تبليغاتX
از همه چیز یه ذره
 
از همه چیز یه ذره
 
 
از همه چیز یه ذره
 

*** جملاتی زیبا ***

***پاسکال***
*آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم.

*** پطر کبیر***
*انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد.

***ارنست همینگوی***
*اگر بت‌ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت که خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری.

***نیچه***
*مرا دوست بدار،اندکی ولی طولانی!

***کریستوفر مارلو***
*خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپائی
نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبائی

***رهی معیری***
*شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید.

***ولتر؛ نویسنده فرانسوی***
*وقتی «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنیا طعم صلح را می چشد.

***جیمی هندریکس***
*اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست نمی‌تواند افکار ما را مغشوش کند.

***هرمان هسه***
*شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار هنر خود بودن است.

***لئونارد نیموی***
*هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

***گاندی***
*برای تربیت اراده بهترین زمان ایام جوانی است.

***فیثاغورث***
*کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد.

***بنجامین فرانکلین***
*وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.

**امرسون**
*هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته‌ام بیاموزم.

***گالیله***
*زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است .

***گوته***
*مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

***جرج برنارد شاو***
*من به هیچ وجه خدا را لمس نکردم، ولی خدایی که قابل لمس باشد که دیگر خدا نیست. اگر هر دعایی را هم اجابت کند، همینطور. همان‌جا بود که برای نخستین بار حدس زدم که عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است که پاسخی به آن داده نمی‌شود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست. این را هم دریافتم که آموختن دعا، آموختن سکوت است و عشق فقط از جایی شروع می‌شود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرین «نیایش» است و «نیایش» تمرین «سکوت».

***دژ ـ آنتوان سنت اگزوپری***
*مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت.

***برنارد شاو***
*زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.

***برنارد شاو***
*هیچ چیز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیک نمی‌سازد.

*** موریس مترلینگ***
*یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی.

***بایزید بسطامی***
*شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص

*بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند».

*** تولستوی***
*نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 20:36  توسط محمد حسین  | 

«بیگ بنگ»

بیگ بنگ يكى از اين نظريه ها كه حدود سى و هفت يا سى و هشت سال قبل ارائه شد بيگ بنگ ياهمان انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خيلى از ابهامات پاسخ بدهد. اين نظريه، آغاز كائنات را از يك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زيرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنيد كه تمام كائنات در يك هسته اتم ياحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در يك لحظه اين فضا و زمان آغاز مى شود يعنى اينكه يك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، شروع شد.

اين واقعه بين سيزده تا پانزده ميليارد سال پيش رخ داده است، درحقيقت اين حادثه از آن نقطه صفر شروع مى شود. قابل ذكر است كه باوجودچنين فشردگى اى طبيعتاً دماى بسيار زيادى در لحظه كمى قبل از انفجار بزرگ حاكم بوده است. هنگامى كه فضا وزمان شروع به بزرگ و باز شدن كرد، دما مدام رو به كاهش بوده به طورى كه تخمين زده مى شود وقتى فقط يك ثانيه از تشكيل كائنات مى گذشته است ده ميليارد كلوين نزول دما داشته ايم. انبساط جهان به قدرى شديد رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مى شده، يعنى انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنيامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ايجاد شد و شايد بعد از دو ميليارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشيد ما يكى از ذرات كوچك آنهاست .

كهكشانها چگونه و چه زمانى شكل گرفتند؟ كهكشانى كه ما در آن هستيم (كهكشان راه شيرى) حدود ده ميليارد سال پيش به وجود آمده است البته اگر قبول كنيم كه بيك بنگ سيزده ميلياردسال پيش رخ داده است. اما كهكشانها انواع مختلفى دارند كه عبارت است از: نامنظم، بيضوى و مارپيچى. ازمواد اطراف كهكشانها كه باقى مانده بودند بازوهاى كهكشانى شكل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا داشتيم ونيز كهكشانهاى شكل گرفته بسيار نزديك به هم بودند طبيعتاً برخوردها هم زياد بوده است يعنى دو كهكشان با هم ادغام شده و يك كهكشان بزرگتر تشكيل مى دادند يا سبب ساز بازوهاى كهكشانى بزرگتر مى شدند. اين اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز يا رد شيفت مى گنجند.

اين انفجار چقدر طول كشيد؟ براى لحظه انفجار بزرگ عدد ده به توان منفى چهل و سه را در نظر مى گيرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود كه حتى هنوز به هزارم ثانيه نرسيده، تغييرات در حال رخ دادن بوده است.

عالم در ابتدا چگونه به نظر مي آمد؟ آشكار است براي آگاهي از چگونگي اولين ثانيه ها و يا بهتر بگوييم اولين اجزاي ثانيه هاي پس از انفجار اوليه نبايد از ستاره شناسان پرسيد بلكه در اين مورد بايد به فيزيكدان هاي متخصص در امر فيزيك ذره اي مراجعه كرد كه در مورد تشعشعات و ماده در شرايط كاملا سخت و غير عادي تحقيق مي كنند و تجربه مي كنند. تاريخ كيهان معمولا به 8 مقطع كاملا متفاوت و غير مساوي تقسيم مي شود :

مرحله اول - صفر تا 43-^10 ثانيه اين مساله هنوز برايمان كاملا روشن نيست كه در اين اولين اجزاي ثانيه ها چه چيزي تبديل به گلوله آتشيني شد كه كيهان بايد بعدا از آن ايجاد گردد . هيچ معادله و يا فرمول هاي اندازه گيري براي درجه حرارت بسيار بالا و غير قابل تصوري كه در اين زمان حاكم بود در دست نمي باشد.

مرحله دوم- 43-^10 تا 32-^10 ثانيه اولين سنگ بناهاي ماده مثلا كوارك ها و الكترون ها و پاد ذره هاي آنها از برخورد پرتوها با يكديگر به وجود مي آيند. قسمتي از اين سنگ بناها دوباره با يكديگر برخورد مي كنند و به صورت تشعشع فرو مي پاشند. در لحظه هاي بسيار بسيار اوليه ذرات فوق سنگين - نيز مي توانسته اند به وجود آمده باشند. اين ذرات داراي اين ويژگي هستند كه هنگام فروپاشي ماده بيشتري نسبت به ضد ماده و مثلا كوارك هاي بيشتري نسبت به آنتي كوارك ها ايجاد مي كنند. ذرات كه فقط در همان اولين اجزاي بسيار كوچك ثانيه ها وجود داشتند براي ما ميراث مهمي به جا گذاردند كه عبارت بود از : افزوني ماده در برابر ضد ماده

مرحله سوم- از 32-^10 ثانيه تا 6-^10 ثانيه كيهان از مخلوطي از كوارك ها - لپتون ها - فوتون ها و ساير ذرات ديگر تشكيل شده كه متقابلا به ايجاد و انهدام يكديگر مشغول بوده و ضمنا خيلي سريع در حال از دست دادن حرارت هستند

مرحله چهارم- از 6-^10 ثانيه تا 3-^10ثانيه تقريبا تمام كوارك ها و ضد كوارك ها به صورت پرتو ذره ها به انرژي تبديل مي شوند. كوارك هاي جديد ديگر نمي توانند در درجه حرارت هاي رو به كاهش به وجود آيند ولي از آن جايي كه كوارك هاي بيشتري نسبت به ضد كوارك ها وجود دارند برخي از كوارك ها براي خود جفتي پيدا نكرده و به صورت اضافه باقي مي مانند. هر 3 كوارك با يكديگر يك پروتون با يك نوترون مي سازند. سنگ بناهاي هسته اتم هاي آينده اكنون ايجاد شده اند.

مرحله پنجم - از 3-^10 ثانيه تا 100 ثانيه الكترون ها و ضد الكترون ها در برخورد با يكديگر به اشعه تبديل مي شوند. تعدادي الكترون باقي مي ماند زيرا كه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود دارد. اين الكترون ها بعدا مدارهاي اتمي را مي سازند

مرحله ششم - از 100 ثانيه تا 30 دقيقه در درجه حرارت هايي كه امروزه مي توان در مركز ستارگان يافت اولين هسته هاي اتم هاي سبك و به ويژه هسته هاي بسيار پايدار هليم در اثر همجوشي هسته اي ساخته مي شوند. هسته اتم هاي سنگين از قبيل اتم آهن يا كربن در اين مرحله هنوز ايجاد نمي شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنيادي كه از همه سبكتر بودند وجود داشتند : هليم و هيدروژن

مرحله هفتم - از 30 دقيقه تا 1 ميليون سال پس از خلقت پس از گذشت حدود 300000 سال گوي آتشين آنقدر حرارت از دست داده كه هسته اتم ها و الكترون ها مي توانند در درجه حرارتي در حدود 3000 درجه سانتي گراد به يكديگر بپيوندند و بدون اينكه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشكيل دهند . در نتيجه آن مخلوط ذره اي كه قبلا نامرئي بود اكنون قابل ديدن مي شود.

مرحله هشتم - از يك ميليون سال پس از خلقت تا امروز از ابرهاي هيدروژني دستگاههاي راه شيري ستارگان و سيارات به وجود مي ايند. در داخل ستارگان هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن و آهن توليد مي شوند. كه بعد ها در انفجارات ستاره اي آزاد مي گردند و براي ساخت ستارگان و سيارات و حيات جديد به كار مي ايند.

عناصر اصلي حيات زميني چه زماني پديدار شد؟ براي زمين با توجه به گوناگوني حيات كه در آن وجود دارد 3 چيز از اهميت خاصي برخوردار بوده است: از همان ابتداي خلقت هميشه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراين همواره ماده براي ما باقي مي ماند. در مرحله ششم هيدروژن به وجود آمد اين ماده كه سبك ترين عنصر شيميايي مي باشد سنگ بناي اصلي كهكشانه ها و سيارات مي باشد. هيدروژن همچنين سنگ بناي اصلي موجودات زنده اي است كه بعدا روي زمين به وجود آمدند و احتمالا روي ميلياردها سياره ديگر نيز وجود دارند. در مركز ستارگان اوليه هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن و يا كربن يعني سنگ بناهاي اصلي لازم و ضروري براي زندگي و حيات بوجود آمدند.

آيا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود؟ جنبش انبساطي يا به عبارت ديگر از همديگر دور شدن كهكشانه ها به هر حال رو به كند شدن است. زيرا جزاير جهاني متعدد در واقع به سمت يكديگر جذب مي شوند و در نتيجه حركت انبساطي آن ها كند تر مي شود. اكنون پرسش فقط اين است كه آيا زماني تمام اين حركت ها متوقف خواهد گرديد و اين عالم در هم فرو خواهد پاشيد؟ اين مساله بستگي به تراكم ماده در جهان هستي دارد. هر چه اين تراكم بيشتر باشد نيرو هاي جاذبه بين كهكشانه ها و ساير اجزاي گيتي بيشتر بوده و به همان نسبت حركت آن ها با شدت بيشتري متوقف خواهد شد. در حال حاضر چنين به نظر مي رسد كه تراكم جرم بسيار كمتر از آن است كه زماني عالم در حال انبساط را به توقف در آورد. به هر حال اين امكان وجود دارد كه هنوز جرم هاي بسيار بزرگ ناشناخته اي از قبيل ( سياهچاله هاي اسرار آميز) يا ( ابرهاي گازي شكل تاريك) وجود داشته باشند و نوترينو ها كه بدون جرم محسوب مي شوند جرمي هرچند كوچك داشته باشند. اگر اين طور باشد در اين صورت حركت كيهاني زماني شايد 30 ميليارد سال ديگر متوقف خواهد شد. در آن زمان كهكشان ها با شتابي زياد حركت به سوي يكديگر را اغاز خواهند كرد تا در نهايت به شكل يك گوي آتشين عظيم با يكديگر متحد شوند. آن زمان شايد مي بايد روي يك انفجار اوليه جديد ديگر و تولد يك عالم جديد حساب كنيم. با توجه به سطح كنوني دانش بشر و ميزان پژوهش هاي انجام شده بايد اينطور فرض كرد كه عالم تا ابديت انبساط خواهد يافت.

با توجه به بزرگى وعظمت كائنات، پيدايش حيات غيرزمينى چقدر احتمال دارد؟ با يك حساب سرانگشتى متوجه مى شويم كه باوجود اين تعداد ستاره احتمال حيات بسيار زياد است. حتى بعضى از ستاره ها داراى سياره نيستند و يا اين سياره بسيار دور از ستاره يا بسيار نزديك به آن هستند و برخى هم گازى مى باشند اگر تمام اين موارد را از كل ستاره ها كم كنيم تقريباً بيست وپنج درصد آنها امكان وجود حيات را دارند.

آيا ميدانيد …؟ - فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شكلي كه ما مي شناسيم تشكيل شده است ، يعني ماده معمولي كه ما مي شناسيم و در آزمايشگاه وجود دارد، فقط 4درصد كل عالم را مي سازد. 23درصد عالم را ماده تاريك سرد تشكيل داده كه دانشمندان اطلاعات خيلي كمي درباره اش دارند و 73درصد باقي مانده را انرژي تاريك عجيب تشكيل مي دهد كه تقريبا تنها چيزي كه در موردش مي دانيم ، اين است كه وجود دارد!

 |+| نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 16:50  توسط محمد حسین  | 

آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش آلبرت انیشتن بود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 16:20  توسط محمد حسین  | 

تاریخچه پیدایش المپیك نوین

تاریخچه المپیک

از سال 394 كه بازی های المپیك بدستور تئودوسیوس تعطیل شد تا سال 1896 كه بازیهای المپیك نوین آغاز شد، جمعاً 1502 سال بازیهای المپیك فراموش شده بود. در این مدت تلاشهای زیادی برای احیای المپیا كه در زیر خاك مدفون شده بود انجام گرفت (وقوع دو زلزله منطقه المپیا را كاملاً از بین برده بود) تا اینكه تلاشهای دولت یونان و فرانسه بالاخره در سال 1892 مؤثر واقع شد.

در اواخر قرن نوزدهم با زحمات و كاردانی آقای بارون پیر دو كوبرتن فرانسوی مسابقه های المپیك دوره نوین خود را آغاز كرد. در سال 1892 پس از آنكه از دولت خواست تا وی را در اجرا و احیای بازی های المپیك یاری كند برنامه و آئین نامه عظیمی را در این مورد به اتحادیه ورزشی پاریس ارسال کرد و بلافاصله خود از طرف دولت فرانسه به ریاست اتحادیه بر گزیده شد و برای بدست آوردن پشتیبان به كشورهای اروپائی مسافرت كرد.

بارون پیردو كوبرتن، پایه گذار المپیزم نوین، كنگره و كمیته بین المللی المپیك را در ژوئن 1894 در پاریس بنا نهاد و در سال 1896 نخستین كنگره المپیك تشكیل جلسه داد.

تاریخچه المپیک، کوبرتن

در آن نشست كوبرتن مورد حمایت كشورهای شركت كننده قرار گرفت. وی هدف از المپیزم را به خدمت گرفتن ورزش جهت تعالی موزون انسان به منظور ایجاد جامعه صلح آمیز قرارداد كه در آن شأن و مقام انسان حفظ شود.

ضمن اینکه در این كنگره قرار شد كه بازی ها هر چهار سال یكبار در یكی از كشورهای بزرگ برگزار شود و كمیته ای بنام كمیته بین المللی المپیك كه نظارت كامل و دقیقی بر بازی ها داشته باشد، تشكیل شود.

بالاخره بازی های المپیك در سال 1896 دو باره در آتن شروع شد. این بازیها با مشكلات فراوانی همراه بود. در پایان بازی ها به پیشنهاد آمریكائی ها قرار شد كه مسابقه ها هر چهار سال یكبار در آتن برگزار شود ولی در جلسه بعدی كه در پاریس و به ریاست رئیس جمهور فرانسه برگزار شد، یونانیها بعلت جنگ با تركیه به بین المللی بودن بازیها رأی دادند.

البته عدم درک مفهوم و اهداف کار بزرگ کوبرتن ازسوی برخی از دولتمردان فرانسوی و تنشهای سیاسی موجود، موجب شد کمیته بین المللی المپیک در10 آوریل 1915 به شهرلوزان سوئیس انتقال یابد. قلب کوبرتن هم درمقبره ای در المپیا قرارداده شد.

 اهداف نهضت المپیك

تاریخچه المپیک

هدف در بازی های المپیك شركت است نه پیروزی. اساس آن بر پیروزی استوار نیست بلكه اصل خوب مبارزه كردن است. ورزشكاران جهان برای بدست آوردن اهداف سریعتر ، قویتر و بالاتر بدون توجه به ملی، مذهب ونژاد پیكار می كنند و شعار كوبرتن را مبنی بر در صفا زیستن، در صفا مبارزه كردن و به نیروی جسمانی خود صدمه نزدن را سرلوحه كار خود قرار می دهند. آنكس كه در نبرد ورزش دوست دیگران بماند ، آنكس كه همنوعان خود را در خور احترام بشمارد به هدف اصلی المپیك رسیده است.

* ساختن جهانی صلح آمیزتر و دنیای بهتر

* آموزش و پرورش نسل جوان از طریق ورزش ، بدون هیچگونه تبعیض نژادی با توجه به روح المپیك

* اشاعه اصول المپیك در سراسر جهان و بدین طریق آفریدن حسن نیت در میان ملل

* گرد آوردن قهرمانان جهان هر چهار سال یك بار در یك جشنواره كبیر ورزشی كه به نام بازیهای المپیك خوانده می شود.

 منشور المپیک

تدوینی از اصول اولیه ، قوانین و تبصره ای مورد تصویب كمیته بین المللی المپیك است، این منشور بر نحوه سازماندهی و اجرای نهضت المپیك حاكمیت داشته است.

 كمیته بین المللی المپیك

كمیته بین المللی المپیك مرجع عالی نهضت المپیك به حساب می آید، بطوریكه نهضت المپیك در بر گیرنده فدراسیون های بین المللی، كمیته های ملی المپیك، كمیته های برگزار كننده بازی های المپیك، اتحادیه های ملی، باشگاه های ورزشی و اعضاء آنها داوران، مربیان و دست اندركاران امور ورزشی است.

این کمیته یك سازمان غیر دولتی و غیر انتفاعی بین المللی است كه از سوی فدراسیون سوئیس به رسمیت شناخته شده که مقر این كمیته در لوزان واقع شده است.

اعضای این كمیته را ورزشكاران فعال، رؤسا یا مسئولان ارشد فدراسیونهای بین المللی و كمیته های ملی المپیك تشكیل می دهند. مجموع كل اعضای كمیته بین المللی نباید از 115 نفر تجاوز كند و تصمیمات كمیته بین المللی كه بر اساس منشور المپیك اتخاذ می شوند، نهایی هستند.

وظیفه كمیته بین المللی المپیك رهبری نهضت المپیك مطابق با اصول نشر المپیك است و كمیته بین المللی المپیك دارنده امتیاز اعضای نسبت به پرچم ، مفاد و شعار المپیك است.

پرچم المپیك

تاریخچه المپیک

زمینه پرچم المپیك سفید بوده و در اطراف دارای حاشیه نیست، در وسط آن پنج حلقه به عنوان سمبل المپیك با پنج رنگ قرار گرفته است. رنگ حلقه ها از طرف چپ به راست به ترتیب آبی، زرد، سیاه، سبز و قرمز هستند، پرچمی كه در سال 1914 توسط پیرلوكوبرتن به كنگره پاریس عرضه شد، نمونه قراردادی پرچم المپیك است.

پرچم و نماد المپیك مظهر اتحاد پنج قاره و تجمع قهرمانان سراسر نقاط جهان در بازیهای المپیك است كه بر طبق آرمان دوكوبرتن با رعایت اصل دوستی به مسابقه های برابر و صادقانه می پردازند. پرچم المپیك اولین بار در بازیهای المپیك 1920 به اهتزاز درآمد.

شعار المپیک

سه كلمه سیتیوس، آلیتیوس ، فاریتیوس كه اغلب زیر پرچم های المپیك نوشته می شوند به معنی سریعتر، بالاتر و قویتر است. ضمن اینکه آرم (نشان) المپیك تركیبی است از حلقه های المپیك كه با عناصر مشخصه دیگری در می آمیزد. شعله المپیك شعله ای است كه طی بازیهای المپیك زیر نظر كمیته بین المللی بر افروخته می شود. مشعل المپیك عبارت است از یك مشعل یا مشابه آن كه آتش المپیك روی آن شعله ور می شود. 

به منظور ارتقا و گسترش نهضت المپیك، كمیته بین المللی المپیك فعالیت های كمیته های ملی المپیك سراسر جهان را كه در راستای نقش این سازمان بین المللی است ، به رسمیت می شناسد.

آتش المپیك

در مورد آتش المپیك تاریخ از شخصی یاد می كند كه در نبرد سهمگین پلانته درسال479 قبل از میلاد بطور معجزه آسائی جان سالم بدر برد و از آنجا كه در چنین سرنوشتی خود را مدیون لطف و كرامات خدا می دانست و در قبال این حیات دوباره می خواست شكرگزاری كند، بدین سبب از معبد آپولون آتش مقدس را با دو به محل تولد خود آورد.

رؤسای كمیته بین المللی المپیك

1- بارون پیر دو كوبرتن: از سال 1894 الی 1925 از فرانسه

2- هانری دوبایه لاتور: از سال 1925 الی1942 از بلژیك

3- زیگفرید آرستروم: از سال 1926 الی 1952 از سوئد

4- اوری براندوچ: از سال 1952 الی 1973 از آمریكا

5- لرد كیلانی: از سال 1972 الی 1979 از ایرلند

6- خوان آنتونیو سامارانچ: از سال 1980 تا كنون  از اسپانیا

 |+| نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 16:16  توسط محمد حسین  | 
تاثیر آواز خواندن بر سلامتی

اگر تا به حال میل به آواز خواندن به شما دست داده است ، چه زیر دوش حمام، چه در اتومبیل، یا شاید هم در مهمانی که هیچکس را آنجا نمی شناختید ، باید باآغوش باز پذیرای آن باشید. این هنر باستانی نه تنها حس خوبی به آدم می دهد، بلکه می تواند سلامتیتان را هم تقویت کند، احساس درد و ناراحتیتان را برطرف کند و حتی عمرتان را طولانی تر کند.

اگر از صدایتان به جز صحبت کردن، برای آواز خواندن هم استفاده کنید، فواید بسیار زیادی نصیبتان می شود. سوزانا هانسر، رئیس دپارتمان موسیقی درمانی در دانشگاه موسیقی برکلی، می گوید، "وقتی به جای حرف زدن، آواز می خوانید، در صدایتان آهنگ، موسیقی و اوج و حزیز دارد که باعث می شود بتوانید خود را عمیق تر بیان کنید. ازآنجا که خواندن عملی درونی است (که به بدن ما مربوط می شود) مطمئناً تغییراتی را در جسممان پدید می آورد."

 

آواز خواندن استرس و درد را کاهش می دهد ...
 
براساس گفته های پاتریشیا پرستون رابرتز، یک متخصص موسیقی درمانی در شهر نیویورک، تحقیقات ومطالعات ثابت کرده است که آواز خواندن موجب پایین آوردن ضربان قلب، فشار خون، و استرس می شود. او از آواز برای کمک به بیمارانی که از انواع مختلف بیماری ها و مشکلات روحی و فیزیکی رنج می برند، استفاده می کند.

او می گوید، "برخی افرادی که دچار آسیب های روانی شده اند گاهی اوقات دوست دارند بدن فیزیکیشان را ترک کنند. به نظر می رسد که آواز خواندن خیلی از راه های عصبی که درد از آن عبور می کند را می بندد."

 

آواز خواندن برای سالخورده ها ...
 
به نظر می رسد که آواز خواندن، مخصوصاً به صورت دسته جمعی، فواید بسیار زیادی را برای افراد سالخورده به همراه دارد. در تحقیقی که برای بررسی تاثیر آواز خواندن بر سلامت افراد 55 سال و بالاتر انجام گرفت، در مدرسه موسیقی در واشنگتن، یک گروه آوازخوانی مخصوص سالخورده ها شکل گرفت.

افراد سالخورده ای که در این گروه آواز شرکت داشتند (به همراه سالخورده های دیگری که در گروه های نویسندگی و نقاشی شرکت داشتند) درمقایسه با افرادی که در گروه کنترل بودند، پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای در وضعیت سلامتی خود داشتند. ازجمله پیشرفتهای آنها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- 30 مرتبه ویزیت دکتر کمتر

- مشکلات بینایی کمتر

- بروز افسردگی کمتر

- نیاز کمتر به دارو

- افتادن ها و سایر آسیب دیدگی های کمتر

حتی محقق اصلی این تحقیق، دکتر کوهن، رئیس مرکز پیری و سلامتی در دانشگاه جورج واشنگتن،   هم از تاثیرات شگرفی که تحقیق به اثبات رساند، متعجب بود. او در این رابطه می گوید، "تعجب من به خاطر این نیست که آواز خواندن عملی فایده بخش است، تعجبم از شدت تاثیر آن بر وضعیت سلامت شرکت کننده است. سن متوسط این شرکت کننده ها 80 سال بود. این سن همانطور که می دانید بالاتر ازسن قابل انتظار است، بنابراین اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، اگر قرار باشد تاثیری ایجاد شود، انتظار ما این خواهد بود که مرگ و میر گروه شرکت کننده نسبت به گروه کنترل کمتر بوده اشد.. اینگه پیشرفت وضعیت سلامتی آنها تا این حد زیاد بوده مایه تعجب است."

خود شرکت کننده ها هم پیشرفت هایی را در وضعیت سلامتی خود مشاهده کردند که از قرار زیر است:

- داشتن احساسی بهتر هم در زندگی روزمره و هم هنگاه آواز خواندن

- ارتقاء کیفیت صدای عادیشان

- پیر نشدن تن صدای صحبت کردنشان

- تنفس آسانتر

- فرم بدنی بهتر

 

آواز خواندن و بیماری آلزایمر ...

دکتر اسمیت از انجمن آلزایمر که می خواست بیشتر روی تاثیر آواز خواندن بر داشتن احساس بهتر تحقیق کند، گروه آوازی برای افراد  مبتلا به جنون، مشکلات حافظه و بیماری آلزایمر، برپا کرد.

او در این رابطه می گوید، "ما با اشتیاق و علاقه زیادی کار گروه را دنبال می کردیم. خانواده ها باور دارند که این گروه زندگی آنها را بهتر کرده و به طریقی باعث شده که افراد حال بهتری داشته باشند و بیشتر عمر کنند."

کلیو بالارد، رئیس تحقیقات انجمن آلزایمر می گوید، "قسمت هایی از مغز که با حرف زدن عمل می کند متفاوت از قسمتی است که روی موسیقی پردازش می کند که آن قسمتی است که این امکان را فراهم می کند که حتی افرادیکه قادر به حرف زدن نیستند هم بتوانند از موسیقی لذت ببرند. مردم از انجام کارهای گروهی لذت می برند و شواهد زیادی وجود دارد که ثابت می کند فعالیت اجتماعی برای افراد مبتلا به زوال عقل مفید است."

مربی آواز، لیز مک ناتن در این زمینه می گوید، "این جلسات تاثیرات مفیدی بر قدرت شناخت، توانایی های فیزیکی و احساسی شرکت کننده ها داشته است. به نظر می رسد که موسیقی توانایی دست یافتن به کلمات را دارد.. موسیقی آنقدر قدرتمند است که حتی افرادیکه توانایی حرف زدن خود را از دست داده اند هم می توانند به آوازها و اشعار آن دست پیدا کنند."

 

آواز خواندن سیستم ایمنی و سلامت عمومی بدن را ارتقاء می دهد ...

تحقیقات مختفی نشان داده است که آواز خواندن می تواند سیستم ایمنی بدن را هم تقویت کند. تحقیقی که در دانشگاه فرانکفورت در آلمان انجام گرفت، نشان داد که مقدار هموگلوبین A و کورتیزول—نمادهای تقویت سیستم ایمنی-- اعضای یک گروه آواز بعد از خواندن یکی از آوازهای موتزارت، بالا رفته است. فقط گوش دادن به موسیقی به تنهایی این تاثیر را به دنبال ندارد..

در تحقیق دیگری، اعضای یک گروه آواز، پرسشنامه هایی را برای گزارش واکنش های فیزیکی و روانی خود به آواز خواندن پر کردند. این افراد اینطور گزارش کردند:

- تقویت ظرفیت ریه

- انرژی بالاتر

- تسکین آسم

- فرم بدنی بهتر

- قویت حس ریلکسیشن و اوضع و احوال روحی و اعتماد به نفس

 
آواز خواندن و هنر بعنوان یک روش درمانی پذیرفته شده است ...
 
این روزها در سراسر جهان، انواع و اقسام هنرها بعنوان روش های درمانی شناخته شده اند. درواقع، در تحقیقی که توسط انجمن هنر در سلامت در امریکا انجام گرفت، مشخص شد که 68 درصد از بیمارستان های تحت تحقیق درمیان روش های درمانی خود از هنردرمانی نیز استفاده می کنند.

ناجویکوف، رئیس این انجمن میگوید، "هنر به بیمارستان ها کمک کرده است که تسهیلات خود را انسانی تر کنند. این یک ارتباط اجتماعی وب به حساب می آید و احساس بیماران را نسبت به بهبودی خود، تقویت می کند. این روش ها واقعاً رضایت بیماران را از نحوه درمان خود چندبرابر می کند."

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 14:52  توسط محمد حسین  | 

داوینچی و راز تابلوی مونالیزا...

لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در شهری کوچک در نزدیکی فلورانس در ایتالیا به دنیا آمد. داوینچی نشانه و خلاصه یک مرد رنسانس می باشد. او نه تنها یک نقاش بلکه یک دانشمند و مخترع نیز بود که ایده هایش قرنها جلوتر از آن زمان بود. نوشته هایش که بیشتر از ۵۰۰ صفحه می باشد شامل موضوعات مختلفی از قبیل ستاره شناسی، آناتومی بدن انسان، گیاه شناسی، زمین شناسی و اختراعات گوناگونی است که هیچ گاه در دوران زندگیش به مرحله ظهور در نیامد.

    

به دلیل کنجکاوی زیاد، داوینچی همواره به دنبال کشف رازهای جهان پیرامون خود بود به عنوان مثال: چرا ماه نورافشانی می کند، آب بنا بر چه قوانینی پیرامون اجسان جامد حرکت می کند، چرا آسمان آبیست و دهها رویداد غیرقابل توضیح دیگر در قرن پانزدهم.  نقاشی وسیله ای بود که او می توانست یافته های علمی خود را در قالب تابلوهای گوناگون نشان دهد. نتها ۱۵ عدد از نقاشیهای او باقی مانده است که در میان آنها مونالیزا (Mona Lisa) از همه معروفتر می باشد.

        

داوینچی کار تابلو مونالیزا را پس از سه سال تلاش در سال ۱۵۰۶ بر روی قطعه ای از چوب کاج به پایان رسانید. مونالیزا با نگاه کنجکاوانه و لبخندی مرموز در تور خود به دور دنیا، که از موزه لوور شروع شد، نگاه میلیونها نفر را از سراسر دنیا به خود جلب کرد. چیزی فراتر از یک نقاشی کهنسال در یک جعبه ضد گلوله در موزه لوور است که بی وقفه توجه بینندگان را به خود جلب می کند. واساری (Vasari) که سالها در باره زندگی داوینچی تحقیق کرده است این تابلو را یک شاهکار منحصر به فرد می داند. نکته جالب توجه اینجاست که واساری ابروهای مونالیزا به دقت در مقالات خود شرح می دهد در حالی که مونالیزا شخصی است که اصلا ابرو ندارد! داوینچی خیلی به این تابلو علاقه مند بود طوری که تا زمانی که مونالیزا را به فرانک اول پادشاه فرانسه نفروخته بود هیچگاه آنرا از خود دور نمی کرد و همیشه این تابلو را حتی در مسافرتها به همراه خود داشت.

اولین سوالی که با دیدن مونالیزا به ذهن می رسد اینست که : مونالیزا چهره یک زن است یا مرد؟ به احتمال بیشتر مونالیزا زنی است به نام “Lisa Gheradini del Giocondo”  که از طرف همسر خود به خیانت متهم شد. همچنین احتمال می رود که مونالیزا همان “Isabella of Aragon” یا همسر “Giuliano de’ Mecini” باشد. ولی اگر مونالیزا چهره یک مرد باشد، او کیست؟ سانتیمتر به سانتیمتر این تابلو توسط محققان زیادی آنالیز شده است که تلاش داشته اند که راز این تابلو را کشف کنند ولی به هیچ چیز قطعی دست پیدا نکرده اند.

تحقیقات نشان می دهد که سر مونالیزا بر اساس یک دایره شکل گرفته است که با نگاه کردن به تابلو می توان آنرا تشخیص داد. طول و عرض مونالیزا (نه کل تابلو) دقیقا به اندازه ۴ و ۳ عدد از این دایره می باشد که مثلث معروف فیثاغورث(۳، ۴، ۵) را تشکیل می دهد. شعاع این دایره دقیقا یک کف دست (۸.۷ سانتیمتر) به سیستم اندازه گیری آن زمان می باشد. 

بنا بر عقیده تعدادی از محققان، مونالیزا در حقیقت چهره خود داوینچی است که به طور بسیار ماهرانه ای در قالب مونالیزا به ظهور رسیده است. و در آخر اینکه سوالات بسیار زیادی در رابطه با مونالیزا همچنان بی جواب مانده است. اخیرا یک دانشمند چینی نرم افزاری را طراحی کرده است که بر اساس شکل فک و دهان اشخاص، صدای آنها را پیش بینی می کند که در اینجا شما می توانید صدای مونالیزا و داوینچی را بشنوید!

راز لبخند ژوکوند: ‘مونا لیزا احتمالا آبستن بوده است’

بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونا لیزا نشسته ممکن است به خاطر آن باشد که او باردار است و یا اینکه به تازگی بچه ای به دنیا آورده است. دانشمندان کانادایی به کمک اشعه لیزر موفق شده اند تصویری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوینچی تهیه کنند.
 

با مطالعه دقیق تابلو و کشف لایه های زیرین آن، گفته شده است مونا لیزا جامه ای به تن دارد که زنان حامله و یا فارغ از زایمان به تن می کرده اند. این تحقیق همچنین نشان می دهد که تابلو در طول ۵۰۰ سال آسیب چندانی ندیده است.

فراسوی سایه های تیره

هیئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند. با مطالعه دقیق لیزری، بخش های تیره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس مونالیزا و فرم گیسوی او.

با پژوهش اخیر روشن شده است نوع بالا تنه ای که مونا لیزا به تن دارد، در قرن شانزدهم میلادی مخصوص زنان حامله بوده و یا زنانی که تازه از بستر زایمان برخاسته اند. این جزئیات تا کنون شناخته نبود، زیرا در سایه های تیره تابلو فرو رفته بود. درباره هویت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

و اینکه ... 

داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای ۱۵۰۳ و ۱۵۰۶ دریافت کرد اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد. درباره این اثر هنوز رازهایی باقی است از جمله این که معلوم نیست این تابلو چگونه پدید آمده است. شگردهای شیوه نقاشی مات یا به اصطلاح دودآلود داوینچی هنوز کاملا روشن نشده است. به گفته کارشناسان داوینچی با ابزارها و رنگهای خود، سبک تازه ای ابداع کرده بود که اجزای تصویر در عین ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته دیده می شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 10:26  توسط محمد حسین  | 

برنده ی هواپیمای ایرانسل مشخص شد!

 
با برگزاری مراسم قرعه کشی، برنده جایزه بزرگ جشنواره بهاری ایرانسل که یک هواپیمای تفریحی دو نفره همراه با آموزش و مجوز پرواز بود مشخص شد.

این مراسم با حضور نمایندگان دادستانی کل کشور، صدا و سیما، مدیرعامل ایرانسل و اصحاب رسانه در محل شرکت ایرانسل برگزار شد. بدین ترتیب "احمدرضا سیفی" دارنده سیم کارت اعتباری ایرانسل از شهر ایذه استان خوزستان با 41 امتیاز برنده هواپیمای تفریحی دو نفره با آموزش و مجوز پرواز شد.

بنا بر این گزارش در جشنواره بهاری ایرانسل که از 20 فروردین تا 7 تیر ماه سال جاری برگزار شد، تمامی مشترکین قدیم و جدید ایرانسل، به ازای هر 5 هزار تومان شارژ و مصرف خدمات سیم کارت اعتباری خود و یا به همین میزان پرداخت صورتحساب سیم کارت دائمی خود یک امتیاز دریافت کرده و با کسب حداقل 4 امتیاز در قرعه کشی هواپیمای دونفره ایرانسل شرکت داده شدند.

همچنین تمام مشترکین جدید ایرانسل که از 20 فروردین تا 7 تیر ماه نخستین تماس را از سیم کارت خود برقرار و ثبت نام خود را تکمیل کرده بودند، در قرعه کشی 10 خودروی پژو 206 شرکت داده شدند.

بر این اساس "مهران رجبی کیا"، "سکینه فرجی"، "مهرداد فردی" "سمیه بصیری"، "آذر نورالهی"، "طیبه تبریزی"، "محمدرضا یاری زاده"، "مسعود شایق"، "انور هادی قورقی" و "سید حسن موسوی نسب" از شهرهای کرج، شهریار، شوشتر، تهران، دزفول، قائم شهر و اهواز که همگی از دارندگان سیم کارت های اعتباری ایرانسل بودند، هر کدام برنده یک دستگاه خودردی پژو 206 از مجموعه جوایز جشنواره بهاری ایرانسل شدند.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 11:0  توسط محمد حسین  | 

نامه مادر غضنفر

غضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید

غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه.

ببخشید معطل شدی. جعفر جان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌اون هم دوتیکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی.

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی.

راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همین دیگه .. خبر جدیدی نیست.
قربانت .. مادرت.

راستی:‌غضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 1:44  توسط محمد حسین  | 
اسراف از نوع عربی ...


.

.

.

 

و در جایی دیگر هزارن کودک...!؟



 |+| نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 10:51  توسط محمد حسین  | 

یادگاری و مصاحبه ی جدید سیاوش قمیشی ...

یادگاری استاد سیاوش قمیشی :

امکان خرید نسخه اصلی آلبوم رگبار استاد سیاوش قمیشی فراهم شد.

در کنار هر نسخه اصلی آلبوم یک کارت پستال هدیه دریافت خواهید کرد؛ متن این یادگاری را استاد سیاوش قمیشی با خط خود و به نام خود شما خواهد نوشت !

قیمت نسخه اصلی آلبوم رگبار ۲۰.۰۰۰ تومان یا ۱۰.۰۰۰ می باشد که شامل هزینه آلبوم + ارسال از آمریکا + ارسال به شهر شما می باشد. (قیمت اصلی پس از بررسی تعداد سفارشات تعیین می گردد)

در صورت نیاز با شماره ی 09354509180 در ایران تماس بگیرید.

 

در ادامه مصاحبه ی جدید سیاوش قمیشی ...

مصاحبه ی جدید و بسیار زیبای سیاوش با شبکه ی benin.Tv را مشاهده کنید :

دانلود (مدت ۷:۳۳ - حجم ۵.۶MB)

منبع لینک : siavash-music.muslimblog.ir

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 20:9  توسط محمد حسین  | 

  بالا