تبليغاتX
از همه چیز یه ذره
 
از همه چیز یه ذره
 
 
از همه چیز یه ذره
 
هفت چهره بانمک ورزش ایران در سال 87


هر روز با فیروز

چشمان از حدقه بیرون زده، آب و تاب فراوان، حرکت دست­ها صورت گداخته، لحنی جدی و ناگهان متلکی آبدار که خبرنگاران را از خنده روی زمین پهن می­کند! هر کجا نام شوخی و خنده باشد، اسم فیروز کریمی می­درخشد.

فوق تخصص زخم زبان در فوتبال فارسی، پارسال هم نیش گزنده اش را بیکار نگذاشت و به زمین و زمان حمله کرد. گیر اساسی فیروز کریمی به استادیوم حافظیه مربوط می شد. بعد از بازی مقاومت و صبا، عمو فیروز در پاسخ به مسئولان هیات فوتبال فارس که ادعا کرده بودند، (ورزشگاه حافظیه هزار لوکس روشنایی دارد) گفت: (شاید منظورشان هزار لوس بود)

بعد از شکایت شیرازی ها، فیروز جدی تر شد و بعد از بازی برق و صبا ادامه داد: (دقت کردید پایه پروژکتورهای حافظیه 4 تا خیاباون پایین تره)؟! کریمی البته بعد از بازی اولش در شیراز، چند جمله هم راجع به تاریکی حافظیه توضیح داده بود: (لب خط ایستاده بودم که یک نفر نزدیک شد و گفت: بنشین سرجایت. گفتم، تو کی هستی؟ گفت: به تو مربوط نیست. چراغ قوه انداختم، دیدم داوره)!

فیروز خان در پایان سال بعد از اصابت چند توپ به تیر دروازه حریفان صبا در ورزشگاه یادگار امام (ره) به مسئولان فوتبال قم توصیه کرد به جای تیر دروازه، از میلگرد استفاده کنند!


زبان تیز پا

اما خداد عزیزی در سال سپری شده، سلطان حاشیه ها بود. او بعد از یکی از دیدارهای پیام، با اشاره به بازی بد شاگردانش گفته بود: (بچه ها آنقدر بد بودند که زمین تا 2 سال نیاز به کود ندارد)! در شرایطی مشابه، عزیزی بعد از اشاره به بی پولی های تمیش، از هاشمی نسب و آرفی اسم آورد و گفت: (ما آنقدر بی­پولیم که حتی هزینه­ فیزیوتراپی این چلاق ها را هم نداریم!)

غزال که هم اکنون دوران محرومیتش را می گذراند، یک بار هم دوار بازی پیام با پیکان را هدف گرفت: (این آقا نمی­تونه چند تا گوسفند رو از خیابون رد کنه)! به هر حال عزیزی در سال 87 مدافع فتح سینی گل آقا بود و همه تلاشش را هم برای تکررا این عنوان به کار گرفت!


عزیزم من بچه را لوس کردم!

قد بلند، خوش پوش، چهارشانه، موهای جوگندمی و چشم و ابروی مشکی، با پست ریاست و حقوق مکفی..... علی کفاشیان می توانست یک مدل تبلیغاتی شود، اما خودش هم نفهمید دست سرنوشت چه طور به فوتبال حواله اش کرد!

یکبار عزیز محمدی در مورد ناهماهنگی های همیشگی کفاشیان گفته بود: (ایشان در کما هستند)! رییس فدراسیون فوتبال که معمولاً از هیچ چیز خبر ندارد (حتی اگر خلافش ثابت شود) در مورد اینکه چرا نمی تواند ار رقبایی که بازی­های دوستانه با تیم ایران را کنسل کنند غرامت بگیرد، ادعا کرد: (ما می­خواهیم بگیریم، اما آنها نمی دهند)!

او که در بره ای مداوم وعده گزینش قریب الوقوع سرمربی تیم امید را می داد، یکبار در برنامه 90 گفت: (گفتم شنبه معرفی می کنیم، اما نگفتم کدام شنبه)!

بعد از جارو جنجال های مربوط به تبلیغات عجیب یک شرکت ماکارونی روی پیراهن تیم ملی (!) هم کفاشیان گفت: (نمی دانم چطور زر ماکارون رفت روی سینه بچه ها! کفاشیان را باید بیدار کرد، عید شده، شاید او هم کاری داشته باشد!


مصاحبه شونده از فقس پرید

توپ محمد مایلی کهن در سال 87 هم پر بود! یکبار به شفیع زاده گفت: (زمانی که شما تاتی تاتی می کردید، جلالی مربی بود)! و وقتی در آستانه به زندان رفتن قرار گرفت، ادعا کرد: (اگر به خاطر گفتن تاتی تاتی مرا به حسب می فرستید، پس همه مادران دنیا را زندانی کنید)

حاجی در پاسخ به علی آبادی که در توضیح دلایل انتصاب رئیس تربیت بدنی تهران از اصل و نسب داشتن او حرف زده بود، گفت: (آقای علی آبادی! مگر من مایلی کهن از زیر بوته به عمل آمده­ام!)

مایلی کهنن که دایی را با لفظ (آقا قلدره) خطاب می­کرد و در کلاس های مربیگری، آرم کمپانی سرمربی تیم ملی را از روی پیراهنش می­کند (!)، پس از متوقف کردن پرسپولیس در اولین بازگشتش به فوتبال گفت: (با توجه به تحصیلات و سوابق من، ریاست سازمان تربیت بدنی کم ترین حق من است! حاجی مایلی البته مثل یک دژبان هزار بار به کارت پایان خدمت افشین قطبی گیر داد و .....)


امپراتور، جک شد!

اما افشین قطبی هم در سال 87 کم بذله گویی نکرد. یکبار در توضیح این که قبلاً گفته بود پدر مارکور مرده، اما بعداً مدعی شد پدر این مربی مریض شده، گفت: (اول به مارکو گفتند پدرت مرده، اما بعد رفت دید مریض شده)! انگار در برزیل رسم است به مرگ بگیرند تا طرف به تب راضی شود! امپراتور هم چنین در مورد غیبت توره هم گفته بود: توره رفته پیش مامانش!

او که تا پایان حضورش در ایران راضی نشد دوکارمو را هم بفرستد پیش مامانش! در توضیح دلایل قطع همکاری با پرسپولیس هم به نکاتی اشاره کرده بود که با اتکا به آنها می شد چند شماره مجله طنز منتشر کرد: (توپ در بازی با صبا باز بین 7 بازیکن رد شود و رفت تو گل! خب این مشکوک نیست!) تازه دوش­های ورزشگاه راه­آهن هم با زمین فاصله داشت.

اینترنت منزل هم که قطع بود و دور از ذهن نبود که اگر امپراتور مجبور می­شد چند هفته دیگر در ایران بماند، برای خداحافظی سراغ بهانه هایی مهم تری بورد! (دوغ که می خورم خوابم می گیرد! این هم شد نوشیدنی که شما دارید! برج پیزا چرا در ایران نیست؟ به من گفته بودند ایفل هم اینجاست! فوتبال تان هم که 11 به 11 است. چرا نباید پرسپولیس با 2 بازیکن بیشتر از حریف به میدان برود؟!

البته ناگفته نماند قطبی پس از بازی رفت با ذوب آهن گفته بود؛ توپ­های 30 به 70 را هم باید برای ما پنالتی بگیرند، یک بار هم گویا کاشانی زنگ می زند به تلفن منزل قطبی و امپراتور در حال پیچاندن طرف، یک سوتی جالب می دهد، (حاجی، من الان منزل نیستم، ابته شما این را بگذارید به حساب خوشمزگی یا نهایتاً مشکل زبانی.


شوک و گاف به سبک اکبر

تلاش­های مصنوعی میثاقیان برای تبدیل شدن به یک فیروز کریمی دیگر در سال 87 هم دنبال شد. وقتی استقلال اهوازی­ها او را استخدام کردند، دنبال قهرمانی بودند، اما در کمال تعجب اکبر در مصاحبه­ای گفت: (هر طور شده استقلال اهواز را در لیگ نگه می­دارم. اگر نتوانستم خودم را می­اندازم توی کارون!) خوب است میثاقیان در مصر تیم نمی­گیرد وگرنه معلوم نیست با اهرام ثلاثه چه جمله­هایی می­ساخت!

اکبر که کماکان با ضرب و شتم هایش شناخته می شود، در بازی با پرسپولیس دغاغله جوان را کتک زد و پس از آن با اعتراضات زیادی روبه رو شد اعلام کرد: این بچه گیج بود، خواستم بهش شوک وارد کنم! با بازی بعدتر اکبر اوتی پس از دریافت گل در دقیقه 90 به جان خودش افتاد و حسابی توی سرش زد.

پس از مسابقه هم گفت: می­خواستم به خودم شوک وارد کنم. از کمیته انظباطی معذرت می خواهم که خودم را زدم. با این حال بزرگترین دسته گل میثاقیان مربوط می­شود به کلمه­ای که گفته می­شود هنگم حضورش در برنامه نود از دهانش خارج شد.


سوتی نامجو جلوی مطر

اما برای اینکه نام مهندس علی آبادی را هم از قلم نیندازیم، مجبوریم به یکی از جلسات رئیس سازمان تربیت بدنی سرک بکشیم. مهندس که می خواست اطلاعات فوتبالی اش را ره رخ بکشد، به حضار گفت: (من خودم دیدم نامجو مطلق استپ سینه کرد، توپ افتاد جلوی پای مطر...) این در حالی است که نامجو مطلق 10 سال قبل از فوتبالیست شدن مطر بازنشسته شده بود!

علی آبادی همچنین در اوج فشارها برای کاهش تعداد تیم­های لیگ برتر، ادعا کرد مردم در سفرهای استانی برای 30 تیمی شدن لیگ فشار می آورند و بهتر است لیگ حرفه­ای توسعه پیدا کند(!)

مهندس که اوایل سال ادعا کرده بود با 20 درصد توانش می تواند فوتبال را اداره کند، قبل از آغاز لیگ هشتم به همه تیم ها دستور داد 20 درصد از هزینه های جاری خود را کم کنند، اما خودش در پرسپولیس و استقلال، تا می توانسته بریز و بپاش کرد!



منبع : ویژه نامه همشهری
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 12:13  توسط محمد حسین  | 

قويترين مردان جهان در تهران ...

تهران طي روزهاي بيست و نهم و سي‌ام آبان ماه جاري ميزبان يك دوره پيكارهاي قويترين مردان جهان خواهد بود.
‌اولين دوره رقابت‌هاي قويترين مردان جهان در ايران با حضور هشت نفر از قويترين مردان جهان به همراه چهار نفر از بهتربن‌هاي ايران در اين رشته در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه اين هفته( 29 و 30 آبان ) برگزار خواهد شد.
اين رقابت‌ها در مجموعه ورزشي 12 هزار نفري آزادي و از ساعت 16 انجام مي‌شود.

رضا قرائي ، روح الله داداشي ، علي اسماعيلي و محمد محمدي قويترين مردان ايران را تشكيل مي‌دهند.

اين نفرات هم اكنون در اردوي آماده سازي در آكادمي ملي المپيك به سر مي‌برند و قرار است در كنار ماريوس پودزيانفسكي ، قويترين مرد جهان از كشور لهستان و 7 نفر ديگر از قويترين مردان جهان از كشورهاي بلاروس ، روسيه ، استوني ، انگليس و لتوني به رقابت بپردازند.

به تمامی نفرات مبلغ ۱۵۰۰ دلار جایزه نقدی اهدا خواهد شد و علاوه بر آن به سه نفر برتر جوایز نقدی به ترتیب زیر اهدا می‌شود.
نفر اول: ۱۰ هزار دلار
نفر دوم: ۸ هزار دلار
نفر سوم : ۶ هزار دلار

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 12:34  توسط محمد حسین  | 
نام قادر میزبانی در كتاب ركوردها...

نخستین دوچرخه سوار جهان در ارتفاع 3 هزار و 792 متری

روزنامه‌ی Shanghai Daily در گزارش ویژه‌ای به ركورد بي‌نظیر قادر میزبانی دوچرخه‌سوار كوهستان ایرانی اشاره كرده است.

در این گزارش آمده است: « قادر میزبانی از ایران، نام خود را در كتاب ركوردها جاودانه كرد. این دوچرخه‌سوار نخستین ورزشكاری است كه در ارتفاع 3 هزار و 792 متری ركاب زده است.»

میزبانی نخستین دوچرخه‌سواری است كه در منطقه‌ی Tour de Qinghai Lake  این ركورد را ثبت كرده است. این دوچرخه‌سوار در این رقابت‌ها مي‌كوشید تا توانایي‌های خود را نشان دهد. بیشترین ارتفاع در این منطقه 3 هزار و 792 متر و كمترین ارتفاع 2200 متر است. این بالاترین سطح ارتفاع رقابت‌های دوچرخه‌سواری در جهان است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 22:18  توسط محمد حسین  | 

تاریخچه پیدایش المپیك نوین

تاریخچه المپیک

از سال 394 كه بازی های المپیك بدستور تئودوسیوس تعطیل شد تا سال 1896 كه بازیهای المپیك نوین آغاز شد، جمعاً 1502 سال بازیهای المپیك فراموش شده بود. در این مدت تلاشهای زیادی برای احیای المپیا كه در زیر خاك مدفون شده بود انجام گرفت (وقوع دو زلزله منطقه المپیا را كاملاً از بین برده بود) تا اینكه تلاشهای دولت یونان و فرانسه بالاخره در سال 1892 مؤثر واقع شد.

در اواخر قرن نوزدهم با زحمات و كاردانی آقای بارون پیر دو كوبرتن فرانسوی مسابقه های المپیك دوره نوین خود را آغاز كرد. در سال 1892 پس از آنكه از دولت خواست تا وی را در اجرا و احیای بازی های المپیك یاری كند برنامه و آئین نامه عظیمی را در این مورد به اتحادیه ورزشی پاریس ارسال کرد و بلافاصله خود از طرف دولت فرانسه به ریاست اتحادیه بر گزیده شد و برای بدست آوردن پشتیبان به كشورهای اروپائی مسافرت كرد.

بارون پیردو كوبرتن، پایه گذار المپیزم نوین، كنگره و كمیته بین المللی المپیك را در ژوئن 1894 در پاریس بنا نهاد و در سال 1896 نخستین كنگره المپیك تشكیل جلسه داد.

تاریخچه المپیک، کوبرتن

در آن نشست كوبرتن مورد حمایت كشورهای شركت كننده قرار گرفت. وی هدف از المپیزم را به خدمت گرفتن ورزش جهت تعالی موزون انسان به منظور ایجاد جامعه صلح آمیز قرارداد كه در آن شأن و مقام انسان حفظ شود.

ضمن اینکه در این كنگره قرار شد كه بازی ها هر چهار سال یكبار در یكی از كشورهای بزرگ برگزار شود و كمیته ای بنام كمیته بین المللی المپیك كه نظارت كامل و دقیقی بر بازی ها داشته باشد، تشكیل شود.

بالاخره بازی های المپیك در سال 1896 دو باره در آتن شروع شد. این بازیها با مشكلات فراوانی همراه بود. در پایان بازی ها به پیشنهاد آمریكائی ها قرار شد كه مسابقه ها هر چهار سال یكبار در آتن برگزار شود ولی در جلسه بعدی كه در پاریس و به ریاست رئیس جمهور فرانسه برگزار شد، یونانیها بعلت جنگ با تركیه به بین المللی بودن بازیها رأی دادند.

البته عدم درک مفهوم و اهداف کار بزرگ کوبرتن ازسوی برخی از دولتمردان فرانسوی و تنشهای سیاسی موجود، موجب شد کمیته بین المللی المپیک در10 آوریل 1915 به شهرلوزان سوئیس انتقال یابد. قلب کوبرتن هم درمقبره ای در المپیا قرارداده شد.

 اهداف نهضت المپیك

تاریخچه المپیک

هدف در بازی های المپیك شركت است نه پیروزی. اساس آن بر پیروزی استوار نیست بلكه اصل خوب مبارزه كردن است. ورزشكاران جهان برای بدست آوردن اهداف سریعتر ، قویتر و بالاتر بدون توجه به ملی، مذهب ونژاد پیكار می كنند و شعار كوبرتن را مبنی بر در صفا زیستن، در صفا مبارزه كردن و به نیروی جسمانی خود صدمه نزدن را سرلوحه كار خود قرار می دهند. آنكس كه در نبرد ورزش دوست دیگران بماند ، آنكس كه همنوعان خود را در خور احترام بشمارد به هدف اصلی المپیك رسیده است.

* ساختن جهانی صلح آمیزتر و دنیای بهتر

* آموزش و پرورش نسل جوان از طریق ورزش ، بدون هیچگونه تبعیض نژادی با توجه به روح المپیك

* اشاعه اصول المپیك در سراسر جهان و بدین طریق آفریدن حسن نیت در میان ملل

* گرد آوردن قهرمانان جهان هر چهار سال یك بار در یك جشنواره كبیر ورزشی كه به نام بازیهای المپیك خوانده می شود.

 منشور المپیک

تدوینی از اصول اولیه ، قوانین و تبصره ای مورد تصویب كمیته بین المللی المپیك است، این منشور بر نحوه سازماندهی و اجرای نهضت المپیك حاكمیت داشته است.

 كمیته بین المللی المپیك

كمیته بین المللی المپیك مرجع عالی نهضت المپیك به حساب می آید، بطوریكه نهضت المپیك در بر گیرنده فدراسیون های بین المللی، كمیته های ملی المپیك، كمیته های برگزار كننده بازی های المپیك، اتحادیه های ملی، باشگاه های ورزشی و اعضاء آنها داوران، مربیان و دست اندركاران امور ورزشی است.

این کمیته یك سازمان غیر دولتی و غیر انتفاعی بین المللی است كه از سوی فدراسیون سوئیس به رسمیت شناخته شده که مقر این كمیته در لوزان واقع شده است.

اعضای این كمیته را ورزشكاران فعال، رؤسا یا مسئولان ارشد فدراسیونهای بین المللی و كمیته های ملی المپیك تشكیل می دهند. مجموع كل اعضای كمیته بین المللی نباید از 115 نفر تجاوز كند و تصمیمات كمیته بین المللی كه بر اساس منشور المپیك اتخاذ می شوند، نهایی هستند.

وظیفه كمیته بین المللی المپیك رهبری نهضت المپیك مطابق با اصول نشر المپیك است و كمیته بین المللی المپیك دارنده امتیاز اعضای نسبت به پرچم ، مفاد و شعار المپیك است.

پرچم المپیك

تاریخچه المپیک

زمینه پرچم المپیك سفید بوده و در اطراف دارای حاشیه نیست، در وسط آن پنج حلقه به عنوان سمبل المپیك با پنج رنگ قرار گرفته است. رنگ حلقه ها از طرف چپ به راست به ترتیب آبی، زرد، سیاه، سبز و قرمز هستند، پرچمی كه در سال 1914 توسط پیرلوكوبرتن به كنگره پاریس عرضه شد، نمونه قراردادی پرچم المپیك است.

پرچم و نماد المپیك مظهر اتحاد پنج قاره و تجمع قهرمانان سراسر نقاط جهان در بازیهای المپیك است كه بر طبق آرمان دوكوبرتن با رعایت اصل دوستی به مسابقه های برابر و صادقانه می پردازند. پرچم المپیك اولین بار در بازیهای المپیك 1920 به اهتزاز درآمد.

شعار المپیک

سه كلمه سیتیوس، آلیتیوس ، فاریتیوس كه اغلب زیر پرچم های المپیك نوشته می شوند به معنی سریعتر، بالاتر و قویتر است. ضمن اینکه آرم (نشان) المپیك تركیبی است از حلقه های المپیك كه با عناصر مشخصه دیگری در می آمیزد. شعله المپیك شعله ای است كه طی بازیهای المپیك زیر نظر كمیته بین المللی بر افروخته می شود. مشعل المپیك عبارت است از یك مشعل یا مشابه آن كه آتش المپیك روی آن شعله ور می شود. 

به منظور ارتقا و گسترش نهضت المپیك، كمیته بین المللی المپیك فعالیت های كمیته های ملی المپیك سراسر جهان را كه در راستای نقش این سازمان بین المللی است ، به رسمیت می شناسد.

آتش المپیك

در مورد آتش المپیك تاریخ از شخصی یاد می كند كه در نبرد سهمگین پلانته درسال479 قبل از میلاد بطور معجزه آسائی جان سالم بدر برد و از آنجا كه در چنین سرنوشتی خود را مدیون لطف و كرامات خدا می دانست و در قبال این حیات دوباره می خواست شكرگزاری كند، بدین سبب از معبد آپولون آتش مقدس را با دو به محل تولد خود آورد.

رؤسای كمیته بین المللی المپیك

1- بارون پیر دو كوبرتن: از سال 1894 الی 1925 از فرانسه

2- هانری دوبایه لاتور: از سال 1925 الی1942 از بلژیك

3- زیگفرید آرستروم: از سال 1926 الی 1952 از سوئد

4- اوری براندوچ: از سال 1952 الی 1973 از آمریكا

5- لرد كیلانی: از سال 1972 الی 1979 از ایرلند

6- خوان آنتونیو سامارانچ: از سال 1980 تا كنون  از اسپانیا

 |+| نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 16:16  توسط محمد حسین  | 
درگیری در کیش؛ خداحافظ آبروی ایران :

خبرهای رسیده از مسابقات قویترین مردان جهان در کیش حاکی از به وجود آمدن بدترین وضع متصور در از دست رفتن آبرو ، عزت و اعتبار ایران در ورزش های قدرتی است .
یک منبع موثق گفت : در مسابقات کیش که قرار بود در شش آیتم در چهار محل مختلف برگزار شود ، تنها دو مرحله برگزار شد و قبل از آغاز مرحله سوم این مسابقه به دلیل بروز درگیری های لفظی و خلف وعده مسئولین برگزاری ، این مسابقه منحل شد و در نهایت برای سرپوش نهادن بر حوادث به وجود آمده و اخذ مبالغ توافق شده از اسپانسرها ، یکی از ورزشکاران به عنوان نفر اول اعلام شد و این در حالی بود که از مرحله دوم به بعد ، به دلیل مسایل به وجو آمده بسیاری از قهرمانان خارجی با آزرده دلی کیش را به مقصد دبی برای عزیمت به کشورهای خود ترک کرده بودند .

به دلیل بروز درگیری ها و 15 قهرمان خارجی قبل از پایان مسابقات از ایران خارج شدند ، بنابر توافقات و نامه های رد و بدل شده بین عامل غیر رسمی ایرانی و قهرمانان ، مقرر شد تا جدای از هزینه های سفر ، به هر قهرمان مبلغ 5000 تا 7000 دلار بسته به بعد مسافت پرداخت گردد . پس از مرحله دوم این مسابقات بود که برخی از قهرمانان با توجه به عرف حاکم بر این مسابقات که قبل از آغاز مسابقه مبالغ ثابت خود را دریافت میکردند ، از مسئولین برگزاری خواستار پرداخت این مبلغ و هزینه سفر خود شدند و مسئولین برگزاری علیرغم تعهد بر این مطلب در فرم های دعوت و اسناد قرارداد از پرداخت مبلغ تعهد شده خودداری کردند و با توجه به سابقه سیاهی که در مسابقات قبلی وجود داشت و فضای عدم اعتماد ، 15 نفر از قهرمانان بعد از ظهر همان روز با اولین پرواز کیش را به مقصد دبی ترک کرده اند و احتمال شکایت از سازمان تربیت بدنی ایران در این خصوص بسیار محتمل است زیرا مطابق عرف موجود در جهان ، مجری و مسئول انجام تمامی مسابقات ورزشی ، سازمان یا نهاد رسمی حاکم بر فدراسیون های آن کشور شناخته میشود . 
قضیه به طور جدی در سازمان ورزش کیش و حراست سازمان تربیت بدنی در حال بررسی است و مطمئنا با متخلفان برخورد خواهد شد ولی امیدواریم این افتضاح باعث شود تا مدیران سطح بالای سازمان تربیت بدنی در خصوص برگزاری مسابقات دقت نظر بیشتری به خرج دهند . 

اسامی ورزشکاران شرکت کننده شامل 20 ورزشکار جهانی و 2 ورزشکار سهمیه میزبان بدین شرح است :
1.ماریوس پودیانوفسکی از لهستان (قهرمان سه دوره قبل این مسابقات )
2. جرمی هاگ از استرالیا
3. تارمو میت از اسلوونی
4. راویاس ویدزیس از لاتویا
5. پاول سوروکا از بلاروس
6. سرجی رجامین از بلاروس
7. البروس نیگمتولین از روسیه
8. دمیتری کونونک از روسیه
9. فلورین تریمپل از آلمان
10. بوریس هارالدسون از ایسلند
11. ریمون مرکس از نروژ
12. اسوجان تودورچیو از بلغارستان
13. مارک فلیکس از کانادا
14. دومنیک فیلیو از کانادا
16. اولگ دودکین از لاتویا
17. آریلد هاگن از نروژ
18. رالف بر از استرالیا
19. رضا قرائی از ایران
20. مجتبی ملکی از ایران
21. مجید دژبرار از ایران
22. مهدی میرداوودی یا حسن عبادی از ایران(2)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 13:17  توسط محمد حسین  | 

  بالا