان خواجه‌امیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).

افراد مشهور متولد در آذر ماه: داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).

افراد مشهور متولد در دی ماه: فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان) ، حسین الهی قمشه‌ای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی) ، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).

افراد مشهور متولد در بهمن ماه: خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ، صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، شادمهر عقیلی (خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی (پرتاب‌گر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسی‌پور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .

افراد مشهور متولد در اسفند ماه: رضا شاه (شاه پهلوی) ، آیت‌الله محمود طالقانی (فعال سیاسی ایرانی) ، حمیرا (خواننده ایرانی) ، احمد خمینی (فرزند رهبر انقلاب ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر ایرانی) ، پریسا (خواننده ایرانی) ، بیژن ترقی (ترانه سرای ایرانی) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر (خواننده ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)، ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی) .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 23:20  توسط محمد حسین  | 

عادت به بدبختى...

شخصى براى آگاهى از سرنوشت خود به يك كف‌بين بلندآوازه رجوع كرد. كف‌بين مدتى در خطوط كف دست او نگريست و سرانجام گفت:

والله چه بگويم؟ راستش اين كه خطوط كف دست شما مي‌گويند شما تا پنجاه سالگى بدبخت و محتاج مي‌مانيد و هر چه بكنيد نان به نانتان نمي‌رسد.

مرد سخت در هم رفت و با نگرانى از كف‌بين پرسيد: خوب بعد چه مي‌شود؟ كف‌بين با آرامش تمام گفت: بعدش ديگه چه مي‌خواهيد بشود؟ به بدبختى و بيچارگيتان عادت مي‌كنيد. فقط پنجاه سال اولش سخت است كه شما مثل كشتى نوح از آن مي‌گذريد.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 0:48  توسط محمد حسین  | 

خمیده ترین برج دنیا ...

در انتهای سال ۲۰۰۹، دیگر ایتالیایی‌ها نمی‌توانند به داشتن خمیده‌ترین ساختمان دنیا یعنی برج پیزا با ۳/۹۷ درجه خمیدگی، افتخار کنند، چرا که در این زمان در ابوظبی، ساخت آسمان خراشی ۳۵ طبقه، با ۱۸ درجه خمیدگی به پایان خواهد رسید و نامش در کتاب رکوردهای گینس ثبت خواهد شد.

این ساختمان که Capital Gate نام خواهد داشت با داشتن ۷۲۸ پنل شیشه‌ای، نمایی زیبا و انحنادار خواهد داشت. این ساختمان تنها قسمتی از پروژه ساخت یک شهرک دور مرکز نمایشگاه‌های ملی ابوظبی است.
برای اینکه این ساختمان در برابر نیروی جاذبه و وزش باد و امواج زلزله تاب بیاورد، ریشه‌ای ۳۰ متری برای آن در نظر گرفته شده است.
یک هتل پنج‌ستاره و دفاتر اداری، کاربری این ساختمان خواهد بود.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 17:56  توسط محمد حسین  | 

همين الان ليوان هاتون را زمين بگذازيد!

استادی درشروع کلاس درس ، ليوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟

شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........

استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا' وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید :خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد. حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ شاگرد دیگری جسارتا' گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا' کارتان به بیمارستان خواهد کشید ....... و همه شاگردان خندیدند .

استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟

شاگردان جواب دادند : نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بکنم ؟ شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت : دقیقا' مشکلات زندگی هم مثل همین است . اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد .. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند . هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید! پس همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید زندگی کن... زندگی همینه!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 10:49  توسط محمد حسین  | 

اوباما رییس جمهور امریکا شد ...

شبکه های تلویزیونی فرانس 24 و العربیه باراک اوباما نامزد دمکرات های امریکا را رئیس جمهور جدید امریکا اعلام کردند. اوباما ۳۴۹ رای الکترال را کسب کرده است.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه فرانس 24 : باراک اوباما نامزد دموکرات در انتخابات امریکا پس از پیروزی در ایالتهای اوهایو و ویرجینیا ، در ایالت فلوریدا نیز پیروز شد و ۳۴۹ رای الکترال کسب کرد.

براساس قوانین انتخاباتی امریکا هر نامزدی که بتواند از مجموع 528 کارت الکترال 270 کارت الکترال را از آن خود کند رئیس جمهوری امریکا خواهد شد .

تاکنون جان مک کین ۱۶۲ رای الکترال به دست آورده است.

اوباما نخستین سیاهپوستی است که در تاریخ امریکا رییس جمهور این کشور می شود. براساس این گزارش ، هواداران اوباما در تجمعی در اوهایو به جشن و شادی پرداختند.

شبکه تلویزیونی العربیه هم با اعلام خبر پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری امریکا اعلام کرد : دمکرات ها پس از 40 سال در ایالت ویرجینیا که به مدت چهار دهه جمهوریخواهان در آن آرا ریاست جمهوری را از آن خود می کردند پیروز شد و بر سیطره جمهوریخواهان بر این ایالت پایان داد .

باراک اوباما نامزد دمکراتها درانتخابات ریاست جمهوری امریکا که به عنوان رئیس جمهور منتخب این کشور معرفی شد ، در ایالت ویرجینا همه 13 رای الکترال را به دست آورد.

اوباما قرار است بزودی در ایالت شیکاگو در پی این اعلام نتایج انتخابات ، در جمع طرفدارانش سخنرانی کند.

در این حال انتخابات ریاست جمهوری امریکا که از صبح روز سه شنبه آغاز شده است همچنان دربرخی ایالات این کشور ادامه دارد.

بیش از 230 میلیون امریکایی دراین انتخابات ، حق رای دارند.

بوش با اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امریکا دوم بهمن ( بیست و یکم ژانویه ) قدرت را به جانشینش تحویل می دهد .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 13:58  توسط محمد حسین  | 

پروفسور حسابی و انیشتین ...

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:

وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد
یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است.

بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست.

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.

 |+| نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 23:12  توسط محمد حسین  | 

تغيير عادت منفي به مثبت ...

در آمريكا در انبار كالايي، كارگر بي سوادي كار مي كرد. او موظف بود تعداد كالاي داخل هر گوني را شمارش كرده و درصورت صحيح بودن مقدار آن، روي گوني بنويسد*All Correct* و چون اين كارگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين كلمه را بلد نبود با استفاده از صداي اول كلمه ها، علامتي روي گوني ها مي گذاشت به اين صورت كه به جاي All از O و به جاي Correct از K استفاده مي كرد و به جاي كلمه ي All Correct روي گوني ها مي نوشت O.K . استفاده از كلمه ي  O.K  به تدريج همه گير شده و امروزه مردم سراسر دنيا، اين اصطلاح را به خوبي مي شناسند و به كار مي برند !
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.

اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم. فكر مي كنيد چرا حضرت محمد مي فرمايند : "فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد"
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم. به عنوان مثال:

به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود

به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت

به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد

به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟

به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده

به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما

به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه

به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟

به جاي فقير هستم؛‌بگوييم : ثروت كمي دارم

به جاي بد نيستم؛ بگوييم :‌ خوب هستم

به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست

به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم

به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود

به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه

به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش

به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم

شما هم مي‌توانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كنید...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 19:50  توسط محمد حسین  | 

شناخت قرآن از ديدگاه دانشمندان غربي ...

امروزه به رغم تبليغات وسيعي كه در كشورهاي غربي عليه اسلام و مسلمانان وجود دارد، روز به روز به تعداد كساني كه با تحقيق درباره ي قرآن به دين اسلام مي گروند، افزوده مي شود.

تحدی و معارضه با قرآن

توجه به قرآن و تحقيق در مورد آن از دوره ي رنسانس تا دوران معاصر مورد توجه ي تعدادي از دانشمندان غربي قرار گرفته است و آنان بعد از پي بردن به عظمت قرآن، نظرات جالبي را بيان نموده اند كه بيان تعدادي از اين نظرات خالي از لطف نيست :

1. گوته : اگرچه ما همواره از قرآن روي برمي گردانيم و در همان مرحله ي اول از آن اظهار تنفر مي نماييم اما آن خيلي زود ما را به سوي خود جذب كرده و شگفت زده مي نمايد و در نهايت ما را وادار مي كند كه در مقابل آن سر تعظيم و احترام فرود آوريم. سبك و اسلوب قرآن و هماهنگي و توافق آن با محتوا و هدفش محكم و استوار، بسيار عالي و باشكوه، با هيبت و سرسام آور و داراي رفعتي حقيقي و ابدي است. ازاين رو اين كتاب در تمام زمانها، تأثيري نيرومند از خود به جاي مي گذارد.

2. ولتر : اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانيد، يك كلمه ي كودكانه در آن نخواهيد يافت. قرآن درحقيقت مجموعه اي است از پندهاي اخلاقي، دستورهاي ديني، راز ونياز به درگاه خداوند، تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا.

3. توماس كارلايل : قرآن اساس تشريع براي هر زمان و مكان و سرچشمه ي احكام قضايي و قانون متبع در امور زندگي بوده و راه زندگي سعادتمندانه اي را براي پيروان خود روشن مي سازد. يكي از مزاياي قرآن كه دقت آن باعث دهشت و اعجاب من شده است، اين است كه در جمله هايي كوچك به بعضي از حقايق بزرگ اشاره نموده است .

4. دكتر جرنيه ي فرانسوي علت مسلمان شدن خود را اينگونه بيان مي كند : من تمام آيه هاي قرآن را كه درزمينه ي علوم طبيعي و بهداشت و طب بودند، مطالعه نمودم و آنها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ويقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر روي زمين از آن قوانين و اصول آگاه نبوده است؛ پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم.

5. ريتو بنورث اعتراف مي كند : علوم طبيعي و فلكي و فلسفه از قرآن اقتباس شده است و علما مديون قرآن هستند.

6. جي مارگوليوت : اقرار مي كنم كه قرآن مهمترين موقعيت را در ميان كتابهاي مذهبي جهان به خود اختصاص داده است؛ گرچه قرآن در اين طبقه ي ادبياتي جوانترين اثر به حساب مي آيد اما تأثير شگرفي را كه بر عده ي زيادي از مردم گذاشته است، همچنان به ديگران ارزاني مي دارد. اين كتاب براي اولين بار از افراد ناهمگون قبايل صحرايي در شبه جزيره ي عرب، امتي از قهرمانان ساخت و آنان نيز به نوبه ي خود اقدام به ايجاد چنان سازمانهاي وسيع سياسي مذهبي در جهان اسلام نمودند كه يكي از بزرگترين نيروهايي است كه اروپا و غرب براي آن حساب ويژه اي باز نموده اند.

7. موريس بوكايل : بررسي كامل عيني و بي طرفانه ي قرآن در پرتو دانش مدرن، ما را به درك توافق بين اين دو (قرآن وعلم) رهنمون مي سازد و نيز اين حقيقت را روشن مي سازد كه در زمان محمد، نه او و نه هيچ انسان ديگري نمي توانسته است چنين مطالب شگفت انگيزي را كه با علم امروز مطابقت مي كند، به رشته ي تحرير در آورد.

8. ماكسيم رودنسون،نويسنده ي ماركسيست : قرآن كتاب مقدسي است كه عقلانيت جايگاه بسيار بزرگي را در آن اشغال نموده است. در اين كتاب خداوند براي مردم همواره دليل و برهان ارائه مي نمايد و در مناسبتهاي متعدد براي انسان تكرار مي كند كه پيامبران همراه دليل وبرهان مبعوث شده اند. به نظر مي رسد عقل گرايي قرآني همچون سنگ، سخت، مستحكم و اصلي بنيادي است.

9. جان ديون پورت : قرآن تا آن حد معجزه ي جاويد شناخته شده است كه محمد (ص) آن را دليل قوي و مؤيد رسالتش اعلام نمود و آشكارا فصيح ترين مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تا يك سوره مانند قرآن بياورند. قرآن مانند انجيل نيست كه فقط به عنوان ميزان و شاخصي درباره ي عقايد ديني، عبادت و عمل پيروان ‎آن شناخته شده باشد بلكه داراي مكتب و روش سياسي نيز هست. كليه ي مسايل حياتي و مالي با اجازه ي همين منبع و مصدر قانونگذاري حل مي شود. در ميان محسنات زيادي كه قرآن به حق واجد آن است، دو نكته ي بسيار مهم وجود دارد يكي لحن تعظيم و تكريم هنگام ذكر نام خداوند و ديگري وجود نداشتن فكر، بيان و يا داستاني خلاف تقوا يا حاكي از سوء اخلاق و بي عفتي و عدم طهارت كه آن را معيوب و لكه دار نمايد در صورتي كه با كمال تأسف اين نواقص در موارد بسيار زيادي در كتب يهود ديده مي شوند .

10. ويل دورانت : در قرآن قانون و اخلاق يكي است. رفتار ديني در قرآن شامل رفتار دنيوي نيز هست و همه ي امور آن از جانب خداوند وحي شده است.

11. ادوارد گيسبون : قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين است؛ دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني، اجتماعي مدني، تجاري، نظامي، قضايي،جنايي و جزايي.

12. هربرت جرج ولز : قرآن بهترين راهنماي يك عقيده ي قلبي يعني توحيد و اخلاق فاضله است. شايد نيروي معنوي اين كتاب منحصر به سادگي اوامر و نواهي آن باشد چنانكه گاهي يك كلمه ي آن چندين حقيقت را در بر مي گيرد. قرآن كتاب علمي، ديني، اجتماعي، تربيتي، اخلاقي و تاريخي است. مقررات و احكام آن با اصول قوانين ومقررات دنياي امروزي هماهنگ و براي هميشه قابل پيروي و عمل است.

13. رود يويل (كشيش فرانسوي) : قرآن روحي قوي است كه يك ملت فقير و نادان را منقلب نمود و تمدن نيرومندي را كه رونق كامل داشت، به وجود آورد ؛ تمدني كه بالهاي خود را از سمت غرب تا اسپانيا و از سمت شرق به حدود هند و چين گسترش داد و در اندك زماني امپراتوري بزرگي را تأسيس نمود. قرآن مقام والايي دارد. اروپا نبايد فراموش كند كه مديون اين كتاب است؛ كتابي كه آفتاب علم را در ميان تاريكي قرون وسطي در اروپا جلوه گر ساخت.

14. پروفوسور هانري كربن (فيلسوف معاصر فرانسوي) : اگر انديشه هاي محمد خرافي بود و يا اگر محمد پيامبر خدا نبود هيچگاه جرات نمي كرد حرفي از علم به ميان آورد و بشر را به علم دعوت كند.

15. پروفوسور آرتور ج.آربري (دانشمند و خاورشناس انگليسي) : هنگامي كه به پايان ترجمه قرآن رسيدم موضوعي (مربوط به زندگي ) مرا پريشان كرده بود، اما در طول ايام پريشاني، قرآن مرا چنان آرامشي بخشيد و چنان حفظ كرد كه براي هميشه رهين منتش شدم.

16. آلبرت انيشتين (متفكر و فيزيكدان فوق بزرگ جهان) : قرآن كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست بلكه مجموعه ي قوانيني است كه بشر را به راه راست هدايت مي كند، راهي كه بزرگترين فلاسفه از تعريف آن عاجزند.

17. دكتر گوستاولوبون (مورخ بزرگ و مشهور فرانسوي) : قرآن كه كتاب آسماني مسلمين است، به تعاليم و دستورات مذهبي منحصر نمي شود بلكه مشتمل است بر دستورات سياسي و اجتماعي، خيرات، نيكي، مهمان نوازي، اعتدال در خواهش هاي نفساني، وفاي به عهد، اكرام به والدين، كمك كردن به بيوه و يتيم وسرپرستي آنان، نيكي كردن در مقابل بدي و... كه در موارد متعددي به آن ها تاكيد شده، و در آن تمام اين صفات و خصلت هاي پسنديده تعليم داده شده است.

18. ج.م . رودويل (اسلام شناس انگليسي) : قرآن مقام والايي دارد، زيرا نام خداوند و خالق جهان و ستايش او را در ميان ملل بت پرست نشر داد و آن را به همه كس اعلام كرد. اروپا نبايد فراموش كند كه مديون قرآن است. همان كتابي كه آفتاب علم را در ميان تاريكي قرون وسطا در اروپا جلوه گر ساخت.

19. ارنست رنان : اگر كسي خواسته باشد به كتابي كه از آسمان نازل شده است ايمان بياورد، آن كتاب فقط قرآن است زيرا كتب ديگر آسماني امتيازات قرآن را ندارند.

20. لئون تولستوي : هركس بخواهد سادگي و بي پيرايه بودن اسلام را درك كند، بايد قرآن را بخواند، در آنجا قوانين و تعليماتي بر مبناي حقايق روشن و آشكار صادر و احكام آسان و ساده براي عموم بيان شده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 9:15  توسط محمد حسین  | 

بقایای قوم عاد...

اخیرا در یکی از مناطق جنوب شرقی عربستان کاوشگران گاز , بقایای اسکلت انسانی را در اندازه خارق العاده پیدا کردند.

بیابان مورد نظر را  یک چهام خالی یا به عربی ربع الخالی می نامند . کشف مذکور را گروه کاوشگر آرامکو انجام داده است .

در قرآن کریم خداوند می فرماید مردم خارق العاده ایی را خلق کرده که تا به حال مانند آن را خلق نکرده است . این قوم عاد نامیده می شدند که برای آنها پیامبری به نام هود فرستاده شد.

آنها خیلی بلند، بزرگ و خیلی نیرومند بودند. چنان بودند که می توانستند بازو هایشان را اطراف یک تنه درخت بگذارند و آن را از ریشه بکنند.

تعدادی از این مردم قدرت خود را علیه خداوند و پیامبر او صرف کردند و خداوند همه آنها را که پا را از فرمان خدا فراتر نهاده بودند، گرد آورد و آنها را نابود ساخت.

این بقایا در عربستان سعودی متعلق هستند به این قوم است. ارتش سعودی منطقه را تحت حفاظت دارد و هیچکس بجز کارکنان آرامکو حق ندارد وارد آن شود.

این مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و نگهداری می شود اما یک هلیکوپتر نظامی ارتش سعودی تعدادی عکس هوایی از منطقه گرفته است که یکی از عکس ها از طریق اینترنت به بیرون درز کرده است.

منبع : http://urbanlegends.about.com/library/bl_giant_skeleton.htm

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 9:40  توسط محمد حسین  | 

هشت اختراع جالب ساعت های زنگ دار ...

بدون شک کمتر چیزی لذت بخش تر از خواب بعد از خاموش کردن ساعتی که در حال زنگ زدن است خواهد بود و دنیای مدرن نیز در تلاش است که ما را از این لذت ، محروم کند. می گویید نه ؟ به این هشت اختراع جدید نگاه کنید.

1. این ساعت از بالای سقف بر روی تخت شما آویزان می شود و وقتی زنگ می زند، کافی است یک دست به آن بزنید تا زنگ اش و چراغ اش خاموش شود. ولی چند لحظه بعد زنگ و نور دوباره شروع خواهد شد ولی این بار ساعت کمی بالاتر رفته است ! هربار که خاموش اش کنید کمی بالاتر می رود و دوباره زنگ می زند !

2. این ساعت یک پازل (جورچین) چهار قطعه ای در بالایش دارد که در هنگام زنگ زدن ساعت به هوا پرت شده و در اتاق پراکنده می شوند. حالا برای قطع زنگ باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید.

۳. هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می گوید «آفتاب دمیده‌! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می زند که «دستت رو از گوشت ور دار ! بیدار شو !» و در این مرحله تنها خاموش کردن اش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.

4. این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.

5. موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از روی میز پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.

6. قسمت فوقانی این ساعت موقع زنگ زدن به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با پریدن آن را گرفته و دوباره در جایش بگذارید.

7. این ساعت (مرغ) هنگام زنگ زدن تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، زنگش (قدقدش) را متوقف نمی کند.

 

8. نارنجک صوتی در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که شدتش قابل تنظیم است. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش حتما شخص خوابیده باید بلند شود و شما را پیدا کند و از شما بخواهد که ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.

شما کدوم یکی رو انتخاب می کنید!؟

 |+| نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 21:45  توسط محمد حسین  | 

درازترین بینی دنیا با طول 14 سانتی متر...

 

مرد ۸۰ ساله ترکیه ای با ۱۴ سانتی متر بینی، صاحب درازترین بینی دنیاست! این مرد اهل استان اردو در ترکیه محمت گل نام دارد و همسایگان او را با نام دده پینوکیو خطاب می کنند!! دده پینوکیو شکایت خاصی از بینی درازش ندارد و اقوامش هم می گویند به این مرد بینی دراز عادت کرده اند.

وی که تا کنون در مسابقات درازی بینی شرکت نکرده است گفته است: “افرادی که در این مسابقات برنده شده اند بینی شان بین ۸ تا ۹ سانتی متر طول دارد. اگر من شرکت می کردم قطعا برنده این مسابقات می شدم چرا که تاکنون درازتر از بینی خودم ندیده ام!”

سال گذشته شخص دیگری با نام محمت اوزیورک با بینی ای به درازی ۸/۸ سانتی متر اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده بود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 17:20  توسط محمد حسین  | 

روانشناسي افراد از روي طرز امضاء !

1) كساني كه به طرف عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، انسان هاي منطقي هستند .

2) كساني كه بر عكس عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، دير منطق را قبول مي كنند و اغلب غير منطقي هستند .

3) كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي كنند، لجاجت و پافشاري در امور دارند .

4) كساني كه از خطوط افقي استفاده مي كنند، انسان هاي منظمي هستند .

5) كساني كه با فشار امضا مي كنند، در كودكي سختي كشيده اند .

6) كساني كه پيچيده امضا مي كنند، شكاك هستند .

7) كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند، خودشان را در فاميل برتر مي دانند .

8) كساني كه در امضاي خود فاميل مي نويسند، داراي منزلت هستند .

9) كساني كه اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زنند، شخصيت خود را نشناخته اند .

10) كساني كه به حالت دايره و بيضي امضا مي كنند، كساني هستند كه مي خواهند به قله برسند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

بي شك بيان مطالب فوق كه نشات گرفته از افكار مختلف مي باشد نشانه تائيد آن نمي باشد ولي بهر حال شايد چندان هم دور از ذهن نباشد !


شما تابحال به امضای خود دقت كرده ايد ؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 19:22  توسط محمد حسین  | 
آیا میدانید...

* يك سوسك حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي كند تا اينكه از گرسنگي بميرد.

* يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون بياورد.

* حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

* به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

* اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌ وقت تمام نخواهد شد.

* خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.

* ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

* چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

* بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند. كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

* كوبيدن سر به ديوار 150 كالري در ساعت مصرف مي‌كند.

* پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

* گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يكصد صدا با حنجره خود توليد كنند در حاليكه سگ‌ها كمتر از 10 تا!

* تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!  

* دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي كه طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.

* فيل‌ها تنها حيواناتي هستند كه نمي‌توانند بپرند.

* هر بار كه يك تمبر را ميليسيد 10/1 كالري انرژي مصرف مي‌كنيد.

* فوريه 1865 تنها زماني بود كه ماه كامل نشد.

* كوتاهترين جمله كامل در زبان انگليسي I am است.

* اگر عروسك باربي را زنده تصور كنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يك انسان نرمال.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 12:37  توسط محمد حسین  | 

عالم ذر (عالم الست)

جاي هيچ گونه ترديد نيست كه سرچشمه علوم اسلامي از قرآن است ، قرآن در ميان جامعه اي ظاهر شد كه از نظر معلومات خيلي فقير بودند بطوريكه حتي معلومات ناچيز عصر خود را هم نداشتند. قرآن از يك طرف دعوت به تفكر و تدبر و عبادت است و انديشه هاي خفته را بيدار مي سازد و از طرفي ديگر به دست آن موضوعاتي آشكار مي شود .

در اثناي اين دنيا چيزهاي عجيب و زيبا آفريده شده كه هنوز كشف آن براي بندگان ممكن نيست شايد عالم ذر و يا الست هم همينطور باشد كه مردم تا حدودي از آن بي خبر هستند .  

ذريه : به معني فرزندان كوچك و كم سن وسال است . اما اغلب به همه فرزندان گفته مي شود .

سوره اعراف آيه ي 172 :

وَ إذْ أَخَذَ رَبُكَّ مِن بَنيِ آدَمَ مِن ظُهُوِرهِم ذُرّيتَهُمْ وأَشْهَدَهُم عَلَي أَنفُسِهِمْ أَلَستُ بِرَبِّكُم قَالوا بَلي شَهِدْنا أَن تتُوُلوا يَومَ القِيَمَهِ إنَّا كنّا عَن هَذا غَفِلينَ .

« وبه ياد آور زماني كه پروردگارت از پشت بني آدم ذريّه آنان را بر گرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت ( و فرمود ) : آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند : چرا ، ما گواهي داديم ( كه تو پروردگار مايي ) ( اين اقرار گرفتن از ذريه ي آدم براي آن بود كه ) تا در روز قيامت   نگويند : ما از اين غافل بوديم .»

پيام 1 : خداوند توحيد را در فطرت و سرشت انسانها قرار داده است .( اَشهد هم علي أَنفُسَهُم )

پيام 2 : ميثاق فطرت وخداجويي ، براي اتمام حجت بر بندگان است .(أن تقولوايوم القيامه ... )

پيام 3 : انسانها در عمق وجود خويش ، حس خداگرايي را مي جويند ، چون در عالم ذره به آن اعتراف كرده اند .

سوره ي اعراف آيه ي 173 و 174 

أَو تَقوُلوُا إِنَّها أََشْرَكَ اباؤُنَا مِن قَبْلُ و كُنَّاذُرِيَّهَ مِّن بَعدِهِم أَنتُهلِكُنَا بِما فَعَلَ المُبطِلوُنَ(173) وَكَذلِكَ نُفَصِّلُل الأَيَتِ و لَعَلَّهُم يَرجِعُونَ (174 )

« ( آن سؤال و جواب را از ذريه ي آدم كرديم ) تا نگوئيد : پدران ما از قبل ، مشرك بودند و ما نيزفرزندان ازپس آنان بوديم ( و ناچار ، راهشان را ادامه داديم ) آيا ما را به خاطر عملكرد اهل باطل ، مجازات و هلاك مي كني ؟ »

و ما اينگونه آيات خويش را روشن مي كنيم ( تا بدانند نور توحيد ، از آغاز درسرشت آنان بوده است ) و شايد يه سوي خداوند ( و فطرت پاك توحيدي ) برگردند .

پيام ها :

1-  فطرت خداشناسي ، براي اتمام حجت از سوي خداوند است و چراغ فطرت قدرت نور افشاني بر ظلمات محيط را دارد .

2-  جامعه و محيط ، انسان را مجبور نمي كند ( أو تَقوُلوُا )

3-  تقليد در اصول دين جايز نيست . ( أَشرك آباءُ نا )

4-  گناه و انحراف خود را به دوش ديگران نيفكنيد . (أَشرك آباءُ نا )

5- اطاعت و احترام نيكان ، تا حدي است كه انسان را به شرك نكشند ( ذريّه من بعدهم )

6- شرك ، انسان را به ياوه كاري و هلاكت مي كشاند . ( تهلكنا مبطلون )

7- آيات الهي، براي توجه دادن انسانها به ميثاق فطرت وسرشت توحيدي است.( لعلهم يرجعون)

اعتقاد به وجود چنين جهاني در واقع مستلزم قبول يك نوع تناسخ است زيرا مطابق اين تفسير بايد پذيرفت كه روح انسان قبل از تولد فعلي او يك بار ديگر در اين جهان گام گذارده است . و پس از طي دوراني كوتاه و يا طولاني از اين جهان بازگشته است ، و به اين ترتيب بسياري از اشكالات تناسخ متوجه آن خواهد شد .

ولي اگر تفسير دوم آيه 172را بپذيريم هيچيك از اين ايرادها متوجه نخواهد شد زيرا سؤال و جواب و پيمان مزبور يك پيمان فطري بوده است كه الان هم هر كس در درون جان خود آثار آنرا مي يابد و حتي طبق تحقيقات روانشناسان اخيراً حس مذهبي يكي از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انساني است ، و همين حس است كه بشر را در طول تاريخ به سوي خداشناسي رهنمون بوده و با وجود اين فطرت هيچگاه نمي تواند به اين عذر كه پدران ما بت پرست بودند توسل جويد . « فطره الله التي فطر الناس عليها » (روم – 30 )

پيمان الست

چگونگي پيمان گرفتن خدا از بني آدم در آيه بيان شده است كه طبق روايات ، پس از خلقت آدم همه فرزندان او به صورت ذرات ريز و باشعور از پشت او بيرون آمده ، مورد خطاب و سؤال الهي قرار گرفتند و به ربوبيت خدا اعتراف كردند . آنها داراي عقل شعور كافي براي شنيدن سخن و پاسخ بودند در اين هنگام از طرف خداوند به آنها خطاب شد ( الستُ بِرَّبِكُم ) سپس همه به صلب و گل آدم برگشتند تا به تدريج و به طور طبيعي به اين جهان بيايند و اين عالم را عالم ذر و آن پيمان را پيمان الست و عالم الست مي گويند بنابراين پيمان مذبوريك پيمان تشريعي به قرارداد خود آگاه ميان انسانها و پروردگار شان بوده است . شايد هم مراد از عالم ذر ، همان عالم استعدادها و پيمان فطرت و تكوين باشد . يعني هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران كه ذراتي بيش نيستند ، خداوند استعداد و فطرت توحيدي و حقجويي را در سرشت آنها مي نهد و اين سر الهي به صورت يك حس دروني در نهاد و فطرت همه ما به صورت وديعت نهاده مي شود و در مورد پذيرش امانت الهي نيز بايد گفت : كه اين پذيرش قراردادي و تشريفاتي نبوده بلكه پذيرشي است تكويني بر حسب عالم استعداد در عقل و خردشان ، خدا باوري به صورت يك حقيقت خود آگاه نقش مي بندد . خداوند به زبان خلقت از آنان سؤال كرده ، آنان با همين زبان ، پاسخ داده اند . بنابراين همه ي افراد بشر داراي روح توحيدند و سؤالي كه خداوند از آنها كرده به زبان تكوين و آفرينش است.

منبع : www.schoolnet.ir

 |+| نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 0:19  توسط محمد حسین  | 

666 عدد شیطان نیست...

ایندپندنت: بخشی از عهد جدید که به تازگی در بین نسخه‌های قدیمی پاپیروس‌هایی کشف شده که دانشمندان موفق به خواندن آن‌ها شده‌اند، نشان می‌دهد برخلاف آن ‌چه پژوهشگران، شیطان‌پرستان و کشیشان تا به حال گمان می‌کردند، عدد شیطان 666 نیست. در این متون به دست آمده از عهد جدید عدد شیطان 616 ذکر شده است.

بخش جدیدی از سفر مکاشفات کتاب مقدس که به زبان یونانی باستان نوشته شده است و متعلق به اواخر قرن سوم است، از مجموعه پاپیروس‌های باستانی است که در اکسرینچوس مصر به دست آمده است. این پاپیروس‌ها به تازگی توسط نوعی تکنیک جدید عکاسی قابل خواندن شده‌اند. در حال حاضر گروهی از برجسته‌ترین متخصصین زبان‌های باستان و متون کلاسیک در حال کار بر این دست‌نوشته‌ها هستند و اخیرا موفق به رمزگشایی از آن‌ها و خواندن متن کامل این دست‌نوشته‌ها شده‌اند.
پروفسور دیوید پارکر، استاد مطالعات عهد جدید دانشگاه بیرمنگام، در این باره گفت: «عدد 616 هر چند اعتبار 666 را ندارد، اما با توجه به متون به دست آمده درست‌تر به نظر می‌رسد. این اعداد بر اساس ارزش حروفی تعیین می‌شود که در نام افراد به کار می‌رود. مسیحیان در آن دوران برای پنهان کردن نام‌های خود از قراردادهایی استفاده می‌کردند و نام خود را به عدد می‌نوشتند. 616، ارزش مجموع حروف نام امپراتور کالیگولا است.»
سفر مکاشفات را یکی از حواریون عیسی به نام یوحنا نوشته است و در آن 666 را نشانه دجال خوانده است. در آمریکا بنیادگرایان مسیحی در بخش آخرالزمان مراسم مذهبی خود این عدد را به عنوان ذکر تکرار می‌کرده‌اند.
پیتر گیلمور، کشیش اعظم کلیسای ساتن نیویورک، در مصاحبه‌ای گفت: «666 برای ما نماد ترس مسیحیان از آخرالزمان بود. اگر ثابت شود این عدد 616 است، از این به بعد 616 را تکرار می‌کنیم و در اصل ماجرا مشکلی پیش نمی‌آید.»

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 12:51  توسط محمد حسین  | 

*** جملاتی زیبا ***

***پاسکال***
*آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم.

*** پطر کبیر***
*انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد.

***ارنست همینگوی***
*اگر بت‌ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت که خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری.

***نیچه***
*مرا دوست بدار،اندکی ولی طولانی!

***کریستوفر مارلو***
*خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپائی
نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبائی

***رهی معیری***
*شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید.

***ولتر؛ نویسنده فرانسوی***
*وقتی «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنیا طعم صلح را می چشد.

***جیمی هندریکس***
*اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست نمی‌تواند افکار ما را مغشوش کند.

***هرمان هسه***
*شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار هنر خود بودن است.

***لئونارد نیموی***
*هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

***گاندی***
*برای تربیت اراده بهترین زمان ایام جوانی است.

***فیثاغورث***
*کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد.

***بنجامین فرانکلین***
*وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.

**امرسون**
*هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته‌ام بیاموزم.

***گالیله***
*زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است .

***گوته***
*مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

***جرج برنارد شاو***
*من به هیچ وجه خدا را لمس نکردم، ولی خدایی که قابل لمس باشد که دیگر خدا نیست. اگر هر دعایی را هم اجابت کند، همینطور. همان‌جا بود که برای نخستین بار حدس زدم که عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است که پاسخی به آن داده نمی‌شود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست. این را هم دریافتم که آموختن دعا، آموختن سکوت است و عشق فقط از جایی شروع می‌شود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرین «نیایش» است و «نیایش» تمرین «سکوت».

***دژ ـ آنتوان سنت اگزوپری***
*مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت.

***برنارد شاو***
*زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.

***برنارد شاو***
*هیچ چیز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیک نمی‌سازد.

*** موریس مترلینگ***
*یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی.

***بایزید بسطامی***
*شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص

*بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند».

*** تولستوی***
*نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 20:36  توسط محمد حسین  | 

آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش آلبرت انیشتن بود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 16:20  توسط محمد حسین  | 
تاثیر آواز خواندن بر سلامتی

اگر تا به حال میل به آواز خواندن به شما دست داده است ، چه زیر دوش حمام، چه در اتومبیل، یا شاید هم در مهمانی که هیچکس را آنجا نمی شناختید ، باید باآغوش باز پذیرای آن باشید. این هنر باستانی نه تنها حس خوبی به آدم می دهد، بلکه می تواند سلامتیتان را هم تقویت کند، احساس درد و ناراحتیتان را برطرف کند و حتی عمرتان را طولانی تر کند.

اگر از صدایتان به جز صحبت کردن، برای آواز خواندن هم استفاده کنید، فواید بسیار زیادی نصیبتان می شود. سوزانا هانسر، رئیس دپارتمان موسیقی درمانی در دانشگاه موسیقی برکلی، می گوید، "وقتی به جای حرف زدن، آواز می خوانید، در صدایتان آهنگ، موسیقی و اوج و حزیز دارد که باعث می شود بتوانید خود را عمیق تر بیان کنید. ازآنجا که خواندن عملی درونی است (که به بدن ما مربوط می شود) مطمئناً تغییراتی را در جسممان پدید می آورد."

 

آواز خواندن استرس و درد را کاهش می دهد ...
 
براساس گفته های پاتریشیا پرستون رابرتز، یک متخصص موسیقی درمانی در شهر نیویورک، تحقیقات ومطالعات ثابت کرده است که آواز خواندن موجب پایین آوردن ضربان قلب، فشار خون، و استرس می شود. او از آواز برای کمک به بیمارانی که از انواع مختلف بیماری ها و مشکلات روحی و فیزیکی رنج می برند، استفاده می کند.

او می گوید، "برخی افرادی که دچار آسیب های روانی شده اند گاهی اوقات دوست دارند بدن فیزیکیشان را ترک کنند. به نظر می رسد که آواز خواندن خیلی از راه های عصبی که درد از آن عبور می کند را می بندد."

 

آواز خواندن برای سالخورده ها ...
 
به نظر می رسد که آواز خواندن، مخصوصاً به صورت دسته جمعی، فواید بسیار زیادی را برای افراد سالخورده به همراه دارد. در تحقیقی که برای بررسی تاثیر آواز خواندن بر سلامت افراد 55 سال و بالاتر انجام گرفت، در مدرسه موسیقی در واشنگتن، یک گروه آوازخوانی مخصوص سالخورده ها شکل گرفت.

افراد سالخورده ای که در این گروه آواز شرکت داشتند (به همراه سالخورده های دیگری که در گروه های نویسندگی و نقاشی شرکت داشتند) درمقایسه با افرادی که در گروه کنترل بودند، پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای در وضعیت سلامتی خود داشتند. ازجمله پیشرفتهای آنها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- 30 مرتبه ویزیت دکتر کمتر

- مشکلات بینایی کمتر

- بروز افسردگی کمتر

- نیاز کمتر به دارو

- افتادن ها و سایر آسیب دیدگی های کمتر

حتی محقق اصلی این تحقیق، دکتر کوهن، رئیس مرکز پیری و سلامتی در دانشگاه جورج واشنگتن،   هم از تاثیرات شگرفی که تحقیق به اثبات رساند، متعجب بود. او در این رابطه می گوید، "تعجب من به خاطر این نیست که آواز خواندن عملی فایده بخش است، تعجبم از شدت تاثیر آن بر وضعیت سلامت شرکت کننده است. سن متوسط این شرکت کننده ها 80 سال بود. این سن همانطور که می دانید بالاتر ازسن قابل انتظار است، بنابراین اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، اگر قرار باشد تاثیری ایجاد شود، انتظار ما این خواهد بود که مرگ و میر گروه شرکت کننده نسبت به گروه کنترل کمتر بوده اشد.. اینگه پیشرفت وضعیت سلامتی آنها تا این حد زیاد بوده مایه تعجب است."

خود شرکت کننده ها هم پیشرفت هایی را در وضعیت سلامتی خود مشاهده کردند که از قرار زیر است:

- داشتن احساسی بهتر هم در زندگی روزمره و هم هنگاه آواز خواندن

- ارتقاء کیفیت صدای عادیشان

- پیر نشدن تن صدای صحبت کردنشان

- تنفس آسانتر

- فرم بدنی بهتر

 

آواز خواندن و بیماری آلزایمر ...

دکتر اسمیت از انجمن آلزایمر که می خواست بیشتر روی تاثیر آواز خواندن بر داشتن احساس بهتر تحقیق کند، گروه آوازی برای افراد  مبتلا به جنون، مشکلات حافظه و بیماری آلزایمر، برپا کرد.

او در این رابطه می گوید، "ما با اشتیاق و علاقه زیادی کار گروه را دنبال می کردیم. خانواده ها باور دارند که این گروه زندگی آنها را بهتر کرده و به طریقی باعث شده که افراد حال بهتری داشته باشند و بیشتر عمر کنند."

کلیو بالارد، رئیس تحقیقات انجمن آلزایمر می گوید، "قسمت هایی از مغز که با حرف زدن عمل می کند متفاوت از قسمتی است که روی موسیقی پردازش می کند که آن قسمتی است که این امکان را فراهم می کند که حتی افرادیکه قادر به حرف زدن نیستند هم بتوانند از موسیقی لذت ببرند. مردم از انجام کارهای گروهی لذت می برند و شواهد زیادی وجود دارد که ثابت می کند فعالیت اجتماعی برای افراد مبتلا به زوال عقل مفید است."

مربی آواز، لیز مک ناتن در این زمینه می گوید، "این جلسات تاثیرات مفیدی بر قدرت شناخت، توانایی های فیزیکی و احساسی شرکت کننده ها داشته است. به نظر می رسد که موسیقی توانایی دست یافتن به کلمات را دارد.. موسیقی آنقدر قدرتمند است که حتی افرادیکه توانایی حرف زدن خود را از دست داده اند هم می توانند به آوازها و اشعار آن دست پیدا کنند."

 

آواز خواندن سیستم ایمنی و سلامت عمومی بدن را ارتقاء می دهد ...

تحقیقات مختفی نشان داده است که آواز خواندن می تواند سیستم ایمنی بدن را هم تقویت کند. تحقیقی که در دانشگاه فرانکفورت در آلمان انجام گرفت، نشان داد که مقدار هموگلوبین A و کورتیزول—نمادهای تقویت سیستم ایمنی-- اعضای یک گروه آواز بعد از خواندن یکی از آوازهای موتزارت، بالا رفته است. فقط گوش دادن به موسیقی به تنهایی این تاثیر را به دنبال ندارد..

در تحقیق دیگری، اعضای یک گروه آواز، پرسشنامه هایی را برای گزارش واکنش های فیزیکی و روانی خود به آواز خواندن پر کردند. این افراد اینطور گزارش کردند:

- تقویت ظرفیت ریه

- انرژی بالاتر

- تسکین آسم

- فرم بدنی بهتر

- قویت حس ریلکسیشن و اوضع و احوال روحی و اعتماد به نفس

 
آواز خواندن و هنر بعنوان یک روش درمانی پذیرفته شده است ...
 
این روزها در سراسر جهان، انواع و اقسام هنرها بعنوان روش های درمانی شناخته شده اند. درواقع، در تحقیقی که توسط انجمن هنر در سلامت در امریکا انجام گرفت، مشخص شد که 68 درصد از بیمارستان های تحت تحقیق درمیان روش های درمانی خود از هنردرمانی نیز استفاده می کنند.

ناجویکوف، رئیس این انجمن میگوید، "هنر به بیمارستان ها کمک کرده است که تسهیلات خود را انسانی تر کنند. این یک ارتباط اجتماعی وب به حساب می آید و احساس بیماران را نسبت به بهبودی خود، تقویت می کند. این روش ها واقعاً رضایت بیماران را از نحوه درمان خود چندبرابر می کند."

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 14:52  توسط محمد حسین  | 

داوینچی و راز تابلوی مونالیزا...

لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در شهری کوچک در نزدیکی فلورانس در ایتالیا به دنیا آمد. داوینچی نشانه و خلاصه یک مرد رنسانس می باشد. او نه تنها یک نقاش بلکه یک دانشمند و مخترع نیز بود که ایده هایش قرنها جلوتر از آن زمان بود. نوشته هایش که بیشتر از ۵۰۰ صفحه می باشد شامل موضوعات مختلفی از قبیل ستاره شناسی، آناتومی بدن انسان، گیاه شناسی، زمین شناسی و اختراعات گوناگونی است که هیچ گاه در دوران زندگیش به مرحله ظهور در نیامد.

    

به دلیل کنجکاوی زیاد، داوینچی همواره به دنبال کشف رازهای جهان پیرامون خود بود به عنوان مثال: چرا ماه نورافشانی می کند، آب بنا بر چه قوانینی پیرامون اجسان جامد حرکت می کند، چرا آسمان آبیست و دهها رویداد غیرقابل توضیح دیگر در قرن پانزدهم.  نقاشی وسیله ای بود که او می توانست یافته های علمی خود را در قالب تابلوهای گوناگون نشان دهد. نتها ۱۵ عدد از نقاشیهای او باقی مانده است که در میان آنها مونالیزا (Mona Lisa) از همه معروفتر می باشد.

        

داوینچی کار تابلو مونالیزا را پس از سه سال تلاش در سال ۱۵۰۶ بر روی قطعه ای از چوب کاج به پایان رسانید. مونالیزا با نگاه کنجکاوانه و لبخندی مرموز در تور خود به دور دنیا، که از موزه لوور شروع شد، نگاه میلیونها نفر را از سراسر دنیا به خود جلب کرد. چیزی فراتر از یک نقاشی کهنسال در یک جعبه ضد گلوله در موزه لوور است که بی وقفه توجه بینندگان را به خود جلب می کند. واساری (Vasari) که سالها در باره زندگی داوینچی تحقیق کرده است این تابلو را یک شاهکار منحصر به فرد می داند. نکته جالب توجه اینجاست که واساری ابروهای مونالیزا به دقت در مقالات خود شرح می دهد در حالی که مونالیزا شخصی است که اصلا ابرو ندارد! داوینچی خیلی به این تابلو علاقه مند بود طوری که تا زمانی که مونالیزا را به فرانک اول پادشاه فرانسه نفروخته بود هیچگاه آنرا از خود دور نمی کرد و همیشه این تابلو را حتی در مسافرتها به همراه خود داشت.

اولین سوالی که با دیدن مونالیزا به ذهن می رسد اینست که : مونالیزا چهره یک زن است یا مرد؟ به احتمال بیشتر مونالیزا زنی است به نام “Lisa Gheradini del Giocondo”  که از طرف همسر خود به خیانت متهم شد. همچنین احتمال می رود که مونالیزا همان “Isabella of Aragon” یا همسر “Giuliano de’ Mecini” باشد. ولی اگر مونالیزا چهره یک مرد باشد، او کیست؟ سانتیمتر به سانتیمتر این تابلو توسط محققان زیادی آنالیز شده است که تلاش داشته اند که راز این تابلو را کشف کنند ولی به هیچ چیز قطعی دست پیدا نکرده اند.

تحقیقات نشان می دهد که سر مونالیزا بر اساس یک دایره شکل گرفته است که با نگاه کردن به تابلو می توان آنرا تشخیص داد. طول و عرض مونالیزا (نه کل تابلو) دقیقا به اندازه ۴ و ۳ عدد از این دایره می باشد که مثلث معروف فیثاغورث(۳، ۴، ۵) را تشکیل می دهد. شعاع این دایره دقیقا یک کف دست (۸.۷ سانتیمتر) به سیستم اندازه گیری آن زمان می باشد. 

بنا بر عقیده تعدادی از محققان، مونالیزا در حقیقت چهره خود داوینچی است که به طور بسیار ماهرانه ای در قالب مونالیزا به ظهور رسیده است. و در آخر اینکه سوالات بسیار زیادی در رابطه با مونالیزا همچنان بی جواب مانده است. اخیرا یک دانشمند چینی نرم افزاری را طراحی کرده است که بر اساس شکل فک و دهان اشخاص، صدای آنها را پیش بینی می کند که در اینجا شما می توانید صدای مونالیزا و داوینچی را بشنوید!

راز لبخند ژوکوند: ‘مونا لیزا احتمالا آبستن بوده است’

بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونا لیزا نشسته ممکن است به خاطر آن باشد که او باردار است و یا اینکه به تازگی بچه ای به دنیا آورده است. دانشمندان کانادایی به کمک اشعه لیزر موفق شده اند تصویری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوینچی تهیه کنند.
 

با مطالعه دقیق تابلو و کشف لایه های زیرین آن، گفته شده است مونا لیزا جامه ای به تن دارد که زنان حامله و یا فارغ از زایمان به تن می کرده اند. این تحقیق همچنین نشان می دهد که تابلو در طول ۵۰۰ سال آسیب چندانی ندیده است.

فراسوی سایه های تیره

هیئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند. با مطالعه دقیق لیزری، بخش های تیره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس مونالیزا و فرم گیسوی او.

با پژوهش اخیر روشن شده است نوع بالا تنه ای که مونا لیزا به تن دارد، در قرن شانزدهم میلادی مخصوص زنان حامله بوده و یا زنانی که تازه از بستر زایمان برخاسته اند. این جزئیات تا کنون شناخته نبود، زیرا در سایه های تیره تابلو فرو رفته بود. درباره هویت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

و اینکه ... 

داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای ۱۵۰۳ و ۱۵۰۶ دریافت کرد اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد. درباره این اثر هنوز رازهایی باقی است از جمله این که معلوم نیست این تابلو چگونه پدید آمده است. شگردهای شیوه نقاشی مات یا به اصطلاح دودآلود داوینچی هنوز کاملا روشن نشده است. به گفته کارشناسان داوینچی با ابزارها و رنگهای خود، سبک تازه ای ابداع کرده بود که اجزای تصویر در عین ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته دیده می شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 10:26  توسط محمد حسین  | 

کشتی نوح در کوه های آرارات...

و لقد ترکناها آية فهل من مدّکر(سوره قمر، آيه 15)
”و ما آن کشتی را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت شود، پس کيست که پند گيرد؟“

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.

عكس هوايي از شئ كشتي شكل

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود...  [بقیه در ادامه مطلب]

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 14:0  توسط محمد حسین  | 
خالکوبی عجیب Dattoos

تا کنون هیچ طراحی نتوانسته طرحی به مانند طراحی شرکت طراح Frog را به نمایش بگذارد.
این طرح تا کنون جوایز زیادی را در ارتباط با برترین طراحی دریافت کرده است. این طراحی در ده طرح برتر جهان قرار گرفته است.

کمپانی Frog در طراحی خود قدرت تکنولوژی را با هنر خالکوبی ترکیب کرده است به همین دلیل این طرح Dattoo نام گرفته است.
Hartmut esslinger طراح Dattoos گفته که این تکنولوژی امکانات روبات را برای انسان فراهم خواهد کرد.

Dattoos میتواند DNA شما را بخواند و هویت شما را مشخص کند ، صفحه آن لمسی میباشد ، کاملاً صدای شما را تشخیص داده و از آن فرمان میگیرد.

این تکنولوژی بسیار زیبا و قابلیت های آن بسیار مفید میباشد ولی به این زودی ها منتظر آمدن آن نباشید.

منبع خبر: WinBeta.Net

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 9:57  توسط محمد حسین  | 

یک داستان عجیب و جالب ...

اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »

رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»

مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»

اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»

مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد . پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.

و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 17:42  توسط محمد حسین  | 

شازده کوچولو...

شما می‌توانید در اینجا متن ترجمه شاملو را از این اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری ، بخوانید. ظاهرا قبلا در این آدرس فایل صوتی اثرهم وجود داشت که متاسفانه الان هیچ یک از لینکها کار نمی‌کند.

این هم تکه معروف و دوست‌داشتنی شازده‌کوچولو از دید خیلیها با ترجمه خوب شاملو:

شهريار کوچولو گفت: -بيا با من بازی کن. نمی‌دانی چه قدر دلم گرفته...

روباه گفت: -نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهليم نکرده‌اند آخر.

شهريار کوچولو آهی کشيد و گفت: -معذرت می‌خواهم.

اما فکری کرد و پرسيد: -اهلی کردن يعنی چه؟

روباه گفت: -تو اهل اين‌جا نيستی. پی چی می‌گردی؟

شهريار کوچولو گفت: -پی آدم‌ها می‌گردم. نگفتی اهلی کردن يعنی چه؟

روباه گفت: -يک چيزی است که پاک فراموش شده. معنيش ايجاد علاقه کردن است.

-ايجاد علاقه کردن؟

روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من يک پسر بچه‌ای مثل صد هزار پسر بچه‌ی ديگر. نه من هيچ احتياجی به تو دارم نه تو هيچ احتياجی به من. من هم واسه تو يک روباهم مثل صد هزار روباه ديگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتياج پيدا می‌کنيم. تو واسه من ميان همه‌ی عالم موجود يگانه‌ای می‌شوی من واسه تو.

شهريار کوچولو گفت: -کم‌کم دارد دستگيرم می‌شود. يک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد.

روباه گفت: -بعيد نيست. رو اين کره‌ی زمين هزار جور چيز می‌شود ديد.

شهريار کوچولو گفت: -اوه نه! آن رو کره‌ی زمين نيست.

روباه که انگار حسابی حيرت کرده بود گفت: -رو يک سياره‌ی ديگر است؟

-آره.

....

روباه آه‌کشان گفت: ...!

زندگی يک‌نواختی دارم .....

اما اگر تو منو اهلی کنی انگار که زندگيم را چراغان کرده باشی. آن وقت صدای پايی را می‌شناسم که باهر صدای پای ديگر فرق می‌کند: صدای پای ديگران مرا وادار می‌کند تو هفت تا سوراخ قايم بشوم اما صدای پای تو مثل نغمه‌ای مرا از سوراخم می‌کشد بيرون. تازه، نگاه کن آن‌جا آن گندم‌زار را می‌بينی؟ برای من که نان بخور نيستم گندم چيز بی‌فايده‌ای است. پس گندم‌زار هم مرا به ياد چيزی نمی‌اندازد. اسباب تاسف است. اما تو موهات رنگ طلا است. پس وقتی اهليم کردی محشر می‌شود! گندم که طلايی رنگ است مرا به ياد تو می‌اندازد و صدای باد را هم که تو گندم‌زار می‌پيچد دوست خواهم داشت...خاموش شد و مدت درازی شهريار کوچولو را نگاه کرد. آن وقت گفت: -اگر دلت می‌خواهد منو اهلی کن!

شهريار کوچولو جواب داد: -دلم که خيلی می‌خواهد، اما وقتِ چندانی ندارم. بايد بروم دوستانی پيدا کنم و از کلی چيزها سر در آرم.

روباه گفت: -آدم فقط از چيزهايی که اهلی کند می‌تواند سر در آرد. انسان‌ها ديگر برای سر در آوردن از چيزها وقت ندارند. همه چيز را همين جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی نيست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست... تو اگر دوست می‌خواهی خب منو اهلی کن!

شهريار کوچولو پرسيد: -راهش چيست؟

روباه جواب داد: -بايد خيلی خيلی حوصله کنی. اولش يک خرده دورتر از من می‌گيری اين جوری ميان علف‌ها می‌نشينی. من زير چشمی نگاهت می‌کنم و تو لام‌تاکام هيچی نمی‌گويی، چون تقصير همه‌ی سؤِتفاهم‌ها زير سر زبان است. عوضش می‌توانی هر روز يک خرده نزديک‌تر بنشينی.

فردای آن روز دوباره شهريار کوچولو آمد.

...

به اين ترتيب شهريار کوچولو روباه را اهلی کرد.

لحظه‌ی جدايی که نزديک شد روباه گفت: -آخ! نمی‌توانم جلو اشکم را بگيرم.

شهريار کوچولو گفت: -تقصير خودت است. من که بدت را نمی‌خواستم، خودت خواستی اهليت کنم.

روباه گفت: -همين طور است.

شهريار کوچولو گفت: -آخر اشکت دارد سرازير می‌شود!

روباه گفت: -همين طور است.

-پس اين ماجرا فايده‌ای به حال تو نداشته.

روباه گفت: -چرا، واسه خاطرِ رنگ گندم.

بعد گفت: -برو يک بار ديگر گل‌ها را ببين تا بفهمی که گلِ خودت تو عالم تک است. برگشتنا با هم وداع می‌کنيم و من به عنوان هديه رازی را به‌ات می‌گويم.

شهريار کوچولو بار ديگر به تماشای گل‌ها رفت و به آن‌ها گفت: -شما سرِ سوزنی به گل من نمی‌مانيد و هنوز هيچی نيستيد. نه کسی شما را اهلی کرده نه شما کسی را. درست همان جوری هستيد که روباه من بود: روباهی بود مثل صدهزار روباه ديگر. او را دوست خودم کردم و حالا تو همه‌ی عالم تک است.

گل‌ها حسابی از رو رفتند.

شهريار کوچولو دوباره درآمد که: -خوشگليد اما خالی هستيد. برای‌تان نمی‌شود مُرد. گفت‌وگو ندارد که گلِ مرا هم فلان ره‌گذر می‌بيند مثل شما. اما او به تنهايی از همه‌ی شما سر است چون فقط اوست که آبش داده‌ام، چون فقط اوست که زير حبابش گذاشته‌ام، چون فقط اوست که با تجير برايش حفاظ درست کرده‌ام، چون فقط اوست که حشراتش را کشته‌ام (جز دو سه‌تايی که می‌بايست شب‌پره بشوند)، چون فقط اوست که پای گِلِه‌گزاری‌ها يا خودنمايی‌ها و حتا گاهی پای بُغ کردن و هيچی نگفتن‌هاش نشسته‌ام، چون او گلِ من است.

و برگشت پيش روباه.

گفت: -خدانگه‌دار!

روباه گفت: -خدانگه‌دار!... و اما رازی که گفتم خيلی ساده است:

جز با دل هيچی را چنان که بايد نمی‌شود ديد. نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمی‌بيند.

شهريار کوچولو برای آن که يادش بماند تکرار کرد: -نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمی‌بيند.

-ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کرده‌ای.

شهريار کوچولو برای آن که يادش بماند تکرار کرد: -به قدر عمری است که به پاش صرف کرده‌ام.

روباه گفت: -انسان‌ها اين حقيقت را فراموش کرده‌اند اما تو نبايد فراموشش کنی. تو تا زنده‌ای نسبت به چيزی که اهلی کرده‌ای مسئولی. تو مسئول گُلِتی...

شهريار کوچولو برای آن که يادش بماند تکرار کرد: -من مسئول گُلمَم.

لینکهای دانلود فایل صوتی شازده کوچولو:

  • قسمت اول (3.1 MB 7:44 min)
  • قسمت دوم (2.37 MB 6:48 min)
  • قسمت سوم (4.74 MB 11:50 min)
  • قسمت چهارم (4.71 MB 11:46 min)
  • قسمت پنجم (4.37 MB 10:55 min)
  • قسمت ششم (4.26 MB 10:39 min)
  • قسمت هفتم (3.30 MB 8.14 min)
  • قسمت هشتم (3.45 MB 8.37 min)
  • قسمت نهم (2.86 MB 7:09 min)
  • حسام جان اگه خواستی من نسخه ی با کیفیت بالاترش رو دارم.

     |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 22:54  توسط محمد حسین  | 

    حکایت ...

    پنج آدمخوار به عنوان برنامه نويس در يك شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند . هنگام مراسم خوشامدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شما اينجا حقوق خوبي مي گيريد و ميتوانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتيد بخوريد. بنابراين فكر کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد.  " آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند .
    چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کار ميکنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يكي از نظافت چي هاي ما ناپديد شده  است. کسي از شما ميداند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟ " آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند."
    بعد از اينكه رئيس شرکت رفت ، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد: "کدوم يك از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده ؟ " يكي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق !طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم و هيچ کس چيزي نفهميد و  حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد! از اين به بعد لطفاً افرادي را که کار ميکنند نخوريد
    . "

     |+| نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 9:55  توسط محمد حسین  | 

    مرد گوگلی و بارانی، تقویم و دوربین انسانی!

    مرد گوگلی و بارانی، تقویم و دوربین انسانی!، اینها القابی هستند که به بعضی از اشخاص با حافظه شگفت‌انگیز داده است. در مورد بعضی از آنها شاید چیزهایی خوانده باشید، شاید هم نه.

    حافظه، چیز عجیبی است، چه کسی بدش می‌آید که یک حافظه قوی داشته باشد و بدون زحمت زیاد محتویات کتاب‌ها را در ذهن داشته باشد؟!

    1- مرد گوگلی: تصور کنید که قادر باشید هر چیزی را به یاد بیاورید و مغزتان مانند یک فرهنگ‌نامه نام‌ها، عکس‌ها، تاریخ‌ها و رویدادها عمل کند.

    یک مرد ساکن ویسکانسین، به نام برد ویلیامز Brad Williams چنین توانایی حیرت‌انگیزی دارد و این توانایی او را مبدل به نسخه انسانی گوگل کرده است. حافظه این مرد به او امکان می دهد که هر رویداد و هر چیزی را که تجربه کرده است، به خاطر بیاورد.

    این مرد 51 ساله به تازگی در برنامه تلویزیونی «صبح به خیر آمریکا» حضور پیدا کرده است و در مورد حافظه‌اش گفته است: «من برای خانواده‌ام، نوعی گوگل هستم.»

    goolge man.jpg

    به حافظه فراگیر برد ویلیمامز، اصطلاحا هایپرتیمزیا hyperthymesia گفته می‌شود. thymesis در یونانی به معنی به خاطر آوردن و حافظه است و «هایپر» پیشوندی است که معنی بیش می‌دهد، پس هایپرتیمزیا را شاید بتوانیم بیش‌حافظگی و یا چیزی شبیه آن ترجمه کنیم.

    این مورد آنقدر جالب بوده است که دانشمندان مرکز مطالعه اعصاب دانشگاه کالیفرنیا، اسکن‌های مغز این مرد را مورد مطالعه قرار داده‌اند.

    برادر برد ویلیامز -اریک- قصد دارد یک فیلم مستند با عنوان «فراموش‌نشدنی» در مورد او بسازد. در این فیلم مستند که هنوز تکمیل نشده است، از «برد» و یک فرد دیگر که از جستجوگر گوگل استفاده می‌کند، 20 سؤال پرسیده می‌شود. برد توانست به 18 سؤال از 20 سؤال به درستی جواب بدهد، آن هم 11 دقیقه زودتر از کسی که از جستجوگر گوگل استفاده می‌کرد!

    ...


    ادامه مطلب
     |+| نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 19:50  توسط محمد حسین  | 

    تنظیم نور از طریق Copy & Paste

    همه ی ما با Copy و Paste کردن آشنا هستیم و روزانه از آن استفاده میکنیم. شرکت فیلیپس تصمیم گرفته که از این روش یک استفاده ی مفید بکند. این شرکت سیستم نوری را طراحی کرده که قادر است نور یک قسمت از محیط را که شما انتخاب میکنید کپی کرده و نور بقیه قسمت های خانه را همانند آن تنظیم کند.
    این سیستم به وسیله ی حسگر های ویژه ای این کار را انجام میدهد و قادر است که شدت نور - رنگ نور و درجه ی اشباع نور را تشخیص داده و نور را در دیگر بخش های خانه همانند آن تنظیم کند. این سیستم دارای یک دیتابیس مرکزی نیز هست که قادر است تنظیمات مختلف نوری را در خود ذخیره کند تا بعدا به آن دسترسی داشته باشید.
    با این سیستم به راحتی میتوانید نور قسمتی از خانه را انتخاب کرد و به سیستم گفت که این نور را Copy کرده و در بقیه خانه Paste کند.

     |+| نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 17:24  توسط محمد حسین  | 
    عجیب ترین شکایات در آمریکا...

    در دنیا شکایات عجیب و غریبی به ثبت می رسند که برخی به فرجام می رسند و برخی نافرجام می مانند. کشور آمریکا نیز شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی است، این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا:
    به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن؛ یک مرد اهل سان دیه گوی آمریکا علیه شهرداری شکایتی را به مبلغ 5.4 میلیون دلار مطرح کرد. دلیل شکایت این بود: هنگام اجرای کنسرت در سالن شهرداری یک زن وارد توالت مردانه شده بود و شاکی از لحاظ روحی صدمات جبران ناپذیری دیده بود!

    - یک سارق زندانی نیز علیه مسئولان زندان شکایت کرد. چرا که مسئولان زندان به او دئودورانت رایگان نمی دادند!

    - یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی که پزشکان گفته بودند نمرده بود از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا که اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!

    - پتر ویلز 36 ساله در شکایتش خواستار غرامت از همسرش شد. چرا که معتقد بود زنش به او گفته بود از وسایل پیشگیری از حاملگی استفاده می کند اما به وی دروغ گفته است. وی در شکایتش مدعی شد زنش اسپرم وی را دزدیده است! در نهایت این شکایت به جایی نرسید!

    - یک زن که در یک روز برفی با یک موتور برفی تصادف کرده بود راننده موتور برفی را کشت. به دلیل آنکه نمی توانست از مرده شکایت کند علیه زن متوفی به دلیل شوکه شدن شکایت کرد!

    - در فلوریدا یک ماهیگیر اسیر طوفان شد و درگذشت. خانواده متوفی علیه یک کانال تلویزیونی به جرم هواشناسی نادرست شکایت کردند و خواستار 10 میلیون دلار غرامت شدند. این دعوا به فرجام نرسید

    - به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه، یک پیرزن 81 ساله به نام استلا لیبک بخاطر آنکه قهوه خریداری شده اش روی بدنش ریخته و باعث سوختگی شده است از شرکت مک دونالد شکایت کرد. دادگاه وی را محق دانست و پیرزن 2.7 میلیون دلار خسارت دریافت کرد. مک دونالد از ترس شکایات مشابه تدابیر لازم را اتخاذ کرد!

    - در رستورانی در فیلادلفیا یک خانم مشتری که زمین خورده بود و استخوانش شکسته بود علیه رستوران شکایت می کند و 113 هزار و 500 دلار به دست می آورد. جالب اینکه این مشتری به نام آمبر چارسون در رستوران با معشوقش دعوا کرده بود و روی بطری ای که به سوی معشوقش پرت کرده افتاده و زمین خورده بود!

    منبع : گروه همترانه

     |+| نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 9:42  توسط محمد حسین  | 

    راز های شگفت انگيز از زندگي انیشتين:

    هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم...

    1-او با سر بزرگ متولد شد
    وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

    2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
    مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

    3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود
    انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
    به بيان او “من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

    4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
    درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
    در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود احساس نمي كرد.

    5-علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت
    انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
    علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

    6-او فقط يكبار رانندگي كرد
    انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
    انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
    يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
    راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
    عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
    او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
    به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
    در اين حين راننده باهوش گفت “سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد”سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

    7-الهام گر او يك قطب نما بود
    انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
    وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

    8-راز نهفته در نبوغ او
    بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
    اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
    هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
    علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است..

     |+| نوشته شده در  یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 14:1  توسط محمد حسین  | 
    چهارشنبه سوری:

    يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود. مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد. مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند. در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.

    مراسم چهارشنبه سوري

    بوته افروزي:

    در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

    زردي من از تو ، سرخي تو از من 

    غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

    اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

     خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

    هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
    در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود 
    ببرد.

    مراسم كوزه شكني:

    مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

    همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

    فال گوش نشيني: 

    زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

    قاشق زني:

    زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

    آش چهارشنبه سوری:

    خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

    تقسيم آجيل چهارشنبه سوري:

    زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

    گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير ...

    مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

     |+| نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12:44  توسط محمد حسین  | 

    مرگ‌هاي باورنكردني

    از قديم و نديم گفته‌اند، مرگ حق است و پيمانه هر كس زماني كه پر شود، ديگر چاره‌اي جز رفتن ندارد. ولي چگونه مردن اهميت خاص خودش را دارد. بعضي‌ها خيلي عادي و با آمادگي ذهني كامل اطرافيان از دنيا مي‌‌روند و بعضي ديگر خيلي غيرمنتظره و اتفاقي مي‌‌ميرند. در اين جا به برخي از مرگ‌هاي غيرمنتظره و باورنكردني اشاره مي‌‌كنيم:


    مـرده پيـــروز:  «فرانـك هايس» معروف به «جاكي» يك اسب‌سوار معروف كه در مسابقات اسب‌سواري مختلفي شركت كرده بود. او در آخرين مسابقه خود دچار حمله قلبي شد و روي اسب از دنيا رفت ولي اسب همچنان به دويدن ادامه داد و «هايس» را اولين «مرده پيروز» ميدان اسب‌سواري كرد.(1953)

     

    همكلاسي خوشمزه: يك زن 25 ساله هلندي به نام «رنه هارت ولت» كه در شهر پاريس مشغول به تحصيل بود با يكي از همكلاسي‌هاي ژاپني خود به نام «ايزي ساگاوا» دوست شد.مدتي بعد «ايزي»، «رنه» را براي شام به منزل خود دعوت كرد. وقتي «رنه» دعوت «ايزي» را پذيرفت، هرگز تصورش را نمي‌‌كرد كه شام آن شب خود او خواهد بود. ايزي در خونسردي كامل رنه را كشت و گوشت بدنش را براي شام پخت و خورد. او مدتي بعد دستگير شد ولي به دليل نامساعد بودن وضعيت جسماني در دادگاه حضور نيافت و كمي بعد به كشورش ژاپن فرستاده شد. او پانزده ماه بعد، از زندان ژاپن آزاد شد!(1981)

     

    خبر خوش همسر: « فرانسيس فيبر» برنده لوكزامبورگي مسابقه دوچرخه‌سواري «توردو فرانس» در زمان جنگ جهاني اول در اثر شنيدن يك خبر خوش جان خود را از دست داد. در آن زمان او درون سنگر نشسته بود كه همسرش با بيسيم به او خبر داد دخترشان به دنيا آمده است. فرانسيس از شنيدن اين خبر آنچنان خوشحال شد كه به هوا پريد و در همان زمان مورد اصابت گلوله يك سرباز آلماني قرار گرفت و مرد.(1915)

     

    شاهزاده‌اي كه خانواده‌اش را دوست نداشت: روز اول ماه ژوئن، شاهزاده «دينپدرا» وليعهد كشور نپال از برنامه ازدواجي كه خانواده براي او ترتيب داده بودند، خشمگين شد و سر ميز شام تقريبا همه اعضاي خانواده را به گلوله بست در اين قتل عام پدر پادشاه او هم كشته شد ولي طبق قوانين و سنت نپال دينپدرا كه خودش هم به شدت زخمي شده بود، تاج پادشاهي را بر سرگذاشت و سه روز بعد از دنيا رفت.(2001)

     

    مرگ شعبده‌باز: «تامي كوپر» شعبده‌باز معروفي در كشور انگليس بود. او در حال اجراي يك برنامه روتين تلويزيوني بود كه از دنيا رفت. بيشتر تماشاگران و حاضران در استوديو تا مدتي فكر مي‌‌كردند اين هم بخشي از نمايش تامي كوپر شعبده‌باز است.(1984)

     

    نخست‌وزير، شنا بلد نيست: «هارولد هالت» نخست‌وزير وقت كشور استراليا در ساحل شهر ملبورن در حال شنا بود كه ناپديد شد و جسد او هرگز پيدا نشد.(1967)

    ملخ هلي‌كوپتر: «ويك مارو» هنرپيشه دهه هفتاد آمريكا در حال بازي در صحنه‌اي از فيلم «منطقه گرگ و ميش» بود. در اين صحنه او بايد به همراه دو هنرپيشه خردسال فيلم «ميكا دين‌له» و «رنه شين يي‌چن» سوار بر يك هلي‌كوپتر مي‌‌شدند ولي در برابر چشمان حيرت‌زده عوامل پشت صحنه، ملخ هلي‌كوپتر به او اصابت كرد و سرش را از بدن جدا كرد. در اين حادثه دو كودك هنرپيشه هم جان خود را از دست دادند.(1982)

     

    خلال‌دندان مرگ‌آور: «شرود اندرسون» نويسنده از همه جا بي‌‌خبر در يك مهماني شركت كرده بود. او پس از صرف غذا دندان‌‌هايش را با يك خلال دندان معمولي پاك مي‌‌كرد كه ناگهان خلال دندان به گلويش پريد و اندرسون در اثر عفونت ناشي از خلال دندان از دنيا رفت. (1941)


    هواپيماي جنگي و مرگ نوجوان: يك هواپيماي جنگنده ميگ 2300 كه در آسمان كشور بلژيك پرواز مي‌‌كرد، دچار مشكل شد. خلبان و دستيارش با چتر نجات از هواپيما پايين پريدند و جان خود را نجات دادند ولي هواپيما كه روي سيستم پرواز اتوماتيك تنظيم شده بود به پرواز خود ادامه داد و كمي جلوتر به زمين سقوط كرد. ولي نكته اينجاست كه اين هواپيماي خالي نزديك يك نوجوان بلژيكي از همه‌جا بي‌‌خبر افتاد. و منجر به مرگ او شد. (1989)

    خودكشي سياستمدارانه: «بود دوير» يك سياستمدار جمهوري‌خواه بود كه در يك مصاحبه تلويزيوني مطبوعاتي اقدام به خودكشي كرد. او كه متوجه شده بود به خاطر افشاي شركت او در يك توطئه سياسي محكوم به 55 سال حبس مي‌‌شود بلافاصله با يك هفت تير به خودش شليك كرد.(1987)

     

    آپولو 1: سه فضانورد سفينه آپولو 1 سوار بر آن در حال انجام يك تمرين كوتاه‌مدت و ساده بودند كه ناگهان اين سفينه آتش گرفت و هر سه خدمه آن جان خود را از دست دادند.(1967)

     

    مسابقه اتومبيلراني: «جي‌جي پاري توماس» راننده اتومبيل‌هاي مسابقه در انگلستان بر اثر اصابت زنجير موتور اتومبيل خودش به شدت مجروح شد و در دم جان سپرد، او مي‌‌خواست ركورد سرعت قبلي خودش را بشكند ولي در اواسط راه زنجير موتور در رفت و مثل شلاق به پاي توماس خورد و باعث مرگ فوري او شد ولي پاي او همچنان روي پدال گاز ماند و اتومبيل به خط پايان رسيد. او در آن روز توانست با سرعت 171 مايل بر ساعت ركورد سال گذشته خودش را بشكند.(1927)

     

    ورود نامناسب: «اوون هارت» كشتي‌گير محبوب آمريكايي قرار بود آن شب در يك مسابقه نفس‌گير ملي برنده ميدان باشد ولي خبر نداشت كه اجل به او مهلت ورود به دايره طلايي را نخواهد داد. ازدحام جمعيت حاضر در استاديوم به حدي زياد بود كه دست‌اندركاران، بازيكنان را با استفاده از يك كابل از شيرواني استاديوم به وسط زمين مي‌‌فرستادند در آن شب هم اوون هارت در حال پايين آمدن با كابل بود كه از ارتفاع 23 متري به پايين سقوط كرد و جان خود را از دست داد.(1999)

    منبع : ksabz.net

     |+| نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 17:13  توسط محمد حسین  | 

    ترين‌هاي جهان در سال 2008 :

    براساس آخرين و جديدترين اخبار از سايت ركوردها يا همان گينس، ترين‌هاي جهان مشخص شد:   

     بلندترين پل جهان در چين است كه 5/32 كيلومتر طول دارد و «دانگاي بريدج» نام دارد.

     بزرگ‌ترين مجتمع تجاري در جنوب چين به نام دونگوان با 892000 مترمربع و 61 طبقه مي‌‌باشد.

     شلوغ‌ترين فرودگاه جهان در نيويورك واقع شده است، اين فرودگاه «فرودگاه بين‌المللي جان اف‌كندي» نام دارد.

     پهن‌ترين پل جهان در سيدني استراليا است كه 16 لاين مسير عبوري اتومبيل دارد و اين پل بندري 8 لاين در طبقه بالا و 8 لاين در طبقه پايين دارا مي‌‌باشد.

     كشتي «ام اس فريدوم دريا»، مي‌‌تواند 4300 مسافر را در خود جاي دهد.

     بزرگ‌ترين استاديوم جهان به نام ماراكانا در شهر «ريودوژانيرو» برزيل است كه ظرفيت 199000 نفر را داراست.

     بزرگ‌ترين هتل جهان در لاس‌وگاس مي‌‌باشد و هتل MGM Grand نام دارد و داراي 6276 اتاق است.

     گران‌ترين هتل جهان، برج العرب در دبي است كه تنها هتل 7 ستاره جهان است و ارزان‌ترين اتاقش شبي 1000 دلار و سوئيت رويال آن شبي 28000 دلار مي‌‌باشد.

     بزرگ‌ترين كليساي جهان در «اوتاي نياگارا» واقع شده است. ظرفيت اين كليسا در داخل 50000 نفر و خارج آن 250000 نفر است.

     بلندترين چرخ و فلك جهان، در جنوب چين واقع شده است و 80 متر بلندي دارد و به بلندي يك ساختمان 30 طبقه است و با سرعت 120 كيلومتر در ساعت مي‌‌تواند بچرخد و ظرفيت 30 نفر را دارا مي‌‌باشد.

     بلندترين آسمانخراش‌ دنيا، برج دبي با ارتفاع 817 متر مي‌‌باشد كه رأس آن از 95 كيلومتري قابل مشاهده است.

     بزرگ‌ترين پارك آبي جهان، در كانادا واقع شده است و 5 هكتار مساحت دارد.

     بزرگ‌ترين قصر جهان، در روماني واقع شده است كه ظرفيت 18 هزار نفر درون قصر و صد هزار نفر خارج قصر را دارا مي‌‌باشد. مساحت ساختمان اين قصر چهار هزار مترمربع است.

     در سال 1997 ميلادي در آمريكا يك ميليون و 191 هزار طلاق ثبت شد كه ركوردي عجيب در جهان بود.

     فيلم «تايتانيك» برنده يازده جايزه اسكار، پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي جهان بود. اين فيلم كه محصول سال 1997 است، بيش از يك ميليارد دلار فروخت.

     «بالا مورالي آمباتي» اهل نيويورك در سن هفده سالگي از دانشكده پزشكي نيويورك فارغ‌التحصيل شد.

     طولاني‌ترين بيهوشي كه در تاريخ پزشكي ثبت شد، مربوط به يك دختر هفت ساله است كه پس از عمل آپانديس به اغما رفت و پانزده سال بيهوش شد.

     ايستگاه قطار شهر ليورپول، قديمي‌ترين ايستگاه دنياست كه در سال 1830 ميلادي افتتاح شد.

     در سال 1886 ميلادي روزنامه فرانسوي «لوپيتيت ژورنال» اولين روزنامه جهان بود كه تيراژ آن به بيش از يك ميليون نسخه رسيد.

     |+| نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 11:3  توسط محمد حسین  | 

    در رابطه با موجودات فضایی ...

    بیلی مایر کیست؟

     

                                      

     

    بیلی ادوارد آلبرت مایر مشهور به بیلی مایر در سوم فوریه سال 1937 در سویس بدنیا آمد. بیش از 56 سال است که بیلی مدعی است که تماس های فیزیکی و تله پاتی با موجوداتی فرازمینی که از مجموعه خوشه ای به نام پلایرن ( plejares ) آمده اند دارد. نقش بیلی مایر به عنوان رابط و سخنگوی این موجودات است. بیلی علم و اطلاعات خودش را که از این موجودات بدست آورده به ما می آموزد. و در ضمن موجودات فضایی را در یک وظیفه تاریخی برای بازگشت به زمین جایی که سالیان پیش تر ترک کرده اند, هدایت کند.  در مورد بیلی مایر باید ذکر کنم که بیلی مایر کشاورز یک دست سویسی است که تحصیلات عالی ندارد. اولین ملاقات بیلی با یک موجود فضایی در سن پنج سالگی ، هنگامی که خود را برای کار کردن مهیا می کرد بود. بیلی در این سن با مردی به نامSfath  از سیاره پلایرن ملاقات کرد. و چیزهای از او آموخت. دومین ملاقات بیلی در سن 11 سالگی و با مردی به نام Asket بود. که بیلی در ادامه آموزش ها مطالب فراوانی در مورد سرزمین های موجود در زمین و همچنین اعتقاداتی راجع به خاک و کشاورزی آموخت. در 28 ژانویه 1975 ، بیلی بیش از 100 ملاقات با Samjase ، زنی از سیاره پلایرن داشت. در طی این تماس ها بیلی اجازه یافت تا از بشقاب پرنده آنها به نا م (( beamship )) فقط در حال مانور و پرواز عکس برداری کند.او بیش از 1000 عکس واضح از ufo ها برداشته است. مهمترین ملاقات بیلی در سال 1989 روی داد. ودر این ملاقات که با ptaah پدر Samjase داشت. حقایق بسیار جالبی درباره تاریخ زمین ، انسان ها و علم و موضوعات معنوی بدست آورد. بیلی در این سال در حدود چهار ملاقات با ptaah داشت.

    درباره مکانی که این موجودات از آنجا آمده اند:
    پروین که مشهورترین سیستم هفت ستاره ای ( خوشه ای ) است در صورت فلکی گا و واقع شده است. فاصله اش از ما ( زمین ) 420 سال نوری است و از ستاره ها و سیارات نسبتا جوانی تشکیل شده است. نام سیستم هفت ستاره ای ( Seven-Star System ) از این حقیقت نشات گرفته که کوچکترین هفت ستاره ای که ما با چشم غیر مسلح و در آسمانی پاک و پر ستاره در شفق شمالی می توانیم ببینیم, این هفت ستاره هستند. در ضمن سیاره های این سیستم هنوز در حال رشد هستند. و در حال حاضر برای زندگی نوع بشر نا مناسب می باشند. موجوداتی که با بیلی مایر در تماس بوده اند. محل زندگی خود را مکانی شبیه به پروین نام برده اند. اگر چه آنها (فرازمینی ها) در شکل دیگری از فضا و زمان در حال زندگی هستند. و به اندازه 80 سال نوری دورتر از خوشه پروین قرار دارند. در آنجا یک ستاره مانند خورشید در مرکز است. که نام آن Tayget  می باشد که ده سیاره در دور آن مشغول به گردش هستند. که چهار سیاره دارای جمعیت و سکنه می باشد. در ضمن به مکان زندگی این موجودات پلادین ( plejarn ) گفته می شود.

    اورست بلندترین قله دنیا نیست !
    سازمان national Geographic در شماره ژانویه 2002 مجله خود صحت یکی از ادعاهایی بیلی مایر را که حدود 30 سال پیش ( دهه 70 ) مطرح کرده بود تایید کرد. بیلی مایر سی سال پیش ادعا کرده بود. که موجودات فرازمینی به او گفته اند. که قله اورست مرتفع ترین کوه در کره زمین نیست !
    وی در یکی از نوشته های قدیمی خود آورده که قله چیمبورازو ( chimborazo ) در اکوادور 2150 متر از قله اورست بلندتر است. برای این که کره زمین کاملا گرد نیست. و برای همین ارتفاع از سطح دریا مقیاس درستی برای اندازه گیری ارتفاع کوه ها نیست . National Geographic در ادامه توضیح می دهد. که اخیرا دانشمندان متوجه شده اند چرخش زمین به دور خود باعث شده که سطح زمین کاملا یکدست و اصطلاحا کروی نباشد. بنابراین اگر ارتفاع کوه ها را نسبت به مرکز زمین بسنجیم. کوه چیمبورازو 2200 متر بلندتر از اورست است. اما اگر مبنای اندازه گیری را سطح دریا اختیار کنیم.در آن صورت قله اورست 2540 متر از چیمبورازو بلند تر است.
    کوه اورست : فاصله قله تا مرکز زمین : 6382250 متر
    کوه چیمبورازو : فاصله قله تا مرکز زمین : 6384450 متر
    بازهم یاد می کنم که بیلی مایر یک کشاورز یک دست سویسی است. که تحصیلات عالی هم ندارد. سی سال پیش ادعای را مطرح ساخته که دانشمندان اکنون به صحت آن پی برده اند.


    چرا بیلی مایر در بین یوفولوژیست ها از شهرت خاصی برخوردار است ؟
    بیلی مایر پیر مرد مسن و کشاورز سویسی در میان یوفولوژیست ها از شهرت زیادی بر خوردار است .ادعای وی این است که از کودکی تا بحال بیش از 250 بار با موجودات فرازمینی از ستارگان پلادین (پلیاد) دیدار و گفتگو کرده است. که اوج این تماس ها در دهه 70 میلادی بوده است.
     در میان تمام کسانی که ادعای ارتباط با موجودات فرازمینی را می کنند. بیلی مایر از جایگاه ویژه ای برخوردار است. زیرا وی برای صحت ادعای خویش عکس ها و فیلم های بسیار شفافی از بشقاب پرنده ها گرفته است. به گفته خودش این اجازه را موجودات فرازمینی به او داده اند .عکس ها و فیلم ها و نوارهایی که حاوی صداهای بشقاب پرنده ها ست. همه توسط دانشمندان زیادی مورد آزمایش قرار گرفته اند. که اثری از حیله و نیرنگ در آنها دیده نشده است. همچنین او فلزاتی را از طرف فرازمینی ها به دانشمندان اهدا کرده است. که در کره زمین یافت نمی شوند. شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که چند درصد از مردم به وجود حیات در دیگر کرات معتقدند یا ارتباط انسان ها با موجودات فرازمینی را باور دارند؟
    مجله معروف نیوزویک قبل از انتشار و پخش فیلم (( روز استقلال )) نظر سنجی انجام داد.که مطابق با آن:
    48 %
     امریکایی ها فکر می کنند UFO ها واقعی هستند.
    29 %
     فکر می کنند که ما با موجودات فضایی در تماسیم.
    48 %
     فکر می کنند. که دولت آمریکا اطلاعات مربوط به UFO ها را مخفی نگه می دارد.

    منبع : سایت انجمن هوافضا

     |+| نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 21:44  توسط محمد حسین  | 
    معمای آلبرت انیشتین :

    طراح این معما آلبرت انیشتین بوده و به گفتهً خودش فقط  %2 از مردم دنیا می توانند این معما را حل کنند . هیچگونه کلک و حقه ای در این معما وجود ندارد و فقط منطق محض می تواند شما را به جواب برساند. ..

     

     (1) در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد.
     (2)
    در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
     (3)
    این 5  صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند ، و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.

    سوال : کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

    راهنمایی:

    ۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
    ۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
    ۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
    ۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
    ۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
    ۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
    ۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
    ۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
    ۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
    ۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
    ۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
    ۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.
    ۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
    ۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
    ۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

     

    منتظر جواب هاتون هستم...

     |+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 18:37  توسط محمد حسین  | 
    نام هواپیماها یا همان حروف رجیستری:


    در نزدیکی دم هواپیما حروفی رو مشاهده می کنید که حروف رجیستری نام گذاری شده اند این حروف در هر یک از کشورها متفاوت است به عبارت دیگه هر کشور رجیستری مخصوص به خود را دارد مثلا برای ایران با حروف EP شروع میشود. هر هواپیمای مسافربری ایرانی را که مشاهده کنید خواهید دید که در نزدیکی دم آن این حروف کاملا نمایان است.
    EP-ASI این حروف در واقع اسم یک هواپیمای فوکر 100 آسمان است پس نتیجه می گیریم این حروف که روی هر هواپیما نمایان میشوند نشان دهنده اسم آن هستند. البته تلفظ این حروف مانند انگلیسی نیست مثلا EP را اکو پاپا می خوانند.
    هنگامی که برج مراقبت قصد ارتباط با هواپیمایی را دارد از این حروف استفاده میکند.

    اینم لیست تمامی این حروف با تلفظ صحیح:


    به عنوان مثال:

    EP-ASI این حروف را اینطور می خوانند
    اکو پاپا - آلفا سییرا ایندیا

    از این به بعد می تونید با تمام هواپیماهای رد شده از بالا سرتون تماس بگیرید!!!

     |+| نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 19:52  توسط محمد حسین  | 

    معمای (قتل در منزل ویلایی):

    ساعت هفت و پنج دقيقه صبح ، شخصي كه خود را سرايدار يك منزل معرفي می نمود طي تماس تلفنی با پليس ، خبر داد كه صاحب خانه به قتل رسيده است .

    مامورين با اخذ آدرس ، دقايقي بعد خود را به محل مورد نظررساندند.كارآگاه يكم خردمند به بررسي صحنه پرداخت و با حاضرين مصاحبه نمود که خلاصه نتايج بررسي صحنه و مصاحبه وی با حاضرين به شرح ذيل مي باشد.

    مقتول فردي بنام منوچهر مي باشد كه در زمان حادثه همسر و فرزندانش در مسافرت بودند ،وي شب حادثه يكي از دوستان قديمي خود بنام سالمي را به منزل ويلايي اش دعوت كرده بود و برادر همسرش بنام محسن نيز از چند روز قبل در منزل فوق اقامت داشت و شب حادثه نيز آنجا بود ، علاوه بر منوچهر و دو نفر مهمانان وي ، سرايدار منزل بنام حميد نيز باتفاق همسرش در ساختمان سرايداري كه در گوشه باغ قرار داشت ساكن بودند .

    در بررسي دربهاي ورودي باغ و ساختمان ، آثاري از ورود جبري مشاهده نشد ، روی ديوارهاي باغ نيز اثري از ورود پنهاني بدست نيامد ، خط تلفن منزل در محل ورود به ساختمان قطع شده بود ، يك رشته طناب در اتاق محل خواب آقاي سالمي كشف شد و همچنین در قسمتي از كف هال مقداري شيشه مربوط به يك استكان شكسته جمع شده بود ، در فاصله کمی از شيشه هاي شكسته چند لكه كوچك خون ديده مي شد كه نشان مي داد فردي غفلتاً از روي تكه هاي شكسته عبور كرده و پايش زخمي شده است .

    خلاصه اظهارات حاضرين در مصاحبه با كارآگاه خردمند بشرح ذيل مي باشد :

     - پزشك قانوني حاضر در صحنه :

    قتل حدود ساعت 2 تا 3 با مداد روي داده و مقتول ظاهراً بر اثر فشار جسم رشته اي طناب مانند خفه شده است ، آثار درگيري و مقاومت چنداني مشاهده نشد.

     

    همسر مقتول :

    براي ديدن پدر و مادرم باتفاق فرزندانم به شهرستان رفته بودم ، ساعت 12 شب بود كه با منزل تماس گرفتم تا به شوهرم زمان دقيق برگشتم را اطلاع دهم ، برادرم محسن كه بطور موقت در منزل ما بسر مي برد گوشي را برداشت و گفت منوچهر خوابيده ، من ديگر نخواستم ايشان را بيدار كنند و خداحافظي كردم ، صبح روز جاري با هواپيما مراجعت و ساعت 6و 20 دقيقه صبح در فرودگاه پياده شديم ، بعد از پياده شدن از هواپيما با منزل تماس گرفتم تا ببينم ايشان با خودرو به فرودگاه مي آيند يا خودمان به منزل برويم ولي تلفن پاسخگو نبود لذابا تاكسي به منزل آمديم ، چون كليد نداشتيم زنگ زديم و سرايدار آمد در را باز كرد وارد ساختمان شديم . برادرم در محوطه هال كنار تلويزيون كه روشن بود خوابيده بود، با ورود ما بيدار شد ، پسر كوچكم كه 4 سال دارد به طبقه بالا رفت تا پدرش را از خواب بيدار كند ، ناگهان جيغ كشيد ، من باتفاق برادر و دو فرزند ديگرم سريعا خود را به اتاق خواب رسانديم و با جسد شوهرم درحالي كه صورتش سياه و كمي متورم شده بود مواجه شديم . با صداي ما آقاي سالمي كه دوست قديمي شوهرم مي باشد و آن شب نيز مهمان وي بوده و در طبقه دوم دراتاق مجاور اتاق شوهرم خوابيده بود بيدار شد ، وقتي متوجه موضوع شد به سمت پايين پله ها رفت تا با تلفن موضوع را به پليس اطلاع دهد ، که بعداً مامورين پليس سر رسيدند



    فرزندان مقتول نيز در مصاحبه مطالبي را بيان نمودند كه مويد اظهارات مادرشان بود .


    محسن بيان داشت :

    خود و خانواده ام ساكن شهرستان مي باشيم و براي يك دوره آموزشی يك هفته ای به تهران آمده ام و بطور موقت در منزل خواهرم ساكن مي باشم ، ديشب ساعت 8 شب به منزل رسيدم و ساعت 5/8 هم آقاي سالمي آمد . شوهر خواهرم با آقاي سالمي از مدت ها قبل دوست بود و روابط صميمانه اي با يكديگر داشتند . ساعت 5/9 شامی را كه منوچهراز بيرون سفارش داده بود آوردند و خورديم، بلافاصله بعد از خوردن شام من براي مطالعه دروس امتحاني دوره به طبقه دوم رفتم ، تا ساعت 45/11 مشغول مطالعه بودم ، مطالعه كه تمام شد چون خوابم نمي آمد براي تماشاي تلويزيون پايين آمدم ، وقتي پايين آمدم چراغ ها خاموش بود ، منوچهر و آقاي سالمي هر كدام در يك اتاق خوابيده بودند ، ساعت 12 خواهرم تماس گرفت و مي خواست با منوچهر صحبت كند گفتم ايشان خوابيده . چاي موجود در قوري را گرم كردم و داشتم مي رفتم بنشينم چاي بخورم كه استكان از دستم افتاد و شكست ، تكه هاي شكسته را تا حدي كه مقدور بود در گوشه اي جمع كردم ، يك چاي ديگر ريختم و خوردم، تلويزيون را روشن كردم و در حين تماشاي تلويزيون خوابم برد که صبح با آمدن خواهرم و بچه ها بيدار شدم ، بعد هم با صداي جيغ خواهر زاده ام به بالا رفتيم و با جسد منوچهر مواجه شديم


     آقاي سالمي گفت :

    منوچهر دوست قديمي من مي باشد ديروز تلفني با من تماس گرفت و ضمن احوالپرسي گفت كه خانم و فرزندانش به شهرستان رفته اند ، از من خواست شب به منزل آنها بروم چون مدتي بود كه ايشان را نديده بودم ،از طرفي خانواده خودم هم در مسافرت هستند قبول كردم و به منزل ايشان آمدم ، ساعت 5/8 رسيدم ، محسن نيز آنجا بود ، ساعت 5/9 شامی را كه منوچهر از بيرون سفارش داده بود خورديم ، بعد از خوردن شام محسن براي مطالعه دروس امتحاني خود به طبقه بالا رفت ، ساعت حدود 5/10 بود كه سرايدار وارد ساختمان شد و بعد از شستن ظرف ها و مرتب كردن آشپزخانه ، چاي حاضر نمود و بعد هم شب بخير گفت و از ساختمان خارج شد . در حين صحبت هايي كه با منوچهر داشتيم او گفت كه اخيراً به رفتار سرايدارش مظنون و متوجه شده كه وي چيزهايي را از منزل سرقت مي نمايد ، براي همين تصميم دارد او را اخراج نمايد .حدود10 تا 15 دقيقه بعد از صرف چاي احساس كردم خوابم مي آيد به منوچهر گفتم من مي خواهم بخوابم و ايشان گفت من هم شديداً خوابم گرفته است . چراغ ها را خاموش كرديم و به طبقه دوم رفتيم ، من با راهنمايي منوچهر وارد يكي از اتاق ها شدم ، ايشان خودشان نیز براي خوابيدن به اتاق ديگري رفتند . تا صبح در خواب بودم و چيزي متوجه نشدم ،تااينكه با سر و صداي خانم منوچهر و بچه ها بيدار و متوجه شدم اتفاقي افتاده است ، وقتي مي خواستم به طبقه پايين بروم و با پليس تماس بگيرم حميد را ديدم كه با شنيدن سر و صدا وارد ساختمان شده بود و مي خواست از پله ها بالا بيايد ، به او گفتم برو زنگ بزن پليس بياد ، مثل اينكه منوچهر اتفاقي برايش افتاده ، خودم به اتاق منوچهر برگشتم تا اینکه مامورين پليس آمدند .

     

    حميد گفت :

    كارهاي منزل را مثل هر روز انجام دادم ، محسن ساعت 8 و آقاي سالمي 5/8 آمدند و من آنها را به داخل راهنمايي كردم ، ساعت حدود 5/9 براي ايشان شام آوردند ، من غذا را گرفته و به داخل ساختمان بردم ، سپس به قسمتي كه با همسرم ساكن هستيم برگشتم ، مجدداً ساعت حدود 5/10 به ساختمان رفتم ، چاي حاضر نمودم ، ظرف ها را شستم و آشپزخانه را مرتب كردم ، شب بخير گفتم هنگامي كه مي خواستم از ساختمان بيرون بيايم يك تكه شيشه كوچك به كف پايم رفت ، در حضور منوچهر و سالمي چيزي نگفتم، بعد فهميدم كف پايم كمي زخم شده است ، وقتي در آشپزخانه مشغول كار بودم سالمي و منوچهر داشتند با تندي و خشونت با يكديگر صحبت مي كردند ، بنظرم در خصوص يك موضوع محرمانه با هم اختلاف داشتند ، من به خانه خودم كه بيرون ساختمان اصلي و در گوشه باغ است رفتم و خوابيدم . صبح با صداي زنگ در از خواب بيدار شدم ، خانم منوچهر و بچه ها از مسافرت برگشته بودند ، آنها به داخل ساختمان رفتند و من مشغول تميز كردن حياط و باغچه ها شدم ، در اين حين با شنيدن سر و صدا رفتم تو تا ببينم چي شده ، داشتم از پله ها بالا مي رفتم كه آقاي سالمي گفت برو به پليس خبر بده آقا منوچهر را كشته اند و من هم رفتم سر خيابان و به پليس زنگ زدم.

     

    - با دقت در اظهارات مصاحبه شوندگان و ساير نكات ذكر شده ، مي توان نتيجه گيري نمود، اظهارات يكي از مصاحبه شوندگان محل ترديد مي باشد ، وي بعنوان متهم بقتل بازداشت خواهد شد .

    شما بنويسيد كداميك از اين افراد و به چه دليل متهم به قتل مي باشد .( حداقل به 5 نكته كه سبب توجه اتهام به فرد مذكور شده اشاره شود)

    هر کس پی برد قاتل کیه تو قسمت نظرات با دلیل بیان کنه ... خودم روی این معما فکر کردم و به نتیجه رسیدم. منتظرم نتیجه ام رو با بقیه مقایسه کنم!

     |+| نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 19:26  توسط محمد حسین  | 

    آمار جالب جمعيت شيعيان در 67 كشور جهان:


    به تازگي دانشنامه آنلاين «Wikipedia» آمار دقيق و جالبي از جمعيت شيعيان و مسلمانان در 67 كشور جهان را منتشر كرده است.
    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، منبع اصلي اين آمار كه بنا بر آخرين اطلاعات از 92 درصد جمعيت مسلمان جهان در سال 2005 درج شده، اطلاعات كلي سازمان جاسوسي آمريكا (CIA) است.
    در اين آمار، تنها به كشورهايي اشاره شده كه دست‌كم يك درصد جمعيت آنها را شيعيان تشكيل مي‌دهند و «Wikipedia» نيز تأكيد كرده كه احتمالا جمعيت شيعيان و مسلمانان بيش از اين ميزان است.
    بنا بر اين آمار، بيش از يك ميليارد و 453 ميليون نفر مسلمان در كشورهاي يادشده سكونت دارند كه از اين ميان، بيش از 206 ميليون تن آنان، شيعه و از پيروان مكتب اهل بيت(ع) هستند.
    پنج كشوري كه بيشترين تعداد جمعيت شيعه را در خود جاي داده‌اند، به ترتيب ايران، پاكستان، هند، عراق و تركيه هستند.

    همچنين ايران، آذربايجان، بحرين، عراق و لبنان به ترتيب، با 90، 80، 70، 65 و 60 درصد داراي اكثريت قاطع شيعه هستند.

    هم‌اكنون در دو كشور ايران و عراق، قدرت در دست شيعيان است و در بحرين و لبنان نيز كه تاكنون شيعيان از قدرت به دور نگه داشته شده بودند، با تحولات دمكراتيك كه در جريان است، در آستانه تقويت در حكومت هستند.

    shiayan-amar.jpg




     |+| نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 17:58  توسط محمد حسین  | 
    روانشناسی رنگها:

    برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

    قرمز: خوش قلب اما خودپرست
    اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

    اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

    قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.

    دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.


    صورتی: مورد علاقه ديگران
    رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.

    ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


    آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
    رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

    ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

    در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

    كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


    ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
    رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


    قهوه ای: قابل اعتماد
    اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

    به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

    شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.


    خاكستری: احساس بی نيازی
    اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

    در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


    پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
    رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

    نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.


    سبز: كنجكاوی
    رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

    دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.


    فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
    دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


    سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
    اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

    يک نکته ی رنگی :
    توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

    منبع : www.iranhealers.com

     |+| نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 16:35  توسط محمد حسین  | 

    درباره مثلث برمودا :

     
     
    مثلث برمودا محلي است وهم‌انگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شده‌اند.
    بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اينکه حتي يک جسد
    يا قطعه پاره‌اي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده، به جا مانده باشد.


    موقعيت مثلث برمودا
    مثلث برمودا واقعاً يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. رأس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نمي‌شود.
    در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو، به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.

    اين ناحيه كه به مثلث برمودا معروف است، در ليست رازهاي ناشناخته جهان به مكاني اضطراب انگيز و باور نكردني به ثبت رسيده است . در اين مكان بيش از صدها هواپيما وكشتي بدون آنكه كوچكترين اثري از آنان باقي بماند ، ناپديد شده‌اند. اغلب اين حوادث از سال 1945 به بعد روي داده است ،و در طول 26 سال اخير بيش از 1000 نفر در اين ناحيه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بي آنكه حتي اثري از جسد يكي از آنها يا نشانه اي از بقاياي هواپيماها و كشتي‌هاي ناپديد شده باقي مانده باشد .
    وينسنت گاديس که مثلث برمودا را نامگذاري کرده، آن را به صورت زير توصيف مي‌کند: « يک خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويکو مي‌گذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر مي‌گردد.
    اين محل فتنه‌انگيز و تقريبا باور نکردني اسرار غير قابل توصيف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتيجه ناپديد شدن 6 هواپيماي نيروي دريايي همراه با تمام سرنشينان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از اين هواپيماها به دنبال اجراي مأموريتي عادي و آموزشي ، در منطقه مثلث ، پرواز مي‌کردند که با ارسال پيامهايي عجيبي درخواست کمک کردند. هواپيماي ششم براي انجام عمليات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپيما به طرز فوق‌العاده مشکوکي مفقود شدند.
    آخرين پيامهاي مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکي از وضعيت غير عادي ، عدم روئيت خشکي ، از کار افتادن قطب نماها يا چرخش سريع عقربه آنها و اطمينان نداشتن از موقعيتشان بود. اين در حالي بود که شرايط جوي براي پرواز مساعد بود و خلبانان و ديگر سرنشينان افرادي با تجربه و ورزيده بودند. با وجود مدتها جستجو هيچ اثري از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاري از اجسام شناور ، خدمه يا تجمع مشکوکي از کوسه‌ها ديده نشد. هيچ حادثه‌اي چه قبل و چه بعد از آن ، تا اين حد حيرت‌آورتر از ناپديد شدن دسته جمعي هواپيماهاي مذکور نبوده است. در حوادثي مشابه در اين منطقه ‌قايقها و کشتيهايي مفقود شده‌اند (قربانيان مثلث برمودا)، در برخي موارد هم فقط خدمه و سرنشينان ناپديد گشته‌اند.


    منطقه وحشت
    همه روزه هواپيماهاي متعددي بر فراز مثلث برمودا پرواز مي‌کنند. کشتيهاي بزرگ و کوچک در آبهاي آن در حال ترددند و افراد زيادي براي بازديد ، به اين منطقه مسافرت مي‌کنند، بدون آنکه اتفاقي بيفتد. از طرف ديگر ، در درياها و اقيانوسها در سراسر دنيا ، کشتيها و هواپيماهاي زيادي مفقود شده و مي‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقيه مناطق تفکيک شده است. علت اين است که اولاً هيچ اميدي براي يافتن حتي اثر و نشانه‌اي وجود ندارد. ثانياً در هيچ منطقه ديگر چنين ناپديد شدنهاي بي دليل ، بيشمار و نامعلوم روي نداده و به اين خوبي ثبت نشده است.


    مشاهدات و گزارشات
    در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپيماها در حالي ناپديد شده‌اند که تماس راديويي خود را با ايستگاههاي مبدأ و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ کرده‌اند و يا برخي ديگر در لحظات آخر پيامهاي غير عادي مخابره کرده‌اند که حاکي از عدم کنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و يا چرخش عقربه‌هاي قطب نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه آلودي ، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غير عادي در آبها که تا لحظاتي قبل آرام بوده‌اند، بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
    اين پيامها رفته رفته ضعيف‌تر و غيرقابل تشخيص‌تر شده و يا سريعاً قطع شده‌اند. دقيقاً مثل اينکه چيزي ارتباط راديويي را قطع کرده باشد و يا چنانچه اظهار عقيده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخي موارد گزارشها حاکي از آن بود که نوري ناشناخته و غير قابل تشريح روئيت شده است. همچنين توده سياه و تاريکي در سطح دريا که پس از مدتي ناپديد شده ، در جريان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
    در مواردي هم گزارش شده که نقطه تاريک بزرگي در ميان ستارگان در آسمان ديده شده که نوري متحرک از طرف زمين به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپديد شده‌اند. در تمام مدت ديده شدن تاريکي ، دستگاهها و ساير ابزارهاي قايق‌هاي ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاريکي آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
    در يک مورد هم پيامي عجيب از يک کشتي باري ژاپني بدين مضمون دريافت گرديد. "خطري همانند يک خنجر هم اکنون ... به سرعت مي‌آيد ... ما نمي‌توانيم فرار کنيم ..." در هر حال بدون اينکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتي ناپديد شد.


    علل واقعه
    علل فرضي طبيعي : توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا کنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از : جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجه زلزله در اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ، گويهاي آتشفشان که موجب انفجار هواپيماها مي‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه يک گرداب يا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير کشتيها و مفقود شدن آنها در آب مي‌شود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و کشتيهاي متعدد در يک منطقه نيست.


    علل فرضي غير طبيعي
    دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يا بشقاب پرنده‌هايي متعلق به کراتي ديگر که براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به کره زمين آمده‌اند، مي‌تواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد.
    يکي از عجيب‌ترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار کايس ، پيشگو و روانکاو و حکيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از کشف اشعه ليزر ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از کريستال به عنوان يک منبع انرژي و قدرت استفاده مي‌کردند. به نظر کاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يک مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخي مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسايل الکتريکي کشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها مي‌گردد.
    ام. ک. جساپ که يک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابراز مي‌دارد که ناپديد شدن کشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط مي‌دهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد مي‌کنند که داراي طرحي يونيزه شده است و مي‌تواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و کشتيها گردد. او روي اين سوال کار مي‌کرد که چگونه نيروي مغناطيسي کنترل شده و مي‌تواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اينها را کليدي مي‌دانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرنده‌ها و ناپديد شدن کشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امکان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.


    داستاني عجيب
    حادثه‌اي در اثر اختلال زماني در فرودگاه ميامي رخ داد که هرگز توضيحي قابل قبول براي آن وجود نداشته است. اين واقعه مربوط به يک هواپيماي مسافربري بود که براي فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوايي رديابي مي‌گرديد که ناگهان ده دقيقه از صفحه رادار ناپديد شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپيما بدون هيچ واقعه‌اي فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پايگاه مي‌گفتند ابراز تعجب کردند، زيرا تا آنجا که به خدمه مربوط مي‌شد، هيچ اتفاق غير عادي نيفتاده بود. جالب اين که ساعتهاي همه آنها حدود ده دقيقه از زمان واقعي عقب‌تر بود. در حالي که هواپيما درست 20 دقيقه قبل از اين واقعه وقت اصلي را کنترل کرده بود و در آن هنگام هيچ اختلاف زماني وجود داشت.
    آيا مثلث برمودا و نقاط مشخص ديگر به صورت ماشيني عظيم عمل مي‌کنند تا اختلالاتي بوجود آورند؟
    آيا آنها مي‌توانند گردابهايي را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشيا به داخل آنها بيفتد و به بعد زمان و مکاني ديگر منتقل شوند؟


    گذشته و آينده برمودا
    به نظر مي‌رسد که اين منطقه طي زمانهاي متمادي گذشته نيز در افسانه‌ها به منزله مکاني ترسناک وجود داشته و حتي خيلي قبل از تاريخ کشف آن و بعد از آن تاريخ تا صدها سال با عناوين «دريايي از مقبره‌ها» ، «مثلث شيطان» ، «مثلث مرگ» ، «درياي بدبختي» ، «گورستان آتلانتيک» ناميده مي‌شده است.
    شومي و بدشگوني مثلث برمودا حتي در عصر فضا نيز باعث تعجب انسانهايي چون کريستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که يکي کاشف در زمين و ديگري در فضاست، شده است. اينکه چرا وقايع عجيب اين منطقه گزارش نمي‌شود، شايد به دليل ايجاد رعب و وحشت عمومي باشد، شايد هم چون دليل اصلي وقايع معلوم نيست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمي‌يابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهايي وجود دارد که اصل وقايع را سرپوشيده نگه مي‌دارد.


    دانشمند روسي مدعي كشف راز مثلث برمودا شد
    دانشمند ژئوفيزيك و نظراتش : يك دانشمند ژئوفيزيك ساكن شهر وارونژ روسيه مدعي كشف يك علت طبيعي براي حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
    به گزارش ايسنا، ولاديسلاو بوكريف، در اين زمينه گفت: ويژگي عجيب مثلث برمودا توسط طبيعت برنامه ريزي شده است. يكي از شعبات جريانات گرم گلف استريم، با گردش در جهت عقربه‌هاي ‌ساعت در منطقه درياي سارگاسوف، روي ميدهد. اين حركت به يادآورنده پرتاب كننده ديسك است كه در آغاز خود ميچرخد و تنها در لحظه اي كه بالاترين سرعت زاويه اي را به دست آورد، ديسك را به جلو پرتاب ميكند.
    به نظر وي وجود ميكرو و ماكرو گودال‌هايي ‌در اين منطقه، مولد آشفتگي‌هاي ‌جاذبه اي و مغناطيسي ميباشد كه در نتيجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانيزم انسان سنگيني اي را تحمل ميكند كه گاهي مرگبار است.
    وي ميگويد: چون در اين منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌هاي ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشيا را به سمت خود ميكشد، يعني بردار جاذبه به سمت عمق دريا و مركز زمين است. برمودا براي وسايط نقليه هوايي و دريايي تنها در زمان وقوع جزر در دريا خطرناك است. در اين فاز(با مهندسي نرم افزار اشتباه نگيريد)، ابتدا گودال‌هاي ‌آبي و پس از آن گودال‌هاي ‌هوايي پديدار ميشوند. اين وضعيت همانند فنجاني است كه به طور ناگهاني انتهاي آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت ميكند و حركتي گردشي به خود ميگيرد و در امتداد خود، جريان هوا را ميراند. اين دانشمند ژئوفيزيك روسيه ميافزايد: با دانستن فاز جريان مد و ويژگي تشكيل جريانات، ميتوان روشي را ايجاد كرد كه وقوع حادثه را در اين مثلث ناآرام، همچنين در ساير نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.
     
     |+| نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 19:35  توسط محمد حسین  | 

    همه مهدی را می شناسند:

    سرخ پوستان سه قبیله از قبایل داکوت