تبليغاتX
از همه چیز یه ذره
 
از همه چیز یه ذره
 
 
از همه چیز یه ذره
 

لازم دیدم به توضیحی بدم:

قابل توجه دوستانی که داستان زیر رو خوندند بگم که داستان و عکس هایی که مشاهده می کنید با اجازه ی دوستانم در وبلاگ گذاشته شده است.

و اینکه هر یک از این عزیزا به نوبه ی خود فوق العاده اند. هم از لحاظ معرفت و با صفا بودن هم از لحاظ علمی و از همه مهمتر شخصیتشون حرف ندارد. واقعا میشه گفت بهترینند...

معرفت که گفتنی نیست ولی در مورد علم و عمل هم میشه از دستگاهی نام برد که این دوستان ساختند و الان در حال تکمیل اونند با نام آبگرمکن خورشیدی متحرک (که نمونه ی ایرانی ندارد) که طرح بسیار موفقی در نمایشگاهی که در هفته ی پژوهش برگذار شد به شمار آمد. و همچنین طرح دیگه ای که با هم درصدد انجامش هستیم و ... 

برای همه ی دوستام آرزوی موفقیت می کنم...

قربون همتون.

 |+| نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 0:7  توسط محمد حسین  | 

شرح مفصل سفر MoHoGa به طولانیترین رودخانه ی دنیا:

در این سفر شما شاهد عجیبترین موجودات خواهید بود. پس با ما باشید...

روزی روزگاری MoHoGa تصمیم گرفت در سفری,  برخی از دانشمندان محقق را همراهی کند. این دانشمندان بروی گونه ای جدید از موجودات تکامل نیافته تحقیق می کردند.

داستان از جایی شروع شد که در پی درخواست یکی از اعضای اکیپ, من وارد وادی ناشناخته ای شدم که تا حال ابوالبشری پای در آن ننهاده بود. در شروع حرکت ما در راستای رودخانه ای که هنوز انتهایی برای آن مشخص نشده بود به راه افتادیم.  از مسیر های پر پیچ و خم عبور می کردیم و از صخره هایی که با زمین زاویه ی 90 درجه ساخته بود بالا رفتیم. ناگاه به آبشاری که دست کمی از نیاگارا نداشت رسیدیم. یکی از دوستان که از فرط گرسنگی به ستوه آمده بود بقچه اش را باز کرد و ناگاه دیدم قوت لایموتی همراه داشت که یک مهمانی ایالواری را ساپورت می کرد. من نیز از فرط خوشحالی اشک در چشمانم حلقه زد زیرا این مورد در طول تاریخ بی سابقه بود. (از یکی از دوستان که در انجام کارهای سورپریز کننده ای همچون آوردن قوت لایموت قدردانی می کنم)

بعد از اینکه شکممان را پر از مواد نیروزا کردیم با تفنگ کلاشینکف یکی دیگر از دوستان به شکار ... رفتیم. ایجانب به هدفی که مد نظر داشتم شلیک کردم. آن را طوری زدم که حتی شاه عباس هم در زمان حیات همچنین شکاری نکرده بود. اما در پی این حرکت عظیم من داشتم تلف می شدم. بعد از زدن شکار من در پی یافتن شکار بودم که ناگهان دنیا دور سرمان تیره و تار گشت. نزدیک بود که به پر آبترین رودخانه ی دنبا پرتاب شوم که البته نذر و نیاز ها پاسخگو بود و من را از مرگ حتمی نجات داد.

اندکی بعد با دوستان به حرکت خود ادامه دادیم. به قسمتی از رودخانه رسیدیم که آب با فشار 9000000 پاسکال و شتاب 5000000 متر بر ثانیه به آسمان پرتاب می شد. قدری جلوتر و در پشت کوه موجودی را دیدیم که تا حال شبیه به آن را حتی در داستان ها هم ندیده بودیم. این موجود که به نظر تکامل نیافته می آمد جلو راه ما را گرفت و ما نیز ناچار متوسل به زور شدیم و با اسلحه این موجود را از پای در آوردیم. اما این موجود سرسخت تر از آن بود که از پای در آید و بالاخره توانست از دستمان فرار کرده و ما را از پای در آورد.

در این کشمکش ها من و دانشمندان دیگر پیروز شدیم و این موجود را به تسلیم وا داشتیم. در بازجویی هایی که صورت گرفت مشخص شد که این موجود از گونه های جهش یافته ی عقرب کوهی است و ما اینجا بود که به کشف مهمی نائل شدیم و نام ما بار دیگر در کتاب گینس ثبت شد. (البته شایان ذکر است از زحمات دانشمند عزیز که به شکل یک لر غیور در مقابل این موجود ایستادگی کرد تشکر کنم.)

TinyPic image

"صحنه هایی دیگر از نبرد با آن موجود در هنگام بالا رفتن از درختی با قطر ۵ متر"

TinyPic image

" صحنه هایی دیگر از درگیری این موجود با یکی از دوستان که اشک را در چشمانمان راه انداخت"

 

در ادامه ی سفر ما که به نظر از فرط تشنگی به مغزهایمان آسیب جدی رسیده بود راه را گم کردیم. (در اینجانیز از دوستی که همچون یک لر غیور در گم کردن راه کمکمان کرد تشکر میکنم.)

TinyPic image

"عکسی از دوست غیوری که با یک تیر هم موجود را از پا در آورد هم عامل تشکر بالایی بود" 

TinyPic image

"این هم نشانه گیری من که عامل اصلی در آرام کردن آن موجود بود"

اما به هر حال ما بودیم و هرکول پوآرو که با چند ترفند زیرکانه راه را پیدا کردیم و به صراط اصلی رسیدیم. با کمی حرکت در بین جنگل های انبوه به شهری بزرگ رسیدیم که حتی از دو وجب هم بزرگتر بود. یک موردی که در سفرنامه به آن اشاره نشد شکمهای مملو از اختشاشم بود که هر گاه به یادش می افتادم مو بر اندامم سیخ میشد. (به خاطر همدردیتان ممنونم). با رسیدن به شهر و بر طرف کردن اختشاش بر آن شدیم که معده هایمان را جلا دهم و با خوراندن آبهای معدنی به آن  از این نعمت خالق استفاده ی ببریم. در این حین خبری بس ناگوار دلهایمان را دوباره مخشوش کرد. این خبر که توسط تلفن بی سیمی مخابره شد این بود: خرابکاری یکی از علمای اهل قلم روی برگه ای به نام کنکور (از نوع فوق) و هم زدن آن توسط صاحب برگه بود که انگار برگه رنگ و بوی بدی به خود گرفت. و صاحب برگه که او نیز از احالی مکتب است نیز با روحیه ای که کمتر در بین مردمان شایع است دیده شده و با این روحیه شهری دیگر در جوار شهر مذکور را بطور کامل ... چرخ زد. او که در این شهر همچون پرین بود با سفری دیگر در شهری دیگر سفرنامه ای نوشت که همزمان در دست چاپ است. (ما نیز در پی گرفتن مجوز سفرنامه ی ایشان از ارشاد هستیم.)

حال بر میگردم و از حال و هوایی که صاحب برگه به ما داد خارج شده و به حرکت نمادین که اکیپ دوستان انجام دادند می پردازم. دوستان در حرکتی نمادین چتری به وسعت خلیج همیشگی فارس پهن کرده و با تماسی تلفنی با صاحب برگه حال و هوای خود را برای وی بازگو کرده و با برانگیختن حس انساندوستی صاحب برگه خواستار حضور وی در مکان حاضر شدند. (این حرکت را دوستان سمبل رو معنی کردند.) قابل توجه است که این خواسته بدلیل وجود اتومبیلی بود که سوارکار آن کسی نبود جز خود صاحب برگه و همه ی دانشمندان درصدد بودند به کمک آن ازین بیقوله ی ماتم زده جان سالم به در ببرند.

اما ماجرای رسیدن صاحب برگ به ما همراه با مسابقه ای بود. در این مسابقه قرار برین شد هر ابوالبشری که اندک زمان به نقطه ای دور دست رسد پیروزی کامل نصیب اوست و بایستی برنده, بازنده ها را کولی دهد. در مسابقه ای که بین ما و صاحب برگه انجام گرفت ما حداکثر توانایی بکار بستیم که پیروز نشویم و شکر خدا همینطور شد. صاحب برگه پیروز شد و حتی بسیار جلوتر از خط پایان حرکت کرد. ما نیز او را پیروز خواندیم و خدا را شکر کردیم که از این ماجرا نیز نجات یافتیم. بالاخره ما نیز با کمک صاحب برگه به منزلگاهمان رسیده و پیروزی او را در کنکوری دیگر خواستار شدیم...

"به دلیل وجود قانون کپی رایت از قرار دادن عکس صاحب برگه معزورم"

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 23:4  توسط محمد حسین  | 
دختر شدن آسان در پنج دقيقه :
 
اگر شما پسري هستيد طالب قرتي‌بازي‌هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:
ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي‌گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي‌توانيد درست راه برويد!
اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نمي‌باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده‌ايد!
حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه‌ي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگ‌تر، اندام ضايع شما زيباتر!
روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي‌کند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد!
هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه مي‌رويد لغات عاشقانه بسياري را مي‌شنويد و مسلما حال مي‌کنيد!
به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم...
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 0:3  توسط محمد حسین  | 
امیدوارم خبری رو که می خونید واقعیت داشته باشه...

محسن چاوشی، به کلوپ مجازها پیوست:

يک شرکت توليد آثار موسيقايی در ايران، به زودی چند آلبوم موسيقی جالب توجه را به بازار عرضه می کند که اولين آلبوم رسمی «محسن چاوشی» هم در بين آن ها ديده می شود.

چاوشی آهنگساز جوانی است که از حدود دو سال پيش با پخش غيرمجاز چند کار نيمه حرفه ای اش، به عنوان يک خواننده زيرزمينی سبک پاپ، در ميان جوانان ايران محبوبيت پيدا کرد. چاوشی در ابتدای کار خود، از سوی بسياری متهم شد که در سبک خوانندگی، تلاش می کند با تقليد صدای «سياوش قميشی»، نظر شنوندگان موسيقی را جلب کند، ولی به تدريج و با جدی تر شدن فعاليت هايش صدای محسن چاوشی هم تغيير کرد.

بهمن ماه سال گذشته، هنگامی که فيلم «سنتوری» ساخته «داريوش مهرجويی» در جشنواره فيلم فجر اکران شد، بسياری از منتقدان سينمايی، صدا و موزيک محسن چاوشی را پديده جشنواره بيست و پنجم فجر دانستند. در اين فيلم «بهرام رادان» ستاره خوش چهره سينمای ايران، در نقش يک خواننده و نوازنده، چند قطعه از کارهای چاوشی را لب خوانی می کند. در اين فاصله حدود سه آلبوم و چندين تک ترانه از ساخته های چاوشی بين علاقه مندانش دست به دست می شد. حتی اجراهای اختصاصی او برای فيلم مهرجويی هم از اين ماجرا مستثنا نشدند و پيش از اکران عمومی سنتوری، ناخواسته به خارج از استوديو ضبط راه پيدا کردند. از شروع همکاری محسن با عوامل ساخت اين فيلم تا اکران آن در جشنواره، اين پروژه هنری با حاشيه های پر سر و صدايی همراه بود؛ ابتدا خبر توقيف فيلم به دليل استفاده از صدای چاوشی به گوش رسيد. سپس در جشنواره، اسم اين خواننده از تيتراژ فيلم حذف شد. اين روزها هم خبر می رسد اختلاف نظر او با سازندگان سنتوری، منجر به حذف موزيک های او و جايگزينی خواننده ای ديگر شده است. حتی در بازار داغ شايعات، برخی گفته اند که شايد خود بهرام رادان، ترانه های مورد نياز اين فيلم را اجرا کند.
به هر حال چاوشی با هاله ای سنگين از شايعه و شنيده ها در اطراف نامش، اين روزها سخت به دنبال سامان دادن به يک آلبوم جديد است؛ آلبومی که قرار است با کسب مجوز و به صورت مجاز در دسترس هوادارنش قرار بگيرد. اسم اين آلبوم «يک شاخه نيلوفر» است و قرار بود در زمان برگزاری نمايشگاه کتاب تهران (اواسط ارديبهشت ماه) منتشر شود، اما به دليل مشکلات حاشيه ای، چاوشی هنوز موفق نشده که آلبوم خود را برای انتشار آماده کند. گرفتن مجوز صدای اين خواننده و پخش مجاز اين آلبوم، البته کار سختی بود که خود محسن هرگز موفق به اين کارنشد، ولی سرانجام شرکت «آوای باربد» با ارتباطات خوب خود و نفوذی که در مرکز موسيقی اداره ارشاد اسلامی دارد، موفق به اين کار شده است.

شرکت «آوای باربد» پيش از اين هم آلبوم های جالب توجه بسياری را منتشر کرده است؛ آثاری که قبلا در بازار ايران بی سابقه يا کم سابقه بودهاند: آلبوم هايی از «عبدالحليم حافظ» «عمرخيرت» (خوانندگان مشهور مصری)، اريک کلپتون، ريچی بلکمور، اينگوی مالمستين، آندره آ بوچلی، اِرا، سکرت گاردن، عليحان (دودوک نواز آذربايجانی) و... يا موزيک متن فيلم هايی مثل: گلادياتور، مصائب مسيح، ماتريکس و... از جمله آثاری هستند که در برابر ديدگان حيرت زده ناشران ديگر، با نام «آوای باربد» به بازار موسيقی فرستاده شدند. البته مجموعه آثار دوست داشتنی اين شرکت، گاهی هم انتقاد برانگيز بوده اند. از جمله انتشار بی اجازه منتخبی از آثار گروه «Axiom of Choice» تحت عنوان آلبوم «واقعه»، يا کتاب «زمزمه های يک شب سی ساله» منتخب سروده های «ايرج جنتی عطايی» که به گفته شاعر، آن هم بدون اجازه به بازار آمده است. دايره تلاش های اين شرکت برای کسب مجوز پرفروش ها به جايی رسيد که کمی پس از مرگ «ويگن»، باربدی ها اعلام کردند می خواهند منتخبی از کارهای اين خواننده قديمی ايرانی را منتشر کنند. اما در حالی که در اين مدت بارها چند ترانه مشخص ويگن از راديو و تلويزيون دولتی ايران پخش شده بود، آن ها موفق به اين کار نشدند. در عوض، گرفتن مجوز و انتشار دو آلبوم از کارهای «داريوش رفيعی» (خواننده چهار دهه پيش) و وعده انتشار آلبوم جديد «فرامرز اصلانی»، از برگ های برنده «آوای باربد» به حساب می آيند. آلبوم اخير «دل مشغولی ها» نام دارد و فرامرز اصلانی با موزيک هايی از «آرميک» منتخبی از آثار قديم و جديد خود را در آن عرضه خواهد کرد. يکی ديگر از مهم ترين آلبوم های آينده «آوی باربد» که مخاطبان هم برای شنيدنش بی تابی می کنند، کاست مجاز «محسن نامجو» است. اين شرکت موفق شده مجوز آثار نامجوی محبوب را هم بگيرد و همين روزها آلبوم «ترنج» نيز با آثاری که از اشعار کلاسيک در آن ها استفاده شده، منتشر خواهد شد.
از ديگر آثار در دست انتشار باربد بايد از اين ها نام برد: «برگ و باد» با صدای «محمدرضا هدايتی» بازيگر مجموعه های طنز عامه پسند تلويزيون ايران، «اسير» اولين آلبوم «عليرضا قميشی» (پسر سياوش قميشی که در شيراز زندگی می کند و مورد غضب پدرش است!)، «زمزمه های يک شب سی ساله» شعرخوانی با صدای ايرج جنتی عطايی، «فقط نگاه می کنم» آلبوم جديد «حامی»، «پياده روهای پاريسی» عاشقانه های «Gary Moore»، دو آلبوم از «Leonard Cohen»، دو آلبوم موزيک سرخپوستی و چند آلبوم غير غير ايرانی ديگر که طبق معمول بدون توجه به قانون حقوق سازنده، يعنی همان کپی رايت معروف، عرضه خواهند شد.
 
منبع: forum.persiantools.com  
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 2:44  توسط محمد حسین  | 
فرق دخترا و پسرا در تهیه نیمرو:
 
دختر ها :
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسر ها :
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 0:54  توسط محمد حسین  | 
از ته دل برای صاحبش متاسفم:

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 15:12  توسط محمد حسین  | 
۳۰ فیلم پرفروش تاریخ:

کدوم یکی رو بیشتر می پسندید؟ نظرتون در موردش چیه؟

نام فيلم                                                                     سال نمايش          فروش جهاني
 
1.  تايتانيك                                                                     1997                 $1,845.0
 
2.  ارباب حلقه ها - III: بازگشت پادشاه                              2003                 $1,118.9
 
3.  هري پاتر و سنگ جادوگر                                               2001                 $976.5
 
4.  ارباب حلقه ها - II: دو برج                                             2002                $926.3
 
5.  جنگهاي ستاره اي: اپيزود اول - تهديد شبح                      1999                 $924.3
 
6.  شرك2                                                                      2004                 $920.7
 
7.  پارك ژوراسيك                                                            1993                  $914.7
 
8.  هري پاتر و جام آتش                                                   2005                  $892.2
 
9.  هري پاتر و تالار اسرار                                                  2002                  $876.7
  
10.  ارباب حلقه ها: ياران حلقه                                         2001                  $871.4
 
11.  در جستجوي نيمو                                                     2003                 $864.6
 
12.  جنگ هاي ستاره اي - اپيزود سوم: انتقام سيث             2005                 $850.0
 
13.  مرد عنكبوتي1                                                          2002                 $821.7
 
14.  روز استقلال                                                             1996                 $817.0
 
15.  ئي تي: موجود ماوراي زميني                                     1982                 $792.9
 
16.  هري پاتر و زنداني آزكابان                                           2004                 $789.8
 
17.  شيرشاه                                                                 1994                 $783.8
 
18.  مرد عنكبوتي2                                                         2004                 $783.8
 
19.  جنگ ستارگان                                                         1977                 $775.4
  
20.  تاريخچه نارنيا                                                          2005                 $744.7
 
21.  رمز داوينچي                                                            2006                 $741.0
 
22.  فراخواني ماتريكس                                                   2003                 $738.6
 
23.  فارست گامپ                                                          1994                 $677.4
 
24.  حس ششم                                                           1999                  $672.8
 
25.  دزدان دريايي كاراييب: نفرين مرواريد سياه                    2003                  $653.9
 
26.  جنگ هاي ستاره اي II: حمله كلونها                           2002                  $649.4
 
27.  عصر يخ: ذوب                                                          2006                  $644.1
 
28. شگفت انگيزها                                                         2004                  $631.4
 
29.  پارك ژوراسيك: دنياي گمشده                                     1997                  $618.6
 
30.  مصائب مسيح                                                         2004                  $611.9

یادتون نره در مورد فیلم مورد علاقتون نظر بدین...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 1:54  توسط محمد حسین  | 
بازگشت اطلاعات مموری کارت:
منبع: www.ir-tci.org 

این نرم افزار به راحتی و با سرعت اطلاعات از دست رفته شما را بازیابی می کند.
شما پس از نصب این نرم افزار در کامپیوتر خود می توانید عکس ها و ویدئوهای خود را از درون مموری کارت بازیافت کنید. ضمنا تمام پسوند های ویدئو و عکس هم توسط برنامه ساپورت می شود.
توجه : این نرم افزار فقط برای MMC است.

بازگرداندن اطلاعات مموری کارت - www.Ir-Tci.Org

 دانلود - با حجم 820 کیلوبایت
 پسورد : www.ir-tci.org
 
 
امیدوارم مفید باشه...
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 1:17  توسط محمد حسین  | 
فبول دارید پیکان خودرویی اسپرته...

من از همون اول میدونستم (گالیور و دوستان) پیکان یه سوپر اسپرته!!!

Image
Image 

(کلماتی که در بالا با رنگ مشکی تر مشخص شده دارای غلط املایی است)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 0:34  توسط محمد حسین  | 
آلبوم سيمرغ:
 
بعد از چند ماه شاهد یک آلبوم زیبا از خواننده ای جوانی که صدایی نزدیک به ابی داره خواهیم بود که درصدده اولین آلبوم خودش رو با نام سیمرغ ارائه کند. متنی که می خونید از وبلاگ ترانه بازی برداشت شده:
 

اگر به وضعیت امروز موسیقی پاپ ایران نگاهی گذرا بیندازیم، می بینیم که هنرمندان متعهد و فعال در عرصه ترانه نوین به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد. در این بین تعداد اندک خوانندگان این سطح از هنر ترانه، آینده ای نامعلوم را برای ترانه متعهد به تصویر می کشد. با این حال، ما علاقه مندان این سبک از ترانه دل به صدای خوانندگان محبوب خود بسته ایم و هیچ آینده ای را برای این ترانه متعهد متصور نیستیم و در این سال ها با کوچ ابدی خوانندگانی چون فرهاد و فریدون فروغی می توان به راحتی جای خالی اینان را حس کرد. در حالی که هیچگاه صدایی جوان نتوانست حتی گوشه ای از جای خالی آنها را پر کند؛

 اما قصد داریم از خواننده ای دیگرگونه صحبت کنیم. خواننده ای جوان به نام «راستین» که کار خود را با نام های بزرگی چون فرید زلاند، اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری آغاز کرده است. راستین هنوز در ابتدای راهی طولانی و پر پیچ و خم است اما او با اجرای خیره کننده چند ترانه ای که تاکنون قسمت هایی از آن را شنیده ایم، توانسته کفه ترازوی گمانه زنی ها در رابطه با آینده خود را به سود پیشرفت و موفقیت سنگین سازد. انعطاف پذیری صدای او و تکنیک های خاصش در اجرای ترانه هایی که تابحال از او شنیده ایم او را از بسیاری از همنسلانش در داخل و خارج از کشور متمایز می کند و در جایگاهی خاص قرار می دهد.

طبق آخرين اعلام از جانب آقای " زلاند " که به عنوان آهنگساز و تهيه کننده ی اين آلبوم و معرفی کننده ی اين صدای جوان ، معرف حضور دوستداران ترانه ميباشند، در فصل جاری،تابستان هشتاد و پنج ، شاهد عرضه ی آلبوم سيمرغ با صدای " راستين " و شاه ترانه هايی از ترانه سرايان بزرگ و محبوب سرزمينمان " ايرج جنتی عطايی، اردلان سرفراز و شهيار قنبری " خواهيم بود. البته تا آنجا که دست تجربه نشانمان داده ذکر اين نکته لازم است که "اگر مساله ای پيش بينی نشده به ميان نيايد!".

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 21:25  توسط محمد حسین  | 
این مسئله واقعا" زیباست...

باید به تک تک جمله هاش دقت کرد و با منطق حلش کرد:

یه آمار گیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.

طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی. من سه پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2 تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره".

آمار گیره یه خورده فکر میکنه و میگه: "با این اطلاعات نمیتونم حلش کنم میشه یه راهنمایی بکنین".

صابخونه میگه: "پسر بزرگترم حلوا شکری عقاب خیلی دوست داره!!!" و آمارگیره مساله رو حل میکنه.

حالا شما میتونین بگین سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟

میتونید حل کنید؟

 |+| نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 16:19  توسط محمد حسین  | 
پيدا كردن موقعيت مكاني افراد از روي شماره موبايل:
 
باور نكردني !!!! شماره موبايل هر كسي رو كه دوست داريد در تمام دنيا وارد كنيد و موقعيت مكاني دقيقش رو پيدا كنيد !
برای این کار به سایت زیر مراجعه کنید...
 
 |+| نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 15:50  توسط محمد حسین  | 

  بالا